گفت وگوی دکتربهمن مقصولو با  بهرام بیضایی در دو مقطع زمانی، یکی در سال ۱۳۸۱ در تهران و دیگری ۱۵ سال بعد، در سان‌فرانسیسکوی آمریکا انجام شده است. در بند بندِ متن ویراسته و آماده شده برای چاپ، بیضایی با دلشکستگی و حتی گاهی با خشم و اندوه ، ازتجربه ها یش می گوید.

چارسو پرس: “دکتر بهمن مقصودلو” منتقدِ فیلم ، پژوهشگر و مستندساز نام آشنا و پُرتلاش،  سازنده ی فیلم مستند ” موزاییک استعاره ها” ( ۲۰۱۹ م ) با پشتوانه ی نزدیک به دو دهه پی جویی و شکیبایی فراوانش    –  در فاصله ی سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۶- توانسته است، کتاب تازه اش را با همان عنوانِ آشنای : موزاییک استعاره ها، دربرگیرنده ی  متنِ گفت ‌وگوهایی با “بهرام بیضایی” و زنان فیلم هایش، از سوی “نشربُرج” روانه ی بازار کتاب کند تا باردیگر سینما دوستان و پژوهشگران عرصه ی  هنر- صنعت سینما، بتوانند با خواندن این اثر ارزنده، به دنیای فیلمسازی بهرام بیضایی نزدیک تر شوند. نگارنده ی این نقد که پیش از این ها، با نگاشتنِ نقد و بررسی به نسبت مفصّلی در باره ی فیلم موزاییک استعارها به عنوان یک  مستند سه بخشی ، بر جنبه ی استنادی و آموزشی چنین اثری ، تاکید فراوان داشته است، اکنون برآن است تا در ادامه و در تکمیلِ وجوه دیداری شنیداری همان مستند ارزنده، به بررسی کتاب تازه ی این پژوهشگر صاحب نام سینما بپردازد تا خوانندگانِ  این کتاب ، به انگیزه ی آشنایی هرچه بیش تر با باورهای بهرام بیضایی، فیلمساز صاحب سبک سینمای ایران و سازنده ی ۱۴ فیلم بلند وکوتاه ، نه تنها در مورد فیلم و سینما و فیلمسازی، بلکه با مباحث دیگری همچون: دغدغه های روشنفکرانه، سیاست و حتی باورهای مذهبی وی نیزآشنا شوند.

یکی از خوش اقبالی های دکتر مقصودلو در پدید آوردن چنین اثری، این بوده است که  با شخصیتی به گفت و گو نشسته است که در پاسخ هایش هیچ گونه ابهام و ایهامی دیده نمی شود وبا بیانی روشن وبی پرده ، به دور از هرگونه مصلحت اندیشیِ منفعت طلبانه، در باره ی سینما و تجربه های تلخ و شیرین خود در سینمای ایران با وی به گفت و گو نشسته است.  در متن ِ این گفت وگوی مفصّل و موشکافانه،بیضایی از برخورد با آدم های سینمای ایران و مسایلی چون تنگ نظری ها و برداشت های نادرست  و کج فهمی برخی از مدیران سینمایی ، سخن می گوید و به همین روی، حاصل کار پدیدآورنده ی چنین کتابی نیز واقع نمایی باورپذیرتری را به رُخ می کشد ومتن چنین گفت و شنودی،به عنوان سخنانی برآمده از دل، ناگزیر بر دل خواننده ی اثر نیز می نشیند. گذشته از این ها، تاکید پژوهشگر و مولّف این کتاب  بر حضور سه تن از بازیگران شناخته شده ی فیلم های بیضایی یعنی: “پروانه معصومی”، “سوسن تسلیمی” و “مژده شمسایی”، به عنوان نقش آفرینان کلیدی چند فیلم به یاد ماندنی بیضایی ، موجب شده است تا بیضایی ضمن پاسخگویی به پرسش های مورد نظر مولف کتاب، دیدگاه های خود در خصوص نقش و جایگاه زنان و سابقه ی تاریخی و اسطوره یی آنان در زندگی های فردی و اجتماعی را نیز در اختیار خواننده ی چنین کتابی قرار دهد.

پیش از این ها، در معرفی و بررسی یکی دو کار دیگر از دکتر بهمن مقصودلو ، یادآور شده بودم که او یکی از نخستین مستندسازانی است که در چهره نگاری بزرگان ادب و هنر ایران، با ساخت مستندهایی در باره ی “اردشیر محصّص”،  ” ایران درودی” ، “احمد شاملو ”  و….. پیشگا م  بوده است .به بیانی دیگر ، این مدرّس سینما، یکی از پژوهشگران شناخته شده یی است که با توجه به کارنامه ی نوشتاری و سینمایی خود، شناخت نامه ی مناسبی از تاریخِ فرهنگ وهنر معاصر ایران را در اختیار نسل جوان قرار داده است.

