راهرویی به قدمت ۶۰۰ سال که احتمالا به اتاق رختکن ویلیام شکسپیر، نمایشنامه بزرگ بریتانیایی منتهی میشده در قدیمیترین سالن تئاتر فعال بریتانیا کشف شد.
نمایشنامهی باغ آلبالو به نویسندگی آنتون چخوف در تاریخ تئاتر بسیار مهم است. جورجو استرهلر، پیتر اشتاین و پیتر بروک، سه اجرای مشهور از این نمایشنامه را بهصحنه بردهاند. ماریا شِتسُوا و کریستوفر اینِس در کتاب «مقدمهی کیمبریج بر کارگردانی تئاتر» به این موضوع پرداختهاند. ترجمهی این مطلب را در ادامه میخوانید.
در قلب «تونس» سازهای مشابه تماشاخانه معروف «کولوسئوم» در ایتالیا قرار دارد که نبوغ بشریت را یادآوری میکند.
پژوهش فوکو به ما نشان میدهد زندگی دانشآموزان، سربازان، بیماران و زندانیان در معرض مراقبت و نظارت و تهیه گزارش قرار میگیرد و رفتار بهنجار مورد تشویق و رفتار نامطلوب با اقدامات مجازاتی مواجه میشود. هدف غایی مراقبت و نظارت و انضباط، بهنجار ساختن فرد و از میان بردن بی انضباطیهای اجتماعی و روانی و سرانجام تربیت انسانهایی مطیع و سودآور در جامعه است. آیا تئاتر از یونان باستان تا امروز جز بازنمایی انسان به خودش و تبدیل امر نامطلوب به مطلوب چیز دیگری در سر پرورانده؟
اوایل دهه 1930 نمایشنامهنویس و بازیگر فرانسوی «آنتونن آرتو» نظریهای برمبنای تئاتر سوررئالیستی به نام «تئاتر بیرحمی» یا تئاتر شقاوت ارایه کرد. این تئاتر برای آزادسازی ترسها و اضطرابهای عمیقِ بشری که همواره سرکوب میشوند، حمله به ناخودآگاه تماشاگر را هدف اجراهای خود قرار داد. آرتو فضایی طراحی کرد که تماشاگر، بدون سپر قرار دادنِ حفاظ «مدنیت»، طبیعت واقعی خود را به نظاره بنشیند.. تئاتر بیرحمی/شقاوت پس از جنگ جهانی دوم شکل ملموستری به خود گرفت؛ ابتدا در اقتباس کارگردان فرانسوی «ژان لوئیبارو» از «محاکمه» کافکا و سپس در آثار هنرمندانی چون «ژان ژنه» و «فرناندو آرابال».
باستانشناشناسان بقایای تنقلات رومیان باستان را در «کولوسئوم» کشف کردند.
باستانشناسان با کاوش در یکی از جزیرههای یونان موفق شدند، بقایای یک تماشاخانه باستانی را کشف کنند.
در حال حاضر هیچ نیازی توسط تئاتر برآورده نمیشود. افرادی که عادت به تئاتر رفتن دارند چیزی از نمایشنامهها به دست نمیآورند، کمترین عنصری که بتواند فردا در زندگی جاری به کارشان بیاید در آنها پیدا نمیکنند. باید حقیقتا راه عبور از کوچه به تئاتر، کاملاً بر همگان باز باشد و بین آنها مبادلات به آزادی جریان پیدا کند. همه میدانند که واقعیت چیز دیگری است.
گزیدهای از روایتهای ناصرالدین شاه قاجار از تماشای نمایش در کشورهای روسیه و فرانسه و لهستان را در این مطلب بخوانید.