آنچه این روزها درباره ساعدی خبرساز شده، نه یک واقعه بلکه محصول یک روند استبدادی مبتذل است.
آروند دشت آرای همزمان با آخرین اجراهای دو نمایش «پدر» و «آوازهای عاشقانه دختر دیوانه» در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر از اقتصاد لرزان تئاتر میگوید، از قدرناشناسیها و اظهار تاسف می کند که به جای خوشحالی از موفقیت یکدیگر، شروع به ایرادگیری میکنیم. او همچنین تاکید دارد که در این سالها به فحش خوردن عادت کرده است.
دو عروسک دوستداشتنی، دکوری جمع و جور و داستانی ساده در عین حال آشنا؛ تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر این شبها میزبان تماشاگرانی است که برای دیدن همینها به این سالن میآیند.
سیامک صفری خود را بازیگری خوش شانس میداند که بخت با او یار بوده و در بخش بزرگی از آثار درخشان تئاتر بازی کرده و به قول خودش کمتر در انتخابهایش به جاده خاکی زده است.
مدیر عامل خانه تئاتر با تاکید بر رسمی بودن استعفای خود از این سمت، درباره دلایل کنارهگیری خود توضیحاتی داد و به تشریح بخشی از مشکلات موجود پرداخت.
حسین کیانی: «تئاتر همواره هنری پیشرو در طرح و بیان مسائل ازطریق نمادینهسازی بوده و کوشیده است با امکانات موجود، راه تغییراتی هرچند کوچک را به سوی بهبود شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه نشان دهد. صدچندان بودن تاثیرگذاری تئاتر به نسبت یک قطعهی موسیقی یا تابلوی نقاشی، زاییدهی ابزار ارائهی آن؛ انسانی زنده با گوشت، پوست و استخوان روی صحنه است که نسبت به اشیای بهکار گرفته شده در دیگر هنرها، اثری چندین برابری بر مخاطب خود میگذارد. برای همین است که تئاتر همواره موردتوجه نهاد قدرت، سیاستمداران و مسئولان فرهنگی هر جامعهای بوده است؛ چرا که به قدرت آن آگاهند.»
یون فوسه در ایران بیش از همه با نمایشنامههایش و بهواسطۀ ترجمههای محمد حامد، مترجم و اهل تئاترِ مقیم سوئد، شناخته میشود که تاکنون عمده آثار نمایشی فوسه را ترجمه و منتشر کرده است.
هادی مرزبان را عموما با اجرای نمایشنامههای اکبر رادی (درامنویس فقید معاصر) میشناسند. این بازیگر و کارگردان تئاتر بر خلاف روال همیشگی خود اثری تخت حوضی را روی صحنه برده است. او میگوید پیش از این قصد داشته نمایشنامه «طربنامه» بهرام بیضایی را روی صحنه ببرد که میسر نشده است. او معتقد است گونههای نمایشهای ایرانی در حال نسیان و فراموشی است.
فرزین محدث، علی نصیریان را فصلالخطاب خود در بازیگری میداند، رقیب خود را بچه های دهه هشتاد مینامد، از فحشهایی که شنیده، ناخوشنود است و آنها را بُرندهتر از تیغ و تیر میداند و تاکید دارد که اهل نق زدن نیست و بازیگری عملگراست.
مدیر کل هنرهای نمایشی با تایید اینکه برخی مداخلهها در کار این اداره وجود دارد، تاکید میکند که تا به حال اجازه نداده کسی در امور تئاتر دخالت کند.
