انیمه «سولو لولینگ» (Solo Leveling) پس از یک فصل اول طوفانی آنقدر سروصدا به راه انداخت که اکنون با فصل دوم خود، بهسرعت به یکی از محبوبترین انیمههای حال حاضر تبدیل شده است.
چارسو پرس: اما این محبوبیت بیدلیل نیست؛ از شخصیتهای فراموشنشدنی گرفته تا مبارزات نفسگیر و دنیاسازی پرجزئیات، «سولو لولینگ» هر چیزی را که از یک انیمهی شونن خوشساخت میخواهید در خود دارد و اگر انیمه راه مانهوای اصلی را ادامه دهد، میتوان گفت هنوز برگهای برندهی زیادی را رو نکرده است.
«سولو لولینگ»، که به نام «یکهتاز» هم شناخته میشود، نهتنها یکی از بهترین انیمههای شونن است، بلکه میتواند به پرطرفدارترین انیمهی عصر کنونی تبدیل شود که در هر نسل، فقط یکی-دوتا از آنها از راه میرسد. «سولو لولینگ» قطعا از آن ویژگیهایی که یک انیمه را به اثری کلاسیک تبدیل میکند برخوردار است و میتواند تا سالها در صدر فهرست بهترین انیمههای تمام ادوار باقی بماند. حتی برای کسی که معمولا سراغ انیمههای شونن نمیرود هم مشخص است که «سولو لولینگ» با دستاورد خود در داستانپردازی و انیمیشن، ژانر را یک پله ارتقاء میدهد. این بهسادگی از آمار هم مشخص میشود که اگر نگاهی به آنها بیندازید، میبینید که انیمه «سولو لولینگ» چندین رکورد شکسته و دوبار در صدر جدول کرانچیرول، بزرگترین سرویس پخش انیمه، بوده است. اپیزود اول فصل اول انیمه توانست رکورد بیشترین لایک برای یک انیمه را در کرانچیرول بشکند؛ آن هم با گذر از «جوجوتسو کایسن» (Jujutsu Kaisen) که برای خودش غولی در عالم شونن به حساب میآید. سپس قسمت اول فصل دوم «سولو لولینگ» رکوردی که اولین فصل گذاشته بود، شکست.
دنیای «سولو لولینگ»
داستان «سولو لولینگ» به سبک برخی از بهترین انیمههای ایسکای در جهانی فانتزی رخ میدهد. پس از آنکه جادو از دنیای انسانها سردرمیآورد، افراد معدودی روی کار میآیند که تواناییهای قدرتمندی در آنها بیدار شده است. در دنیای «سولو لولینگ» این افراد با قدرتهای خارقالعاده که تصمیم میگیرند به جای یک زندگی معمولی با استفاده از قدرتهایشان به جنگ هیولاها بروند، به نام شکارچی (Hunter) شناخته میشوند. تنها این شکارچیها هستند که میتوانند با تواناییهای خود با هیولاهایی مبارزه کنند که پشت دروازهها (Gates) در دانجنها (Dungeons) قرار دارند. دروازهها پل بین دنیای انسانها و قلمروی دانجنها هستند که در هر جایی روی زمین پدیدار میشوند. اگر هیولاهای داخل دانجن، از اولی تا غولآخر آن، تا پس از چند روز از ظاهر شدن دروازه شکست داده نشوند، به دنیای انسانها هجوم میآورند. دانجنها براساس میزان انرژی (Mana) که در آنها وجود دارد و مبتنی بر میزان سختی شکست دادن هیولاهای آن از E (سادهترین) تا S (سختترین) درجهبندی میشوند و قویترین هیولاها حتی توانایی نابود کردن شهرها و کشورها را دارند.
به همین ترتیب، شکارچیهایی هم که به جنگ این هیولاها میروند براساس میزان قدرت خود، در رتبهبندی که سیستم برایشان از A تا E (و S که رتبهای استثنایی است) تعیین میکند قرار میگیرند؛ اما این رتبهبندی مثل کاست سختگیرانهای است که هیچکس نمیتواند از رتبهای که اولین بار به او داده شده، بالاتر برود؛ تا اینکه سروکلهی سونگ جینوو پیدا میشود.
