6 آذر 1400
قهرمان توانسته است یك موقعیت محلی را جوری روایت كند كه برای همه دنیا قابل فهم باشد و از این رو اگرچه شاهكار نیست اما در تمام دنیا مخاطبین خودش را خواهد یافت؛ مخاطبینی كه در آیینه آدم های این فیلم خودشان را می بینند و از پیامدهای مخفی كردن نیمی از حقیقت كه كار روزمره انسان موفقیت جوی جهانی است تكان می خورند.
23 آبان 1400
قهرمانِ فرهادیِ زمانی خود را بازمی یابد که رنجِ «طرد شدن» را می چشد. رنجی که با زندانی شدن قابلِ قیاس نیست. او وقتی درمی یابد «مطرود» است دچارِ آگاهی می شود و طغیان می کند. وقتی از او می خواهند به گناهِ دیگری که نکرده اعتراف کند و از طریقِ پسرش ترحم بخرد. مالامود در تکه ای از تعمیرکار از زبانِ آن مردِ یهودی زندانی شده می نویسد: «اگر یک چیز آموخته باشم ، این است که انسانِ غیرسیاسی وجود ندارد...
22 آبان 1400
یک منتقد سینما میگوید، اصغر فرهادی که در دوره «دربارهی الی...» تازگی داشت و با «جدایی...» برای دوستدارانِ «افتخار ملی»، افتخار آفرید، الان دیگر «مُد» نیست و این در مقابل ماندگاری چند اثرش اصلا اهمیتی ندارد.
22 آبان 1400
یک منتقد سینما بعد از دیدن فیلم «قهرمان» و مستند «دو سر برد، دو سر باخت» در یادداشتی نوشت که فیلمنامه قهرمان را نمی شود «اوریجینال» خواند.
21 آبان 1400
آنچه می خوانید مقاومت دربرابر تمام پیشفرض هایی است که این سال ها پیرامون سینمای فرهادی شکل گرفته و به شکل توده ای پیشینی به تجربه تماشای فیلم های او حمله می کند؛ پس قرار است در ادامه بیش از آنکه گزاره هایی سلبی و ایجابی درباره «قهرمان» بخوانید، صرفا با پرسش هایی بدون پاسخ مواجه شوید درباره چگونگی سفر «قهرمان» و سینمای کارگردانش.
8 آبان 1400
چیزی که «قهرمان» را عقب نگه میدارد اتفاقا هوش و علاقهی فرهادی در کنترل داستان است. او اجازه نمیدهد سیر طبیعی قصهی فیلم طی شود. برای ایجاد تعلیقی که در بهترین فیلمهایش به صورت طبیعی از موقعیتی که کاراکتر اصلی در آن گرفتار شده بود، به وجود میآمد اینجا مجبور میشود خودش قصه را دستکاری کند.
30 شهریور 1400
منتقد وبسایت «ای وی کلاب» نقدی درباره فیلم سینمایی «قهرمان» ساخته اصغر فرهادی نوشت.
23 تیر 1400
اوون گلیبرمن – ورایتی: «قهرمان» که داستان آن در شهر شیراز روی میدهد، نشان میدهد ایران معاصر چقدر از این داستانها تغذیه میکند؛ اینها نوعی گواهیِ آیینی برای مردم است که بگویند چقدر خوب هستند.