 کتاب” موزاییک استعاره ها”( چاپ اول- سال۱۴۰۲) به همت “نشر بُرج” با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه  در اندازه ی  رُقعی با بهای ۱۴۵۰۰۰ تومان در ۱۸۰ صفحه به چاپ رسیده است.در پیشگفتار کتاب، با ساده ترین لحن و با بیانی دلنشین، بهمن مقصودلو از دوره ی جوانی خودش می گوید و از تماشای فیلم “فارنهایت ۴۵۱” (ساخته ی  فرانسوا تروفو فیلمساز فرانسوی در سال ۱۹۶۶ م) در شهر لندن و سپس، از آشنایی اش با کتاب “ری برد بری” نویسنده ی آمریکایی آن حرف می زند که آشکارا ، نگرانی نویسنده از فاجعه ی کتاب سوزی در آینده  را – با توجه به شرایط اجتماعی و سانسور در زمان  در دوران “مک کارتی” – هشدار می دهد و  به ”  جنگلِ مردمِ کتاب” به عنوان حافظان آثار ارزنده  اشاره می کند که متن کتاب ها را در سینه هایشان پنهان می کنند تا از دستِ حاکمان کتاب سوز، در امان بمانند .

گفت وگوی دکتربهمن مقصولو با  بهرام بیضایی در دو مقطع زمانی، یکی در سال ۱۳۸۱ در تهران و دیگری ۱۵ سال بعد، در سان‌فرانسیسکوی آمریکا انجام شده است. در بند بندِ متن ویراسته و آماده شده برای چاپ، بیضایی با دلشکستگی و حتی گاهی با خشم و اندوه ، ازتجربه ها یش می گوید. اگرچه بخش هایی از این گفت و گوی طولانی را پیش تر در فیلم مستند  موزاییک استعاره  ها دیده و شنیده بودیم، با این همه، بیان تفصیلی و جزیی نگرانه ی آن را می توان درنسخه ی چاپی ، یعنی در همین  کتاب  موزاییک استعاره ها پیدا کرد. 

بخش اول کتاب ( از صفحه ی ۱۷ تا صفحه ی۱۰۰) به عنوان بیش ترین حجم کتاب،به گفت و گو با بهرام بیضایی اختصاص یافته است. در این بخشِ مفصّل ، مقصولو در جایگاه یک کارشناس سینما،  از سال تولد و خانواده ی بیضایی و از دورانِ مدرسه و دبیرستان وماجراهای فرار از مدرسه و پناه بردنِ او به سینما می پرسد و خواننده به ساده ترین شکل ممکن، با کودک کنجکاو و ناآرامی آشنا می شود که با  پول ناهاری خودش، بلیت سینما می خرد و رنج گرسنه ماندن را به جان می خرد .  تا جایی که  رفته رفته ،سینما برای اوجدّی تر می شود  و بعد از آشنایی غیر منتظره با “دکتر هوشنگ کاووسی” و “هژیر داریوش”  و برنده شدنش در جریان پاسخ درست دادن به پرسش های یک مسابقه ی سینمایی  در سینه کلوپ، انگار مسیر آینده ی خود را پیدا می کند و با ورود به دوره ی  دانشگاه وابراز علاقه به هنرهای نمایشی و به ویژه با کنجکاوی های پژوهشگرانه در سابقه ی نمایش در ایران وبا تحقیق در ریشه یابی نمایش تعزیه، به عنوان یک پژوهشگر جدّی و با پشتکار، به حوزه ی هنرهای نمایشی وارد می شود . بعدها با ایجاد پیوند مناسبی میان هنر نمایش و سینما و فیلمسازی،از نیمه ی اول دهه ی ۴۰ خورشیدی، با  نمایش “عروسک ها ” به عنوان یک کار تلویزیونی، جای پای خودرا برای ورود به عرصه ی فیلمسازی محکم می کند و از سال۱۳۵۱ با ساختن فیلم کوتاه “سفر” (تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) نخستین جلوه های نوآوری و خلاقیت ، از سوی کارگردانی نوآمده  و خلّاق  به  فضای فیلمساری ، به تماشا گذاشته می شود.

 درست در همان سال هایی که سینمای ایران، آمیزه یی نامتجانس از انواع تولیدات را  به مخاطبان خود ارایه می داد،  فیلم های   “رگبار” ، “غریبه و مِه” ( به عنوان یک کار حماسی و نوگرا)  ساخته می شود و چرخه ی تولید فیلم های متفاوت با سینمای تجاری و گیشه پسند؛ با ساختن فیلم هایی چون: ” کلاغ”  و سینمای داستانی “چریکه ی تارا” ، ” مرگِ یزدگرد” ، ” باشو، غریبه ی کوچک” ، ” شاید وقتی دیگر!” ،” وقتی همه خوابیم ” و سگ کشی” کامل می شود. در برخی از این آثار ، بیضایی با این باور که به جای پرداخت ِ بی واسطه ی ” واقعیت” می توان از نوعی “واقع گرایی جادویی” استفاده کرد، از برخی نمادها و نشانه ها و تمثیل ها  و استعاره ها، بهره برده است که در عمل،  بسیار اثر گذارتر ازنمایشِ عریانِ خود واقعیت ها از کار در آمده است. ازنگاه او،بحث درباره ی ” آیین ” و ” اسطوره” و درک این حقیقت که آیین ها در اسطوره های کُهن ، ریشه دارند، یکی از راه های روشن برای کشف راز و رمزهای میراث فرهنگی  این سرزمین است. شاید با همین انگیزه بود که این پژوهشگر فیلمساز،به مطالعات جدی در حوزه‌ی فرهنگ باستانی ایران  روی می آورد و از این رهگذر، از تاثیرات عمیق آیین آناهیتا و ارزش زن در فرهنگ ایران باستان پرده بر می دارد و خود نیز ، در حد توانستن، جلوه هایی  از این فرهنگِ کُهن را دربرخی از فیلم هایش، بازتاب می دهد. دریغا که هنرمندی دلشیفته و دلبسته ی چنین میراث گرانبهایی، تصمیم به ترک ایران می گیرد !