حسن معجونی: بهترین دوره تئاتر بیشک همان دوره اصلاحات بود. دوره احمدینژاد سختترین دوره بود از این منظر برایم مهم بود که در آن دوره گفتم گروه تئاتریام را بالا میکشم و با خودم گفتم که باید این کار را در بدترین دوره انجام بدهم که دوره احمدینژاد بود و این کار را کردم. در همان دوره «لیف» شکل گرفت از همان زمانی که از دانشکده بیرون آمدم 10 سال با آقای رفیعی بودم و هیچ پیشنهادی را در سینما، تئاتر یا جای دیگری نپذیرفتم. فقط به آقای رفیعی وفادار بودم. 5، 6 کار هم در آن 10 سال نکردیم، اما تمام مدت با هم صحبت میکردیم و درواقع آقای رفیعی در خانهشان برایمان کلاس میگذاشتند. از تئاتر، متن، طراحی و... صحبت میکردیم
بهروز غریبپور: یکی از این روزنامههای علیه من نوشته بود مردم شمال شهر برای دیدن نمایش و تئاتر و موسیقی به جنوب شهر میآیند و اینها بیحجابی و ولنگاری را رواج میدهند، من در جواب گفتم این کدامشان خوب است مردم جنوب شهر برای رفتن به شهر بازی به شمال شهر میروند مردم شمال شهر برای دیدن آثار بتهوون و دیگران به جنوب شهر میآیند؟ دقیقا نوشتم شما مایل به کشیدن یک دیوار هستید بین برلین شرقی و غربی.
هادی حجازیفر دبیر این دوره از جشنواره نمایشهای عروسکی تهران - مبارک با اشاره به دغدغهها و مطالبات نمایشگران عروسکی، معتقد است در هر شرایطی حق با هنرمند است حتی اگر درخواستش غیرمنطقی باشد.
مدیر عامل خانه تئاتر از همکاری شهاب حسینی با این خانه برای انجام فعالیتهای آموزشی هنری خبر داد.
من وضعیت نمایشنامهنویسی را بغرنج میدانم. معلم نمایشنامهنویسی خوب نداریم یا بسیار انگشتشمار و بیانگیزه هستند. بخشی از این به این دلیل است که انگار اصلا مستمع جاذب و جالبی هم وجود ندارد.
نمایش "بی صورت فلکی" این روزها در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه میرود تا از منظر طنز به موضوع جراحیهای زیبایی و معضلات موجود در آن بپردازد.
تئاتر در ایران پشتوانه اداری محکمی ندارد. مرکز هنرهای نمایشی خودش را موظف به حمایت از گروههای تئاتری نمیداند و حمایتهایی که هر از چند گاهی میکند خیلی قابل توجه نیست و برخی از پرنسل مرکز که اتفاقا خودشان نیز از دانشآموختگان رشته هنرهای نمایشی هستند در شرایط موجود دیگر نسبت به وظیفهای که به هنرهای نمایشی دارند احساس مسوولیت نمیکنند و به سود گروههای تئاتری حتی یک قدم برنداشتهاند و مدیران تئاتری کشور نیز پشتوانه ندارند.
حسین پارسایی کارگردان نمایش "هفت خان اسفندیار" گفت: من آدم سیاسی نیستم و گرایش فکریام روشن است؛ متأسفم عدهای رنجیده خاطر شدند.
سیاوش طهمورث معتقد است که اگر «معرکه در معرکه» را پس از سی سال دوباره روی صحنه تئاتر برده به این خاطر است که ما از نظر اخلاقی، هنری، رفتاری و شخصیتشناسی، حرکت رو به جلو نداشتیم.
من اصولا دوست دارم تماشاگرم را با چیزی خوشحال کنم تا مطلبم را به او بگویم. فکر کردم اگر یک کار تاریخی سنگین بنویسم و اجرا کنم، شاید مخاطب پس بزند، چون آنجا با مطالب جدیدی آشنا میشود. مثل همین ماجرای دوره زندیه. از اینرو نگاههای سیاسی و معرفتی و عرفانی را که در متن وجود دارد، با شوخی و موسیقی و طنز آمیختم تا در قالب مجلس تقلید مطلبم را بگویم.
مدیر مجموعه تئاتر شهر با انتقاد فراوان از وضعیت پیرامونی این مجموعه میگوید: از شهردار تهران درخواست میکنم تا سرزده به دور و بر تئاتر شهر سری بزند و بعد قضاوت کنند که آیا وضعیت موجود در شان این مجموعه فرهنگی که ثبت ملی شده است میباشد یا خیر ؟ این بنای فرهنگی متعلق به زمان خاص نیست و امروز ما نیز میراثداری میکنیم تا به دست آیندگان بسپاریم و این مسئولیت سنگینی است چرا که آیندگان از ما مطالبه خواهند کرد.