20 آبان 1404
فیلم «کیکا» ساختهی الکس پوکین، داستان زنی را روایت میکند که پس از فروپاشی زندگی شخصیاش، از کارمند اجتماعی به زنی بدل میشود که برای بقا راهی خلاف عرف مییابد. این فیلم که در فستیوال کن نیز به نمایش درآمد، با نگاهی انسانی و هوشمندانه مرز میان انتخاب و اجبار را به چالش میکشد.
21 فروردین 1403
دنیس ویلنوو به عنوان کارگردان دقیقاً به خاطر زبان سینماییاش شناخته میشود که نه با دیالوگ، بلکه با تصاویر بصری با مخاطب صحبت میکند. این به بهترین وجه در Arrival و Blade Runner 2049 دیده میشود، که در آن زیباییشناسی تمام صحنهها مهمترین اهرم تأثیر بر لحن داستان است. در عین حال، ویلنوو سعی میکند داستاننویس خوبی هم باشد. در نتیجه «تلماسه: قسمت دوم» با یک ویلنوو عالی در صندلی کارگردانی به دنبال توسعه ایدئولوژیک قسمت اول در همه جهات است.
21 خرداد 1399
نخستین نکتهای که در مورد رائول والش به چشم میآید تداوم حیرتانگیز اوست؛ فیلمسازی که با تمامشدن، بیگانه بود. در طول بیش از نیمقرن، بیش از ۱۰۰فیلم را کارگردانی کرد. از معدود کارگردانهای دوره صامت (او محضر گریفیث را هم درک کرده بود) که آمدن صدا به سینما، محوش نکرد بلکه آثارش را غنیتر کرد.
17 خرداد 1399
«آدام سندلر» كه پيش از اين در آثار كمدي زيادي به عنوان شخصيتي-لوده- بازي كرده بود حالا در اثر «سفديها» چنان بازي زيبا و فوقالعادهاي از خود نشان داده كه اگر بگوييم نقشآفرينياش بيننده را به ياد بازيهاي هنرمندانه «داستين هافمن» يا «آلپاچينو» در آثار دهه 70 مياندازد، اصلا اغراق نكردهايم.
11 خرداد 1399
سینمای آمریکا طی ۹۰ سال گذشته از این چهره منفور شخصیت بسیار جذابی ساخته است. پس از آلکاپون، از طرف کمیسیون جرایم شیکاگو جان دلینگر به عنوان دشمن ملت شناخته شد؛ البته او هم از سینمای آمریکا سهمی داشت. اما دلینگر بر خلاف آلکاپون بین مردم زمانهاش محبوبیت داشت. او به رابین هود شبیه بود و نهتنها چیزی از فقرا نمیدزدید، بلکه بلافاصله پس از هر سرقت مقداری از پولها را بین مردم کوچه و خیابان پخش میکرد.
10 خرداد 1399
نوع نگاه اندرسون به هستی که با احساسات ژرف انسانی همراه است، در نوع بهکارگیری دوربین که به شخصیت بدل میشود، به گونهای تبیین شده که شفقت و همراهی خیرخواهانهاش با انسان مستأصل و رهاشده را در نوع میزانسن و زاویه دوربین و عناصر ارگانیک طبیعت، آشکار میکند.
9 خرداد 1399
این فیلم که به ژانر علمی تخیلی وحشتناک تعلق دارد در طول یک ساعت و نیم زمان داستان به خوبی ذهن مخاطب را درگیر خود میکند،نقش اصلی این اثر را ایوان مساگوئه (مسگیو) در قالب کاراکتر گورنگ عهدهدار است.
7 خرداد 1399
در اين فيلم براي زمان تقابل شخصيتها در كنار نوع كنش آنها براي بيان احساساتشان همزمان از برخي ديالوگها بهرهگيري شده است تا طبق همان منطقهاي سينمايي كه نويسندههايي مانند اروين بلكر بدان اشاره كردهاند جنبههاي نازك و عميق برخي شخصيتهاي ايدهآل ترسيم شده جين آستين و حتي خود سازنده فيلم جلوهگر شوند
6 خرداد 1399
75 سال از پايان جنگ جهانگير دوم گذشته است و انگار هنور داستانها در قالب «كلمات سرگشته» براي بدل شدن به هنر جاري و سارياند. با آنكه تصور ميكنيم ديگر مقوله جنگ چيزي براي روايت پلشتيهايش ندارد؛ ناگهان سروكله روايت تازهاي پيدا ميشود.
6 خرداد 1399
در روايت رشيد جانسون اندكي ديرتر تنشها براي شكل گرفتن پيرنگ اصلي آغاز ميشوند اما نوع داستان آن تا حدودي آشنا به نظر ميرسد و مثل برخي فيلمهاي ديگر تعليقهايي ايجاد خواهد كرد مانند فيلم شناخته شده «انگل» و تمامي آن دسته از فيلمهايي كه آغازي پر تعليق احتمالي در آنها احساس ميشود.