فیلم «آمادگی» (Preparation) به کارگردانی لیو، یک داستان عاشقانه متفاوت را روایت می‌کند. این فیلم جرقه عشق میان «آیشه»، یک مهاجر اویغور بدون مدارک، و «اسکینر»، یک سرباز سابق با اختلال استرس پس از سانحه را به تصویر می‌کشد. این دو شخصیت که هر کدام با مشکلات خاص خود دست و پنجه نرم می‌کنند، در نیویورک با یکدیگر آشنا می‌شوند و پیوندی عمیق میان‌شان شکل می‌گیرد.
چارسو پرس: جرقه عشق میان «آیشه» و «اسکینر» در یک کلوب لاتین در نیویورک شکل می‌گیرد، جایی که آن‌ها با لحنی بازیگوشانه به آهنگ عاشقانه اسپانیایی «Un Velero Llamado Libertad» (قایق بادبانی به نام آزادی) می‌رقصند. پیشینه و مشکلات این دو بسیار متفاوت است: آیشه از اقلیت اویغور چین و مهاجری بدون مدارک است و اسکینر، سرباز سابق سفیدپوست ارتش، با اختلال استرس پس از سانحه و آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو است.

لیو با ظرافت، رشد عشق آن‌ها را با کمترین دیالوگ و با همراهی موسیقی لطیف «Emile Mosseri» به تصویر می‌کشد. برخلاف بسیاری آثار آمریکایی که تنها به مشکلات روانی سربازان یا استثمار مهاجران می‌پردازند، «Preparation» این مسائل را از طریق تعاملات ملموس و تجربه شخصی شخصیت‌ها بررسی می‌کند.

پیوند میان آیشه (با بازی «سبیه بهتیار») و اسکینر (با بازی «فرد هچینگر») ناشی از حس مشترک بی‌جایی آن‌ها در جهان اطراف است. در صحنه‌ای برجسته، دوربین از میان جمعیت عبور می‌کند تا آن‌ها را مشغول خوردن بستنی مک‌دونالد نشان دهد و به نوعی، دنیا را برای لحظه‌ای کنار می‌گذارد تا آن دو مرکز توجه باشند.

در دوران خوش آغاز رابطه، لیو و فیلم‌بردار «آنته چنگ» با دینامیک شاداب خود، هم زوج و هم شهر نیویورک را با نماهایی جذاب و تقریباً ایدئال نمایش می‌دهند. اما با آشکار شدن واقعیت‌های تلخ هر یک، این هاله‌ی امکان‌پذیری کمرنگ می‌شود.

در ابتدا، رابطه آن‌ها بیشتر مبتنی بر فیزیک و جسارت است؛ آیشه با قدرت بدنی خود که از تمرین با پدر سربازش به دست آورده، خود را می‌سنجد. فلش‌بک‌هایی به کودکی او در چین، آرزوی زندگی گذشته‌ای که هرگز بازنمی‌گردد را نشان می‌دهد. زندگی او در آمریکا، «زندگی بعدی» اوست که او را مجبور می‌کند در برابر دیگران شکست‌ناپذیر به نظر برسد، هرچند درونش شکننده است.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم «پسر مقدس»؛ آیا رهایی از درد، بزرگترین نفرین است؟


اسکینر با بازی دلنشین و معصومانه «هچینگر»، شخصیتی با تلاش برای ارتباط و نیاز به دیده شدن ارائه می‌دهد. رفتار بدنی نامطمئن و نگاه نرم او، لطافت پسریانه‌اش را نشان می‌دهد، هرچند خشونت‌های ناشی از اختلالش، گاه این رفتار را مختل می‌کند.

آیشه بارها به اسکینر با نگاهی ویژه می‌نگرد، نه با تحقیر یا ترحم، بلکه با آرزوی واقعی برای ساختن زندگی مشترک. همین نگاه، بازیگر تازه‌کار «بهتیار» را به کشفی درخشان بدل کرده است؛ او آیشه‌ای مقتدر را نشان می‌دهد که حاضر نیست عزت نفس خود را قربانی کند یا در رنج غوطه‌ور شود.

با توجه به بازیگران درخشان و کارگردانی صبور لیو، فیلم از مسیرهای پیش‌بینی‌شده فراتر می‌رود؛ حتی صحنه‌های مواجهه آیشه با مقامات مهاجرت و واکنش غیرعقلانی اسکینر نیز با ظرافت روایت می‌شوند.

در پایان، آیشه وارد مسجدی می‌شود و آموزه‌هایی درباره پاداش رنج‌ها در زندگی پس از مرگ می‌شنود. اما قدرت واقعی او در یافتن معنا و شاید حتی شادی در همین زندگی است. بازگشت آهنگی که آن‌ها را با هم آشنا کرده بود، به عنوان موتیفی برای اشتیاق، نشان می‌دهد که فقدان تنها ثبات زندگی اوست، دست‌کم در این زندگی حاضر.

منبع: variety
نویسنده: نسرین پورمند