هومن سیدی در «قورباغه» به درستی اصرار میکند که همه چیز از کودکی و خانواده شکل میگیرد و در بزرگسالی، چون پیامد بذر نادرستی که کاشته شود، مسیری به سوی نابودی طی میکند.
برخی مشكلات «گاندو» : ۱- عدم شناخت ژانر؛ ۲- عدم پردازش درست پیرنگها؛ ۳- عدم قهرمانسازی و شناخت درست مسالههای دراماتیك؛ ۴- عدم شكلگیری دایلاماهای اخلاقی؛ ۵- گفتوگوهای شعاری؛ ۶- حرفزدن برای حرفزدن؛ ۷- جای خالی زیرمتن؛ ۸- توضیحات اضافی؛ ۹- تكرارهای غیرضروری؛ ۱۰- وجود صحنههای خبرنامهای؛ ۱۱- گم كردن لحن؛ ۱۲- گم كردن ریتم؛ ۱۳- اشتباه گرفتن موقعیت با موضوع....
مشكل بزرگ «ملكه گدایان» شاید این باشد كه وقتی مخاطب به اجرا و فضاسازی قابل قبول سریال عادت میكند و تعلیقهای قسمتهای اولیهاش را پشت سر میگذارد، داستان دچار سكونی نسبی میشود و رفتهرفته ضعفهای فیلمنامه خود را بروز میدهد، در نتیجه سستی آن كاملا به چشم میآید.
تماشای لوکیشنهای دیدنی و گویشهای جذاب بدون اغراق برای مخاطب عموما شهرزده و آپارتمانی جذاب است و «حال خوب کن». نون.خ3 یکبار دیگر نشان داد که مخاطب ایرانی همچنان به شنیدن و دیدن قصه و روایتها علاقهمند است و فرمول طلایی قصه سرراست به اضافه شخصیت جذاب همیشه جواب میدهد.
سالها پیش مجموعهای در ایام عید نوروز از تلویزیون ایران پخش شد با نام «وفا»؛ یک مجموعه امنیتی که تم عاشقانهای هم در پسزمینهاش داشت و به اوج محبوبیت رسید. با توجه به تجربه سریال وفا میشود گفت هر سریالی که در ایام عید از تلویزیون پخش میشود، لزوما نباید کمدی باشد و حتی میتواند سوژههای امنیتی را پی بگیرد و به اوج محبوبیت هم برسد اما مسلما بین گاندو۲ و وفا تفاوتهایی اساسی وجود دارد.
نیروی قورباغه هرچقدر که وسوسهبرانگیز باشد، برخلاف تصور کارگردان، قدرت کافی برای پابرجا نگهداشتن آدمهای کشتی در دریایی توفانی را ندارد.
در سینمای هومن سیدی شما با سكانسهای خوب كپی شده برخورد میكنید اما یك اثر كلی خوب نمیبینید. البته نباید از كسی كه در مقام بازیگری به استاندارد كارگردان «عاشقانه» تن میدهد و این همكاری را هم تا همین امروز ادامه میدهد توقع زیادی داشت، اما سر و صداهایی كه تحتتاثیر فضای پروپاگاندا به وجود میآید اجازه بیتفاوت گذشتن از كنار چنین اثری را نمیدهد.
هر چقدر که سریال «دل» به لحاظ بصری و شنیداری، خوش رنگولعاب است، از لحاظ فیلمنامه و قصهگویی حفرههای فراوانی دارد که بهراحتی پرشدنی نیستند.
با استفاده از ویترین جذاب بازیگری و اجرای خوش رنگولعاب، نمیتوان سریال ماندگار ساخت. آنچه یک سریال را ماندگار میکند، داستانگویی اثرگذار و چندلایهبودن داستان و تأویلپذیری آن است؛ چیزی که در یک دهه اخیر فقط در سریال شهرزاد 1 اتفاق افتاد که آن هم اثرگذاریاش را در قسمت 2 و 3 از دست داد!
جذب مخاطب در سریالهای شبکه خانگی، باعث تشدید رقابت برای ورود به حوزههایی شده که در گذشته به سادگی قابل تصویرکردن نبود. نمایش تجمل و زرق و برق زندگی طبقه مرفه و تمرکز روی روابط عاشقانه و مثلثهای عشقی پایه و اساس اغلب این سریالهاست و عامل اصلی تفاوت بسیاری از این تولیدات با مجموعه دیدنی «شهرزاد» به عنوان نمونه موفق تولید در شبکه نمایش خانگی.