چهل و سومین جشنواره فیلم فجر با معرفی برندگان سیمرغ بلورین به ایستگاه پایانی رسید.
چهلمین جشنواره فیلم فجر که با ماجراهای زیادی همراه بود، سرانجام در مراسم پایانی با لو رفتن اسامی برگزیدگان به یک پایان شگفت ساز رسید؛ جشنواره ای که روز قبل از اختتامیه سیمرغ مردمی اش حذف شد و بدون هیچ توضیحی دقیق تر در این زمینه ، مراسم پایانی اش را برگزار کرد.
فیلمها، عکسها و همه آنچه از خانه جشنواره فیلم فجر در این روزها مخابره شد، زیر سایه سویه جدید کرونا (اُمیکرون) نگران کننده بود، ایسنا به عنوان یک رسانه در 10 روز برپایی این رویداد بارها با عناوین و تیترهای مختلف هشدار داد اما گویا قرار بود فقط یک رویداد برگزار شود تا وظیفه مان را انجام داده باشیم.
برنامه «سینمایش» در شبکه نمایش حین پخش زنده اختتامیه جشنواره فیلم فجر با قطعی طولانی مدت صدا مواجه شد.
مسعود نقاش زاده دبیر جشنواره فیلم فجر با تأکید بر لزوم صیانت از آرای مخاطبان جشنواره تأکید کرد حذف سیمرغ مردمی از جشنواره چهلم الزاماً به معنای وقوع تخلف از سوی صاحبان آثار این دوره نیست.
مراسم اختتامیه چهلمین جشنواره فیلم فجر با حضور عوامل فیلمهای حاضر در این دوره از جشنواره، در برج میلاد آغاز شد.
نگهبان شب فیلمی است که زمان ساخته شدنش کمی دیر بود، هرچند بیموقع نبود. این بازگشت بیسر و صدا و آرام رضا میرکریمی به سینمایی که از معمولیترین آدمها بهواسطه شرافتشان قهرمان میساخت، در زمانهای اتفاق میافتد که تقریبا همه فهمیدهاند چارهای جز بازگشت به شرافت نداریم.
به رخ کشیدن تنهایی و حتی غربت آدمی در فیلمهای میرکریمی قرار نیست منجر به تحقیر شود اما میخواهد به خودش و انسانها یادآوری کند که زندگی شبیه همان راه یا جادهای است که در اکثر فیلمهایش حضور جدی دارد و گریزی نیست جز رفتن و راندن در این مسیرها و جادهها.
برخلاف آنچه «نگهبان شب» را فیلمی با ریتم تند مینامند، اتفاقا مسیر داستانی، روی ریتم کندی از یکسری اتفاقهای کلیشهای و غیرجذاب در حرکت است. شاید اگر گفته میشد ریتم این فیلم در قیاس با دیگر ساختههای کارگردان، از سرعت بیشتری برخوردار است، مفهوم درستتری را منتقل میکردند اما نه ریتم «نگهبان شب» تند است و نه فرآیندی که برای تصویرگری از دو قطب داستانی خود انتخاب کرده، در مسیری داستانی و دغدغهمند پیش میرود.
اکران فیلم تازه رضا میرکریمی با تحسین و تمجیدهای بسیاری همراه است. برایم مشهود است که چرا فیلم تحسین میشود. قابهای زیبا، بازیهای هایپررئالیستی و آرامش سادهدلانه شخصیتها بههمراه اتمسفری که شما را به خود نزدیک میکند؛ اما همه این زیباییهای محبوب بازنمایی چه چیزی است!؟ شاید در نگاه نخست، همهچیز به ذهنیت سادهلوحانه شخصیت رسول بازگردد.
ما در بستر اتفاقات واقعی، یک قصه کاملا تخیلی را تعریف کردیم درصورتی که در نمونههای مشابه این اثر مانند «ماجرای نیمروز»، «ماجرای نیمروز: رد خون» و «سیانور» کاراکترهای واقعی هم دیده شده است پس نگارش فیلمنامه از این جهت برای من جذاب و چالشبرانگیز بود.
تمرکز فیلم بر شخصیتی است که در قامت یک نفوذی مجاهد خلقی در دستگاه حراستی حزب جمهوری اسلامی ظاهر میشود. شخصیت اصلی، در شمای فردی مذهبی و بهاصطلاح حزباللهی، چنان اعتماد حزب را به خود جلب میکند که شرایط برای ترور و انفجار را مهیا میکند؛ اما چطور و چگونه، خدا میداند.
منتقد هستم و بابتش هزینه میدهم و وسط گود رفتم. فقط حرف و غر نمیزنم، بلکه وسط گود رفتم. غلط و اشتباه هم دارم و یک جاهایی خطا میکنم، ولی خوشحالم که عمل میکنم، نه اینکه فقط حرف بزنم و غر بزنم. خط قرمز من این است که مردم را ناامید کنم و از این میترسم.
هناس تنها فیلم امنیتی کشور است که به نقش خانواده تا این اندازه اشاره میکند. تا جایی که اولشخص داستانی را «شهره پیرانی» (مریلا زارعی) برعهده دارد و حال آنکه در عموم فیلمهایی از ایندست، یا زاویه روایت در دست دانشمند هستهای است یا فرآیند فیلم، با استانداردهای پرریتم تریلر، در نشان دادن طراحی و نقشه برای ترور خلاصه میشود.
فیلم بدون حاشیه در یک خط مستقیم پیش میرود و بین روایتهای گوناگون، خود را سرگردان نمیکند. مانند سایر فیلمهای شعیبی، کودکان جزء شخصیتهای مهم فیلم هستند، گرچه در اصل قصه تاثیری ندارند.
بی مادر نهتنها نتوانسته باتوجه به موضوع فیلم یک داستان مادرانه آرام و عاطفی را به تصویر بکشد بلکه در نقطه مقابل و بدون کارکرد منطقی، صحنههای خفگی دختر بچهای در آب یا مردن فرزند را نشان میدهد و این مقدار سیاهنمایی کارکردی در فیلم ندارد و نقطه طلایی یا ایجاد اتفاقی خاص نیست و تنها بار مصیبتزدگی و تلخی آزاردهندهای را به بیننده منتقل میکند و بهطور کلی توازن تلخی و شیرینی یا بهتر است بگوییم مادرانگی را در اثر از بین میبرد.
میرکریمی در هدایت بازیگر آنچنان از خود توانمندی نشان میدهد که از بازیگران ناآشنا در سینما، بازیهایی میگیرد که به شدت اعجابآور و قابل باور است. برای مثال تورج الوند، بازیگر نقش اول فیلم که پیش از این کارنامهای جز بازی در فیلمهای کوتاه نداشته، آنچنان در نقش خود جا افتاده که از آغاز تا پایان فیلم، مخاطب با او همراه میشود.
سخت است فیلمی مثل «شهرک» را با اثری در حوزه دفاع مقدس یا اکشن مقایسه کرد؛ اما در نهایت دوست دارم سلیقه هیئت داوران هم جسورانه باشد و کاملا مطابق سلیقه خودشان رأی بدهند و هیچ چیزی خلوص رأیشان را تحتالشعاع قرار ندهد.
نشست خبری فیلم سینمایی «نمور» به کارگردانی داوود بیدل در چهلمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد.
فیلم دفاع مقدسی «موقعیت مهدی» با نامزدی در ۱۴ رشته رکوردار نامزدهای چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.
نامزدهای بخشهای مختلف چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.