پیش از شروع نقد فیلم، باید به حال و هوای پرهیجان سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۲ موج نوی سینمای فرانسه گریزی زد. کشور آمریکا پیروز جنگ جهانی دوم و اقتصادش قدرتمندتر از اروپا شده است. اروپا تحت تأثیر همین جنگ وارد رکود و ورشکستگی و در چنین شرایطی بدیهی است که سینمای آمریکا -هالیوود- هم بخواهد قلدرمآبانه هنر دنیا را قبضه کند.
جریان روشنفکری سینمای فرانسه که بهنوعی الهامبخش سینمای مستقل، کمبودجه و با رویکردی متفاوت از سینمای بدنه در سراسر جهان بود؛ با تأکید بر نقش مؤلف پا گرفت؛ جریانی که از پایهگذاران آن باید به «ژاک دمی» اشاره کرد که در شکلگیری این روند، نقشی مؤثر داشت و کمک کرد تا تفکری ساختارشکن، از نقدهای نشریه «کایهدوسینما»، قدم به مرحله تولید بگذارد. او بعدها با «آنیس» ازدواج کرد و این زوج درکنارِ «آلن رنه»، «ژان لوک-گدار»، «کلود شابرول» و «اریک رومر»، این نهال نوپا را بارور کردند.