اولین باری که سونگ جینوو را میبینیم، او ضعیفترین شکارچی تاریخ به حساب میآید و حتی وقتی از دروازههای دانجن رد میشود، آسیب میبیند. اما بعد از اینکه دانجن یک چرخش عجیب پیدا میکند، جینوو با یک پیام از سمت سیستم مواجه میشود که به معنای دقیق کلمه از او یک کاراکتر ویدیوگیم میسازد؛ اتفاقی که برای سیستم بیسابقه است. جینوو ازاینپس میتواند مأموریتهای روزانه برود که اجازه میدهند سطح خود را افزایش دهد و امتیاز بگیرد که به قدرت، چابکی، هوش و غیره اختصاص مییابند. جینوو قدرتهای مبارزهای تازهای یاد میگیرد، از هیولاها تجهیزات برمیدارد، برای خودش کیف تجهیزات و دسترسی به مغازه دارد و تازه اینجا و آنجا هم جایزه میگیرد.
شکارچیان دیگر به این سیستم دسترسی ندارد. همه در همان رتبهای که روز اول گرفتهاند، گرفتار شدهاند و جینوو تنها کسی از میان شکارچیهاست که میتواند قدرت خود را افزایش دهد. او با اینکه رتبهی E به حساب میآید، بهسرعت قدرتش از رتبهاش بالا میزند و به همین خاطر، حتی در ظاهرش هم تغییراتی به وجود میآید؛ مثلا قدبلندتر و عضلانیتر میشود.
یک مانهوای پرطرفدار
اغلب انیمهها از مانگا اقتباس میشوند. در چنین مواردی، یکی از سادهترین روشهایی که میتوان از طریق آن پیشبینی کرد که آیا یک انیمه میتواند موفق باشد یا نه، این است که به مانگا یا مانهوای اصلی مراجعه کنید که انیمه براساسش ساخته شده است. اگر با مانهوا آشنا نیستید، باید گفت که مانهوا مثل همان مانگا است در ژاپن که در کرهی جنوبی به عنوان «مانهوا» (Manhwa) شناخته میشود. مانهوای «سولو لولینگ» همین الان هم محبوبیت زیادی در جهان دارد. خواندن آن در قالب وبتون هم بسیار ساده است و میتوانید به راحتی در موبایل خود آن را بخوانید.
مانهوای «سولو لولینگ» زبان و روایت سادهای هم دارد و میتوانید مستقیم سراغش بروید؛ مخصوصا که در مانهوا، خلاف مانگا، در صحنههای اکشن دیالوگهای کمتری وجود دارد و شخصیتها میگذارند مشت و اسلحه به جایشان حرف بزنند. سبک هنری تمامرنگی و قالب مانهوای دیجیتالی هم به کمک این صحنههای اکشن آمده و حتی اگر از طرفداران معمول مانگا باشید، میبینید که فرمت وبتون به خواندن آنها جریان تازهای میدهد.
به جز اینکه مانهوای «سولو لولینگ» اکشن عالی دارد، در زیرژانر «لیتآرپیجی» (Literary RPG) هم میگنجد که جدیدا بسیار محبوب شده. در این ژانر، مکانیکهای بازیهای ویدیویی برای جهانسازی استفاده میشوند که یادآور داستانهای فانتزی کلاسیک است که همهی بازیهای RPG بهنحوی وامدار آنها هستند. به جز محبوبیت ژانر، مانهوای «سولو لولینگ» با داستانپردازی خوب خود، که تأثیر رویدادها را در سطح جهانی بررسی میکند، برای هر نوع مخاطبی جذابیت دارد؛ مثلا، طی داستان دروازهها در سراسر جهان باز میشوند که موجب شده شکارچیها در سطح بینالمللی به ویژه در نیمهی پایانی داستان نقش محوری پیدا کنند.
