مریلا زارعی در گفتگویی مفصل با برنامه «رو ب رو» دهه اول فعالیت خود در سینما را مرور کرد و خاطراتی جذاب از آثاری گفت که خیلی ها با آنها خاطره دارند.
من تمام این صحنهها را یکبار پیشازاین، زندگی کرده بودم. درواقع همه آن چیزهایی که به سختی و تلخی پشتسر گذاشته بودم، بار دیگر باید در صحنه، بازی و تکرار میکردم. ضمن اینکه برخی موقعیتها مثلاً حرفهایی که در تراپی میزدم، در خلوت خودم هم به خودم نمیگفتم و بیان آنها ضمن اینکه نوعی تداعی آن شرایط دشوار بود، کمک میکرد تا نسبت به تجربهای که از سر گذراندم، به یک خودآگاهی و شناخت بیشتری برسم.
لیلی عاج: من هیچوقت در سینما نبودم، بلکه فقط هنرجوی سینمای جوان بودم و یکی، دو فیلم کوتاه وقتی آقای آفریده در انجمن بودند ساخته بودم. یک فیلم روی نوار بتاکم، یک نگاتیو ۱۶ و یک دیویکم. در بطن سینما نبودم، هرچند بهشدت علاقهمند به سینما و تماشاگر پیگیری بودم. در شرایطی که قصد داشتم در مسیر رشد در سینما قرار بگیرم و تحصیلات آکادمیک در رشته سینما داشته باشم، این اتفاق نیفتاد و من تئاتر خواندم.
کریم امینی: به نظر من فیلمساز خودش باید ارزیابی کند که فضایی را که برای ساخت انتخاب کرده یا فیلمنامهای که حاضر و آماده به او داده میشود و او را به عنوان اپراتور برای فیلم میخواهند که آن فیلم را بسازد ببیند آیا فیلم را میفهمد و درک میکند یا نه؟ فیلمسازی که تا دیروز فیلم اجتماعی میساخته و در این ژانر میدرخشید چطور میتواند یک شبه کمدی بسازد.
تحلیلهای بسیاری درباره شرایط این روزهای سینمای ایران وجود دارد. برخی اکران همزمان چند فیلم کمدی از ابتدای سال تاکنون را پاشنه آشیل سینمای ایران میدانند.
محمد ساسان مدیر مرکز تولید سازمان سینمایی «سوره» گفت پشت همه فیلمهای تولید شده توسط این مرکز ایستادهایم.
حامد رجبی گفت: در این فیلم سعی داشتم به آدمهایی نگاه کنم و در درون افرادی ورود کنم که به شکلِ ثابتِ زندگی خودشان چسبیدهاند و تصمیم دارند به هیچوجه اطرافشان را نگاه نکنند و خود را در معرض هیچ تهدیدی قرار ندهند.
امید شمس در این گفتوگو از موانع پیش روی ساخت «ملاقات خصوصی» گفته و همینطور درباره نگاهش به فضای جنوب شهر حرف زده است.
آرمان خوانساریان: گفتوگو همان فرهنگی است که ما نداریم، در فرهنگ پایینتر آدمها که با هم مشکل داشته باشند فیزیکی با هم دعوا میکنند، در فرهنگ بالاتر آدمها با زبان همدیگر را تکه پاره میکنند، یعنی آن گفتوگویی که بخواهیم زاویه دید خودمان را بگوییم و زاویه دید طرف مقابل را بشنویم در فرهنگ ما نیست، متاسفانهتر آن چیزی است که در فرهنگ ما اصلا نیست، آنهم فرهنگ عذرخواهی است چون گفتوگو درنهایت باید به عذرخواهی منجر شود، چون راجع به کدورتها صحبت میکنیم
هوشنگ گلمکانی: اول در نظر داشتم نقش کیانی را رضا کیانیان بازی کند اما او گفت این نقش نکته تازهای برایش ندارد و نقش چوپان را ترجیح داد. در سینما، اینکه چه در ذهن داری و درنهایت چه خواهد شد، اغلب مسیری طولانی و گاهی تقدیری است. وقتی که سرانجام علی مصفا برای نقش کیانی آمد، با ایدههایش تاثیر زیادی روی این نقش گذاشت و آن را دگرگون و پخته کرد.