 در بخش دوم این کتاب، از صفحه ی۱۰۱ تا  صفحه ی۱۴۶، با هدفِ  بررسی چند و چون حضور زنان در فیلم های بیضایی، دکتر مقصودلو با سه چهره ی برجسته و شاخص از نقش پردازانِ فیلم های این فیلمساز- یعنی خانم ها:  پروانه معصومی،  سوسن تسلیمی و مژده شمسایی- به گفت وگو نشسته است  تا خوانندگان ِ کتاب بتوانند با توجه به پاسخ ها ی داده شده،  با نوع نگاه و زاویه ی دیدِ این سه بازیگر ، به خوبی ، آشنا شوند. 

در همین بخش از گفت وگوهای به نسبت فشرده اما سرشار از ناگفته هاست که پروانه معصومی از نخستین دیدار خو در فیلم های “رگبار” ( ۱۳۵۱)  و “غریبه و مه” ( ۱۳۵۳)  و  آخرین حضورش  در فیلم “کلاغ” ( ۱۳۵۶) سخن می گوید و سوسن تسلیمی نیزبا توجه به حضور درخشان و گرم وگیرا در فیلم هایی چون:” چریکه ی تارا” ( ۱۳۵۷) ،” مرگ یزدگرد” (۱۳۶۰ )، “باشو،غریبه ی کوچک”  (  ۱۳۶۴) و “شاید وقتی دیگر” ( ۱۳۶۶ )   در باره ی درکِ عمیق خود از فضای فکری و استعاره های پنهان و آشکارِ موجود در فیلمنامه های بیضایی در پاسخ به  دکتر مقصودلو ، سخن می گوید و درسومین گفت وگو با بازیگران فیلم های بیضایی هم ، دکتر مقصودلو با مطرح کردن برخی پرسش های چالشی ، خواننده ی کتاب خود را پای صحبت و پاسخ های مژده شمسایی می نشاند و فرصتی پدید می آورَد تا با توجه به زندگی مشترک این بازیگر با کارگردان فیلم هایی چون: مسافران (۱۳۷۰) ،  گفت و گو با باد (  ۱۳۷۷ ، سگ کُشی (  ۱۳۷۹) و وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)  که مژده شمسایی در آن ها به ایفای نقش پرداخته است، از کارنامه ی سینمایی و زندگی مشترک وخُلق وخوی و ایران دوستی بهرام بیضایی و کوچِ  خانوادگی ناخواسته شان  از ایران بگوید و به نکته های تازه  و ناشنیده یی اشاره کند.     

بخش سوم این کتاب – ازصفحه ی ۱۴۷ تا صفحه ی  ۱۵۵، به  فیلم شناسی بهرام بیضایی، با درج دقیقِ نام فیلم ها ، سال تولید ، نام بازیگران و همه ی عوامل فنی و هنری تولید و همچنین جوایز دریافتی از جشنواره های معتبرِ داخلی و خارجی  ، اطلاعات سودمندی را در اختیار سینمادوستان   –  به ویژه دانشجویان رشته های سینمایی و منتقدان و پژوهشگران حوزه ی سینما-  قرار می دهد. 

گفتنی است که در صفحات پایانی کتاب –  ازصفحه ی ۱۵۷ تا صفحه ی ۱۷۲ – تعداد ۱۳قطعه  از عکس ها و اعلان های دیواری مربوط به فیلم های بیضایی و دو فیلم سینمای جهان (نامه ی یک زن ناشناس و مرد سوم)  و همچنین  نمایه ی الفبایی درج شده است. رسم خط و ویرایش کتاب موزاییک استعاره ها، درمقایسه با برخی از کتاب های پیشین دکتر مقصودلو، پیراسته تربه نظر می رسد و جز در مواردی انگشت شمار، با پسند نگارنده ی این نوشتار، منطبق شده است.   

چاپ و انتشارهر کتاب یا تولید هر مستند  تازه از دکتر بهمن مقصودلو، باردیگر به همه ی سینما دوستان و منتقدان و پژوهشگران عرصه ی سینما، یادآوری می کند که تنها در سایه ی عشق به سینما، این هنر جادویی و با پشتوانه ی کار و تلاش خستگی ناپذیر می توان در مسیر غنا بخشیدن به ادبیات سینمایی، گام های بلند برداشت و خوش درخشید.


منبع: سینما سینما
نویسنده: عزیزالله حاجی مشهدی