گفتیم که «سولو لولینگ» مانهوای بسیار خوبی دارد، اما اقتباس یک مانگا یا مانهوای خوب برای انیمه کار سادهای نیست. یکی از مشکلاتی که انیمههای اقتباسی اغلب با آن دست و پنجه نرم میکنند، این است که همزمان با مانگای اصلی پخش میشوند و گاه اتفاق میافتد که مانگا هنوز پیش نرفته و نویسندگان انیمه باید تا زمان انتشار قسمت بعدی مانگا دست نگه دارند؛ به همین خاطر در انیمههایی مثل «ناروتو» (Naruto) و «دراگون بال» (Dragon Ball) با اپیزودهای فیلر بسیاری مواجه میشویم که داستان در آنها جلو نمیرود. خوشبختانه، «سولو لولینگ» این مشکل را ندارد. نهتنها هنوز کلی محتوا باقی مانده که انیمه میتواند از آنها اقتباس کند، بلکه خط داستانی اصلی «سولو لولینگ» هم تمام شده و دیگر نگرانی از بابت اینکه داستان قرار است در آینده از کجا سردرآورد، وجود ندارد. بنابراین، دیگر خبری از اپیزودهای فیلر نیست و انیمه میتواند پرقدرت بر نقاط اصلی داستان تمرکز کند و با یک جریان مناسب آن را پیش ببرد.
دنبالهی «سولو لولینگ» نوشته شده است
نوشتن دنباله برای مانگا یا مانهوا کار معمولی نیست. حتی در موارد نادری که یک فرنچایز پس از پایان کار شخصیت اصلی، همچنان داستان را ادامه میدهد، کفهی انتقادات به آن سنگینتر است تا تحسینها. مانهوای «سولو لولینگ» اما خلاف آن را ثابت میکند. معمولا مدتها پس از ساخت سری اولیه و با توجه به میزان موفقیت آن، دنبالهای برایش مینویسند. «سولو لولینگ» اما همین حالا هم یک دنبالهی موفق به نام «سولو لولینگ: رگناروک» (Solo Leveling: Ragnarök) دارد. این نشان میدهد که «سولو لولینگ» فراتر از انیمه هم بهشدت محبوب است. بدون آنکه بخواهیم چیزی از داستان این دنباله را فاش کنیم، میتوان گفت که «رگناروک» داستان خود را از همان جایی آغاز میکند که مجموعهی اصلی تمام شد و عناصر شگفتانگیزی به دنیای «سولو لولینگ» میافزاید.
در مقام مقایسه، زمانی که «بوروتو» به عنوان دنبالهی «ناروتو» بیرون آمد، به نظر میرسید که جهانی که «ناروتو» سالها بنا کرده بود، بهخاطر «بوروتو» چندمرحله به عقب برگشت. «رگناروک» اما به نظر نمیرسد به مسیر «بوروتو» برود. این دنباله هم داستان مستقل خودش را دارد، اما مهمتر اینکه دنبالهی داستان اصلی است. «رگناروک» نهتنها میراث «سولو لولینگ» را ادامه میدهد، بلکه بخشهایی از آن را که در وهلهی اول طرفداران را به سمت سری کشاند، برجسته میکند.
بیشتر بخوانید: اخبار و مطالب سینمای جهان
انیمیشن و داستانپردازی فوقالعاده
«سولو لولینگ» انیمهای است که میتوان آن را به هر بینندهای توصیه کرد. با محبوبیتی که این انیمه تاکنون کسب کرده، بعید نیست که به همین سرعت آن را در فهرست بهترین انیمههای تمام ادوار ببینیم و دلیلش از همان قسمت اول مشخص میشود. انیمهی «سولو لولینگ» یک اپیزود آغازین فوقالعاده جذاب دارد و حتی قبل از آنکه بخواهید در جزئیات دنیای آن دقیق شوید، میبینید که داستان جینوو شما را به سمت خود میکشاند. به لطف یک شخصیت قهرمان که به طرز شگفتانگیزی ساخته و پرداخته شده و چندین لحظهی خشن و تأثیرگذار، این انیمه به یکی از انیمههای تاریک امروزی تبدیل شده که به درد مخاطبانی که داستانهای گلوبلبل دوست ندارند هم میخورد.