آرمان خوانساریان: معتقدم بهعنوان سینماگر باید به آرامش یک جامعه و فرهنگ مردم کمک کنیم. هرگز احتیاجی به بازنمایی خشونت نیست و باید از ابتدا درباره مفاهیم عمیقتری صحبت کنیم. در «جنگل پرتقال» هرگز صدای آدمها از یک تنی بالاتر نمیرود.
ابوالحسن داوودی: به نظر من در خانه سینما چه مدیرعامل مستعفی و چه هیاتمدیره شبیه شناگری بودند و هستند که انگار دست و پایشان را بستهاند و بهشان میگویند شنا کن و آن وسط هم مدام افرادی استهزایش میکنند که چرا شنا بلد نیستی؟!.. که چرا وظایفتان را درست انجام نمیدهید؟!..
آرمان خوانساریان کارگردان فیلم «جنگل پرتقال» با اشاره به اینکه در هنگام آغاز نگارش «جنگل پرتقال» قصدی برای ساخت یک فیلم عاشقانه نداشته، گفت: من میخواستم فیلمی درباره یک انسان مغرور بسازم که گذشته باشکوهی داشته، فکر میکرده که اتفاقات مهمی برایش رخ میدهد و به فرد مهمی تبدیل میشود.
گلمکانی: «آهو» درامی رئالیستی نیست. ظاهرش رئالیستی است اما منطقش رئالیستی نیست. یک جهان تقریبا تجریدی است برای روایت همان مفهوم جستوجوی ناکام ابدی در طلب مهر. نشانهای از مسائل روز اجتماعی در آن نیست. بیزمان و بیمکان است. اصلا به نظرم در شرایط کنونی جامعه، زندگی دختری جوان، تنها در خانهای پرت، امکانپذیر نیست. نشانی از مامور و قانون نیست. ظاهر قضیه و خانه و بازار و مکانها، آشناست و واقعی به نظر میرسد، اما خیلی مینیمال و استیلیزه، در خدمت همان مفهوم کلی است نه برای نمایش مناسبات اجتماعی روزگار ما. به همین دلیل خیلی از نکتههای داستان، بهعمد مبهم است.
مسعود اطیابی: هدفم شاید بیزینس باشد، اما صریح میگویم درآمدم بسیار بسیار پایینتر است از فیلمسازانی که فیلم ارگانی میسازند. من حتی 50 درصد درآمد فیلمسازان ارگانی را ندارم. دوستان خانههای ویلایی، اقامت اروپا و...
شکیب شجره با اشاره با اینکه در جامعه نمونههای بسیاری از شخصیت نوید «عروسی مردم» را میتوان دید، گفت: به نظر من کاراکتر نوید به وفور وجود دارد.
عادل تبریزی معتقد است سینمای ایران امروز از جامعه خود عقبتر است در حالیکه در گذشت اینگونه نبود و به عنوان مثال در دهه ۱۳۷۰ سینما جلوتر از جامعه خود بود.
آرمان خوانساریان، کارگردان جوانی که این روزها فیلم «جنگل پرتقال» را به عنوان اولین فیلم بلند سینماییاش روی پرده سینماها دارد، عاشق معلمی است و در یک هنرستان پسرانه هم درس میدهد؛ او آنقدر دلبسته این حرفه است که میتوان گفت به اندازه سینما برایش عزیز است.
محمود بابایی تهیهکننده فیلم سینمایی «بعد از رفتن» معتقد است یکی از مضمونهای فیلمنامه، «بازگشت» بود که پیشتر در «بدون قرار قبلی» هم مطرح شده است.
وقتی به کارنامه 56 سال حضور داریوش مهرجویی در سینمای ایران نگاه میکنیم، نمیتوان از اثری نام برد که از اعمال نظر و سانسور مصون مانده باشد. این ماجرا برای هرکدام از آثارش به نحوی رقم خورد. عباس بهارلو، محقق، منتقد و پژوهشگر سینمای ایران، معتقد است «بهانهگیریهای جورواجور سبب شد که مهرجویی در نوشتن و انتخاب فیلمنامهها با گریز و پرهیز از طرح مسائل اجتماعی عمل کند و فیلمهایی مثل «سارا»، «پری» «لیلا»، «درخت گلابی»، «دختر دایی گمشده» و نظایر اینها را بسازد».
محمد مهدی عسگرپور رئیس هیئت مدیره خانه سینما درباره اعلام رسمی ممنوع الکاری تعدادی از هنرمندان از جانب وزارت ارشاد نکات مهمی را یادآور شد.