فیلم ترسناک و خلاقانه «The Holy Boy» ساخته «پائولو استریپولی» با فضایی وهم‌انگیز و هوشمندانه، خطرات سرکوب غم و اندوه را در یک روستای رازآلود ایتالیا بررسی می‌کند؛ جایی که هیچ‌کس به ظاهر هیچ دردی ندارد.
چارسو پرس: روستای منزوی «رمیز»، محل وقوع این ترسناک‌نمای فراطبیعی، از جاده‌ای کوچک، یک دبیرستان، یک میخانه و خانه‌هایی با سقف کوتاه تشکیل شده و ساکنانش به طرز غیرعادی خوشحال‌اند. شعار شهر «دره لبخندها» است، اما باطن آن ساده و حتی کسل‌کننده است. فیلمنامه، که توسط «استریپولی»، «یاکاپو دل جودیسه» و «میلو تیسونه» نوشته شده، هوشمندانه انرژی‌های غیرعادی محیط را با واقعیت ملموس ترکیب می‌کند، به گونه‌ای که شاید هنگام رانندگی در شب، ناخواسته وارد این مکان خیالی شوید.

«سرجیو روستی» (با بازی عالی «میکل ریوندینو»)، قهرمان سابق جودو، با شغلی موقت در دبیرستان محلی وارد رمیز می‌شود تا از درد و گناه ناشی از یک فقدان اخیر فرار کند. حضور او در این شهر کوچک خبر بزرگی است: معلمان او را خوشامد می‌گویند و دانش‌آموزان بنری برای جشن گرفتن موفقیت جودو او نصب کرده‌اند. سرجیو آن را پایین می‌آورد و کلاس را مجبور به دویدن دور مدرسه می‌کند، اما طبیعتاً مردی عبوس نیست و شخصیتش با لحظات ظریف طنز و خودانتقادی شکل می‌گیرد.

بیشتر بخوانید: نقد مستند «Highway 99: A Double Album»؛ سفری صادقانه «ایتن هاوک» به قلب پرتناقض «مرل هیگارد»


راز رمیز، توسط «میکلا» (بارتندر مهربان با بازی «رومانا ماجوریه ورگانو») به سرجیو فاش می‌شود: «ماتئو»، نوجوانی ۱۵ ساله با ویژگی‌های آلبینیسم، می‌تواند با در آغوش گرفتن، غم و رنج افراد را موقتاً از بین ببرد، بدون اینکه خاطرات آن‌ها پاک شود. این مراسم توسط کشیش محلی «دون آتیلو» (با بازی «روبرو سیترا») و با مدیریت پدر ماتئو، «ماورو» (با بازی «پائولو پیروبون») انجام می‌شود.

فیلم همچنین به تراژدی گذشته شهر می‌پردازد؛ حادثه خروج قطار از ریل که بیش از ده‌ها قربانی گرفت و بسیاری از ساکنان عزیزان خود را از دست دادند. این سوگواری‌های سرکوب‌شده با لحظاتی دلهره‌آور و شوک‌آور در آغاز فیلم نشان داده می‌شود.

داستان با کشف قدرت مخرب دیگر ماتئو پیچیده‌تر می‌شود؛ قدرتی که سوالاتی درباره رضایت و تجاوز مطرح می‌کند. ماتئو، گرچه مقدس به نظر می‌رسد، نوجوانی تنها و عجیب با تمایلات جنسی در حال شکل‌گیری است که می‌تواند آن‌ها را به روشی مخرب و نامرئی تجربه کند. تنها سرجیو، که نه فقط قدردان آغوش تسکین‌دهنده ماتئو است، بلکه از او برای پر کردن جای خالی فرزند در زندگی خود استفاده می‌کند، به این ابعاد توجه دارد.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم «Broken English» | ادای دینی عاشقانه به «Marianne Faithfull»


فیلم ردپایی از «کری» و «اومِن» دارد، با الهام از «روستای اسرارآمیز» و نورپردازی «کریستیانو دی نیکولا» که به سبک ترسناک اسکاندیناویایی شبیه «Let the Right One In» و «The Innocents» اشاره دارد. با این حال، «The Holy Boy» داستان و اخلاقیات مستقل خود را حفظ کرده و به اوج فینال چشمگیر می‌رسد. در قلب داستان، پیام مهمی نهفته است: درد بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است و حتی وقتی زندگی با آن غیرقابل تحمل می‌شود، باید با آن روبه‌رو شویم.

ماتئو، با هاله‌ای از وعده پایان تمام رنج‌ها، ممکن است شبیه یک فرشته به نظر برسد، اما گاهی بزرگ‌ترین نفرین، دریافت دقیق همان چیزی است که فکر می‌کنید می‌خواهید. شیطان نیز روزی فرشته بود و شاید زمانی که سقوط کرد ۱۵ ساله بود.

منبع: variety
نویسنده: نسرین پورمند