فراتر از اینها، «سولو لولینگ» در دو زمینهی اصلی برجسته میشود: داستان و انیمیشن. بدون داستان خوب، حتی هیجانانگیزترین انیمهها هم میتوانند سطحی و کسلکننده به نظر برسند. برعکس، یک داستان گیرا بدون انیمیشن خوشساخت، بااینکه از گزینهی اول بهتر است، اما بیشتر شبیه یک رمان میشود تا یک انیمهی اکشن واقعی. خوشبختانه، «سولو لولینگ» از این دو نظر مشکلی ندارد. داستانی که انیمه براساس آن ساخته شده به اندازهی کافی جذاب هست که هرکسی را سرگرم کند. «سولو لولینگ» بیشک یکی از بهترین انیمههای ایسکای امروزی است و قهرمان اصلی آن هم، با اهداف و انگیزههایی که در طول داستان به آنها پی میبریم، شخصیتپردازی خوبی دارد.
همانطور که طی سالها قهرمانهای انیمههای ایسکای فانتزی به مرور از قهرمانهای سطحی و تکبعدی، به ضدقهرمانهای چندلایه تبدیل شدند، سونگ جینوو هم قهرمانی است که در جهانی دیستوپیایی بهخاطر انگیزههای شخصی مثل خانواده، پا به میدان میگذارد و سپس طعم انتقام و قدرت زیر زبانش مزه کرده و او را به جلو هدایت میکند. کنار او گروهی از شخصیتهای فرعی قرار گرفتهاند که اهدافشان فراتر از پیروزی صرف در مأموریتهایی است که جانشان را در آنها به خطر میاندازند. حتی اگر در داستان دقیق شوید، تلاشهای اندک اما قابل ستایشی در طول «سولو لولینگ» میبینید که دربرگیرندهی تفاسیر اجتماعی است و نسبت به بسیاری از انیمههای ایسکای امروزی، که داستانشان تنها به سرگرمی محض محدود میشود، محتوای عمیقتری دارد.
البته انیمهی «سولو لولینگ» هم بیشتر از آنکه بهخاطر تفاسیر اجتماعی و ایدههای بین خطوط خود شناخته شود، به انیمیشن و صحنههای اکشن خود معروف است که سطح هیجان انیمه را از مانهوا هم بالاتر میآورد. مبارزات در «سولو لولینگ» از انواع انیمههای ایسکای شبیه آن، تنوع بیشتری دارند و تأثیر هر ضربه از تصویر بیرون میزند. کارگردانی اکشن و زیبایی بصری در ترکیب با داستانی پرکشش دقیقا همان چیزهایی هستند که یک انیمهی اکشن خوب باید داشته باشد. یکی از بهترین صحنههای مبارزهای تمام انیمههای ۲۰۲۴ به مبارزهی جینوو با ایگریس بازمیگردد که اگر خودتان آن را دیده باشید، میدانید که دقیقا از چه چیزی حرف میزنیم.
شباهت «سولو لولینگ» با بازیهای ویدیویی
بازیهای ویدیویی در سطح بیسابقهای از محبوبیت و فراگیری قرار دارند. دسترسی سادهتر به بازیها نیز کار عموم افراد را راحتتر کرده. امروزه گزینههای بسیار خوبی در میان بازیهای ویدیویی پیدا میشود که برای بازی کردناشان نیازی به کنسول ندارید و این تنها یکی از دلایلی است که ویدیوگیم را از همیشه محبوبتر کرده است. مهمتر اینکه محبوبیت بازیهای سینگلپلیر، جای خود را به بازیهای آنلاین دادهاند که دیگر به به گیمپلی و داستان منحصر نیستند؛ بلکه گسترش بازیهای آنلاین به ساخت جوامع بزرگی از پلیرها منجر شده که حتی ارتباطات اجتماعی خود را هم در دنیای بازیهای ویدیویی تجربه میکنند.
