چارسو پرس: فیلم «پیگرد» به کارگردانی Faraz Shariat اثری فشرده و پرتنش است که در دل اصطلاحات حقوقی غوطهور میشود اما با هیجان یک تریلر انتقامجویانه پیش میرود. داستان درباره زنی آلمانی-کرهای است که به عنوان دادستان، پروندههای جرائم نفرتمحور راست افراطی را پیگیری میکند و با موانع نهادی روبهرو میشود، تا اینکه خود قربانی حملهای هدفمند میشود. این اتفاق او را وادار میکند تا بیش از پیش با محدودیتها مقابله کند و اگر لازم باشد آنها را دور بزند حتی اگر بهای اخلاقی سنگینی داشته باشد.
فیلمنامه که با پژوهشی دقیق توسط کلودیا شفر، جی-اون کیم و سون-جو چوی نوشته شده، در بستر افزایش اخیر جرائم نفرتمحور در آلمان شکل میگیرد؛ موضوعی که شریعت آن را با جزئیات مشخص و دقیق نظام حقوقی آلمان روایت میکند.
دادستانی که به متهمان خیره میشود
در مرکز داستان، «سِیو کیم» با بازی Chen Emilie Yan قرار دارد؛ وکیلی دولتی و کمحرف که میخواهد تغییری ایجاد کند اما با آهی از سر اجبار، کنار گذاشته شدن ۸۰ درصد پروندههای نفرتمحور در ادارهاش را بخشی عادی از کار میپذیرد.
او در آپارتمان خلوتش با پدرش به آلمانی صحبت میکند در حالی که پدر به کرهای پاسخ میدهد؛ گویی از همه جدا افتاده است، جز گاهگاهی از دوستدخترش «مین-سو» با بازی Kotbong Yang. در صحنههای کنترلشده دادگاه، زیر نگاهها و گاه تمسخر متهمان نئونازی و حامیانشان، تلاش میکند خونسرد بماند. همانطور که بارها در فیلم تکرار میشود، آلمان مدعی داشتن عینیترین نظام حقوقی جهان است و حفظ بیطرفی اصل اساسی آن محسوب میشود.
اما وقتی در پارکی عمومی از دوچرخه به زمین انداخته میشود و افراد نقابدار به سویش کوکتل مولوتف پرتاب میکنند، این خویشتنداری به مرز انفجار میرسد.
عبور از قانون برای اجرای عدالت؟
سِیو بلافاصله پیگیری پرونده سوءقصد به جان خود را آغاز میکند، حتی پیش از ترک صحنه حادثه. اما مدیران عمدتاً سفیدپوست او، از جمله دادستان ارشد «فورخ» با بازی Arnd Klawitter، اصرار دارند که فاصله حرفهای خود را حفظ کند. با این حال، او با کمک همکار غیرسفیدپوستش «آیتن» با بازی Alev Irmak، تحقیق موازی خود را آغاز میکند؛ وارد بایگانیها میشود، پروندههای قدیمی را زیر و رو میکند و دیوار اتاقش را با عکسها و بریدهجراید میپوشاند.
در نهایت، هنگامی که دادگاه آغاز میشود، او وکالت خود را نیز برعهده میگیرد؛ شاهدان را بازجویی میکند و حتی قربانیان پیشین برخی مهاجران آسیبپذیر را وادار میکند با وجود خطرات احتمالی شهادت دهند.
از درام حقوقی تا فانتزی قدرت لیبرال
شخصیت سِیو شاید خودمحور به نظر برسد، اما این خودمحوری ریشه در غریزه بقا دارد. فیلم با انتخابهای بصری دقیق و فضاسازی فشرده، درام جدی شخصیتمحور را به اثری پرهیجان و حتی لذتبخش بدل میکند. سِیو بهتدریج به ضدقهرمانی شبیه «لیسبت سالاندر» در فیلم The Girl With the Dragon Tattoo تبدیل میشود؛ با ظاهری شبهگوتیک که نشان از سرکشی درونیاش دارد.
عنوان آلمانی فیلم «Staatsschutz» نیز معنایی دوگانه دارد و تقریباً به «حفاظت از دولت» ترجمه میشود. پرسش اصلی فیلم این است: وقتی نهادها به نام بیطرفی تهدیدها را کماهمیت جلوه میدهند، در واقع از چه کسی محافظت میکنند؟
او قهرمان اکشن با ابزارهای ویژه نیست؛ بلکه وکیلی است که گاه قواعد را اندکی خم میکند. حتی خودروی عضلانی داج چلنجر مشکی ماتش، که در نمای پایانی حضوری چشمگیر دارد، نمادی از این سرکشی است.
بازی درخشان چن امیلی یان
بخش عمدهای از جذابیت فیلم مدیون بازی تأثیرگذار چن امیلی یان است؛ نخستین تجربه سینمایی بزرگ او که شخصیتی مصمم اما در آستانه فروپاشی را با ظرافت تصویر میکند. سِیو در مسیر خود کمکم مرز میان انتقام شخصی و عدالت نهادی را از دست میدهد مسیری که نزدیک است او را در هم بشکند.
گرچه گرهگشایی نهایی تا حدی ساده به نظر میرسد، «پیگرد» همچنان فانتزی قدرتی لیبرال و جذاب درباره مقابله با سیستم از درون است؛ اثری که واقعگرایانهتر از بسیاری از بلاکباسترهای نمادین عمل میکند. شاید جهان را تغییر ندهد، اما بهقدر کافی تماشاگر را برمیانگیزد تا تغییر را ممکنتر ببیند.
منبع: ورایتی
نویسنده: نسرین پورمند

