چارسو پرس: در Jingle Bell Heist برخلاف بسیاری از فیلمهای کریسمسی، حالوهوای شیرین و سنتی تعطیلات چندان غالب نیست. بیشتر با ترکیبی از طعنه، طنز و یک ماجرای سرقت روبهرو هستیم. مایکل فیموگناری، فیلمبردار باسابقهای که این بار دوباره پشت دوربین و همزمان روی صندلی کارگردانی نشسته، ظاهر جذاب و ریتم خوشایندی به این فیلم نتفلیکس داده است.
فیلم درباره دو غریبه است که برای انتقام از مالک یک فروشگاه بزرگ در شلوغترین روزهای سال نقشه سرقت میکشند. اگرچه روایت پر از تصادفها و کلیشههاست، اما حضور بازیگران اصلی – الیویا هولت و کانر سویندلز – آن را قابلقبول نگه میدارد. نتیجه، فیلمی است که احتمالاً در لیست «فیلمهای کریسمسی ماندگار» قرار نمیگیرد، اما بهعنوان یک سرگرمی سبک، ارزش تماشا دارد.
داستان: از دل مشکلات شخصی تا انگیزه مشترک برای سرقت
فیلم با یک پیشدرآمد کوتاه در شب کریسمس آغاز میشود اما سریعاً دو هفته به عقب برمیگردد؛ زمانی که شخصیتها هنوز همدیگر را نمیشناسند.
سوفی (الیویا هولت)، دختری که از فیلادلفیا به لندن آمده تا کنار مادر بیمار و درگیر سیستم درمانی بریتانیا باشد، در یک فروشگاه بزرگ بهعنوان فروشنده کار میکند و شبها هم در یک پاب شیفت میگیرد. او روحیهای شبیه رابینهود دارد؛ از جیب افراد بداخلاق میزند و به نوازندگان خیابانی میدهد.
اما Maxwell Sterling، رئیس بدخلق فروشگاه، زندگی او را سختتر کرده است. در همین حال، نیک (کانر سویندلز) که بعد از محکومیت اشتباهی بابت سرقت از همین فروشگاه زندگیاش از هم پاشیده، حالا در یک تعمیرگاه الکترونیک مشغول است و هنوز به سیستم امنیتی فروشگاه دسترسی دارد. او متوجه یک خلاف کوچک از سوی سوفی میشود و همین را برای پیشنهاد همکاری در یک سرقت بزرگتر استفاده میکند.
سوفی ابتدا مخالفت میکند، اما وقتی پزشک به او میگوید مادرش برای ادامه درمان نیاز به خدمات خصوصی دارد، تصمیمش عوض میشود.
دو شریک نابلد با تواناییهای مکمل
نیک و سوفی در ابتدا مدام با هم درگیر میشوند، اما کمکم تواناییهایشان مکمل هم میشود. سوفی ترفندهای دزدی را از پدربزرگ شعبدهباز و قفلسازش یاد گرفته و همین مهارتها در نقشهکشی به کمکشان میآید.
حضور آنها در مهمانیهای پرزرقوبرق کریسمسی و گالاها نیز به بخشهای طنزآمیز فیلم تبدیل میشود. در یکی از این مهمانیها، نیک حتی نظر همسر رئیس، یعنی سینتیا (لوسی پانچ)، را جلب میکند و او که از شوهرش به ستوه آمده، داوطلب میشود در این نقشه انتقامجویانه همراهشان باشد.
کارگردانی و لحن بصری
فیلم از ظاهر بیشازحد پرنور و کارتپستالی که معمولاً در کمدیهای کریسمسی میبینیم فاصله میگیرد. فیموگناری با ترکیب نورپردازی گرم و طراحی صحنهای که لندن را هم طبیعی و هم لوکس جلوه میدهد، به فیلم حالوهوای متفاوتی میدهد. موسیقی پرتحرک استیو هکمن و استفاده از آهنگهایی غیرمعمول برای فصل کریسمس – از Run-DMC تا گروه Low – نیز حس تازهای به فیلم میدهد.
بازیها و شیمی میان نقشها
اگرچه شیمی رمانتیک بین هولت و سویندلز هیچوقت کاملاً نمیجوشد، اما هر دو بهتنهایی جذاب و قابلقبول هستند. بازیگران مکمل نیز نقشهای کوچک اما پرشخصیتی ارائه میکنند و شخصیتهای کمدی فیلم را زنده نگه میدارند.
در پایان، فیلمنامه با وجود نقصها، مجموعهای از قطعات داستانی را به نتیجهای سرگرمکننده میرساند؛ پایانی که بیش از آنکه به یک بوسه عاشقانه متکی باشد، روی رسوایی و سقوط شخصیت منفی تمرکز میکند. این دقیقاً همان چیزی است که از یک کمدی سرقتمحور انتظار میرود.
منبع: variety
نویسنده: نسرین پورمند