با چنین دنیاهای پررنگ و لعابی که بازیهای ویدیویی برای پلیرها ساختهاند، صنعت بازی ویدیویی به یکی از گرانترین صنایع پولساز تبدیل شده که متقاضی زیادی دارد و عجیب نیست که پربینندهترین انیمهی ۲۰۲۴ کرانچیرول، انیمهی «سولو لولینگ» بوده که دنیا و داستان آن تماما از سیستم بازیهای نقشآفرینی الهام میگیرد.
بااینکه تنوع بازیهایی که امروزه میتوانید روی کنسول، موبایل یا کامپیوتر خود تجربه کنید بینهایت است، هنوز برخی از ژانرها محبوبیت بیشتری دارند و یکی از آنها ژانر RPG یا نقشآفرینی است. در این بازیها، که سیستماشان بر امتیازگیری و ارتقای رتبه مبتنی است، چند ویژگی اصلی وجود دارد: کنترل کاراکتر یا کاراکترهایی که در پارتی شما وجود دارند، سیستم امتیازگیری و ارتقای قدرت، لوت کردن تجهیزات و آپگرید کردن آنها. در نمونههای اکشن نقشآفرینی، لولآپ کردن برای شکست دادن دشمنانی که به مرور سختتر میشوند ضروری است.
با همین توضیح مختصر میبینید که «سولو لولینگ» عناصر بسیاری را از دنیای اکشن نقشآفرینی برداشته است. جینوو تنها شکارچی است که میتواند لولآپ کند؛ او همراه با اعضای پارتی خود باید در دانجنهایی که پشت دروازهها قرار دارند، به مصاف هیولاهایی برود که بسته به درجهی دشواری دانجن، قدرتشان متفاوت است. طی مبارزات، جینوو امتیاز میگیرد و میتواند قدرتش را بیشتر کند، حتی میتواند تجهیزات هیولاهایی که شکست داده را برداشته و از آنها در مبارزات بعدی استفاده کند. یک غولآخر هم در هر دانجن وجود دارد که شکست دادن او برای تمام کردن دانجن و ازبین بردن تهدید دروازه و جلوگیری از بیرون ریختن هیولاها به دنیای انسانها ضروری است.
«سولو لولینگ» از سیستمهای معمول بازیهای نقشآفرینی استفاده میکند، قوانین دنیای آن برایمان آشناست و حتی قهرمانی به سبک معمول مانگا و انیمههای شونن دارد که از صفر شروع کرده و با تلاش خود به بهترین و قدرتمندترین آدم دنیای خود تبدیل میشود و برخی همین ویژگیها را دستمایهی انتقاد «سولو لولینگ» قرار دادهاند. اما نمیتوان انکار کرد که در «سولو لولینگ» بهترین ویژگیهای بازیها و انیمههای محبوب کنار هم قرار گرفته و یک انیمهی عالی از آن بیرون آمده که دقیقا به دل طرفداران ژانر مینشیند.
پیشتر انیمههای زیادی دربارهی افزایش سطح قدرت برای مقابله با دشمنان سرسختتر دیدهایم و نمونههای حتی بیشتری وجود دارند که تماما از بازیهای ویدیویی الهام میگیرند. یکی از معروفترین آنها «هنر شمشیرزنی آنلاین» (Sword Art Online) است که با جهان دقیقا نقشآفرینی خود، یکشبه در سال ۲۰۱۲ ژانر ایسکای را دگرگون کرد. فرمول «هنر شمشیرزنی آنلاین» به قدری جواب داد که انیمههای ایسکای بسیاری کوشیدند از آن تقلید کنند؛ اما اغلب آنها تازگی ندارند و به کپی کمرنگی از «هنر شمشیرزنی آنلاین» میمانند.
