هومن سیدی در «قورباغه» به درستی اصرار میکند که همه چیز از کودکی و خانواده شکل میگیرد و در بزرگسالی، چون پیامد بذر نادرستی که کاشته شود، مسیری به سوی نابودی طی میکند.
نیروی قورباغه هرچقدر که وسوسهبرانگیز باشد، برخلاف تصور کارگردان، قدرت کافی برای پابرجا نگهداشتن آدمهای کشتی در دریایی توفانی را ندارد.
در سینمای هومن سیدی شما با سكانسهای خوب كپی شده برخورد میكنید اما یك اثر كلی خوب نمیبینید. البته نباید از كسی كه در مقام بازیگری به استاندارد كارگردان «عاشقانه» تن میدهد و این همكاری را هم تا همین امروز ادامه میدهد توقع زیادی داشت، اما سر و صداهایی كه تحتتاثیر فضای پروپاگاندا به وجود میآید اجازه بیتفاوت گذشتن از كنار چنین اثری را نمیدهد.
«قورباغه» اما باور نکرده که زیبایی باید در نگاه تو باشد، نه در چشمان تو، همه چیز را ویترینی میخواهد، برای همین هم سطحی و آبکیست، گاهی «دل» را داریم که از پوستر تا قسمت آخرش ابتذال را فریاد میزند و گاهی هم «قورباغه» را داریم که در نگاه اول جدی، موقر و قابلتوجه به نظر میرسد، اما ابتذالش پنهان و دیریابتر است، نه این که مبتذل نباشد، اتفاقا این جنس ابتذال پیچیدهتر و چهبسا خطرناکتر باشد، یک کار معمولی ببینیم و گمان کنیم یک اثر «هنری» دیدهایم.
«قورباغه» در کنار نقاط قوتش، نقاط ضعفهایی هم دارد که تا حدودی روی کیفیت سریال تاثیر گذاشته است. در ادامه برای بررسی بهتر این سریال، نگاهی به نقاط قوت و ضعف «قورباغه» داریم تا به تحلیل بهتری از کیفیت سریال برسیم.
دومین قسمت از سریال قورباغه، ساخته هومن سیدی، شبب گذشته (۸ دی) در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این قسمت سریال، فرصتی است برای پیداشدن شخصیتهای جدید و شروع قصهای فرعی در فضایی متفاوت و حتی وهمآلود.