«سولو لولینگ» اما یکی از بهترین نمونههای ژانر است که اکشن و دنیاسازی آن بر هر نمونهی دیگری میچربد؛ چون مثل بسیاری از پلیرها که گیمپلی اکشن را بر هر چیزی ترجیح میدهند، انیمهی «سولو لولینگ» نیز بیش از هر چیز تمرکز خود را بر جنبههای اکشن داستان قرار داده است. اما همانطور که بهترین بازیهای اکشن نقشآفرینی از دنیاسازی غنی بهرهمندند، امیدواریم در ادامه «سولو لولینگ» بخشهای مربوط به کارکرد گیلدها و سیستم را هم اقتباس کند تا دیگر با یک انیمهی همهچیز تمام سروکار داشته باشیم.
انیمه «سولو لولینگ» از هر نظر میدرخشد
پیشتر گفتیم که باوجود محبوبیت «سولو لولینگ»، همچنان انتقادات زیادی نسبت به آن وجود دارد که توجهات به انیمه را بیمعنی میدانند؛ مثل اینکه چرا انیمه اکشن را بر داستان اولولیت میدهد، یا قهرمان داستان یک قهرمان تکراری به سبک تمام انیمههای شونن است یا سیستم آن از «هنر شمشیرزنی آنلاین» گرفته شده. اما حقیقتاً «سولو لولینگ» آنقدر انیمهی کمنقصی است که کوچکترین کمبودها بیشتر خودشان را در انیمه نشان میدهند؛ برای همین، بسیاری بهسرعت زبان به انتقاد از آن گشودند. بههرحال، هر توجهی به سمت این انیمه خوب است، چه برای تحسین باشد و چه انتقاد که نتیجهی هر دو این است که سرهای بیشتری را به سمت «سولو لولینگ» میچرخاند. «سولو لولینگ» با داستان گیرا و لحظههای غافلگیرکننده خود را در میان انیمههای شونن امروزی برجسته میکند. داستان مدام جینوو را در موقعیتهای غمانگیز قرار میدهد و او لحظهای مهلت ندارد که استراحت کند. حتی زمانی که جینوو به یکی از قویترین شخصیتهای سری تبدیل میشود، او همچنان دنبال نیروهایی قویتر از خودش میگردد تا با غلبه کردن بر آنها، بتواند به پتانسیل واقعی خود برسد.
مسیر تحول جینوو از ضعیفترین شکارچی جهان به قویترین آنها در فصل دوم یکی از همان دلایلی است که دیدن انیمهی «سولو لولینگ» را برای هر انیمهبازی ضروری میکند. بسیاری از انیمههای شونن دیگر کوشیدهاند که به همین نقطهای برسند که «سولو لولینگ» رسیده، اما مبارزات خوب، انیمیشن خوشساخت و باکیفیت، شخصیتهای چندلایه و قهرمانی مثل جینوو ویژگیهایی نیست که به سادگی به دست بیایند.
با اینکه دنیای انیمه امروزه با انواع مختلف داستانهای ایسکای و فانتزی تاریک اشباع شده، اما همچنان انیمههای زیادی وجود ندارد که کیفیت ساخت «سولو لولینگ» را داشته باشند. به جز کیفیت بالای آن، سازندگان «سولو لولینگ» انگار دقیقا میدانند که مخاطبان چه چیزی میخواهند و همان را در هیجانانگیزترین شکل ممکن به طرفداران میدهند. احتمالا در آیندهی نزدیک شاهد انیمههای بسیاری خواهیم بود که به تقلید از «سولو لولینگ»، راه آن را در ژانر ایسکای تاریک و جهانسازی مبتنی بر بازیهای ویدیویی ادامه دهند. اگر تابهحال یکی از بهترین انیمههای سال ۲۰۲۴ را تماشا نکردهاید، الان فرصت خوبی است که سراغش بروید، مخصوصا پیش از آن که ژانر با نمونههای آبکی تقلیدی اشباع شود.
https://teater.ir/news/70282