فیلم «تولدت مبارک» به کارگردانی سارا گوهر، نماینده مصر در اسکار، نخستین ساخته بلند این فیلم‌ساز است؛ درامی تلخ و انسانی درباره شکاف طبقاتی در قاهره معاصر که با بازی خیره‌کننده یک بازیگر کودک، به اثری عمیق و فراموش‌نشدنی بدل شده است.

چارسو پرس: از سه جایزه‌ای که «Happy Birthday» در نخستین نمایش جهانی خود در جشنواره ترایبکا ۲۰۲۵ کسب کرد تا جوایز متعدد تماشاگران و دیگر افتخاراتی که در جشنواره‌های بین‌المللی به دست آورد، و همچنین انتخابش به‌عنوان نماینده مصر برای اسکار، این درام تاثیرگذار بی‌تردید یکی از بهترین و پرافتخارترین فیلم‌های خارجی است که همچنان در جست‌وجوی پخش‌کننده در ایالات متحده به سر می‌برد.


این فیلم به کارگردانی و نویسندگی مشترک سارا گوهر ساخته شده؛ نخستین فیلم‌ساز مصری که در فهرست «۱۰ کارگردان قابل توجه» ورایتی قرار گرفته است. «تولدت مبارک» نابرابری‌های ثروت و طبقه در قاهره معاصر را از خلال داستان تاثیرگذار خدمتکاری هشت‌ساله و باهوش روایت می‌کند که دوستی صمیمانه‌اش با دختر خانواده‌ای که برایشان کار می‌کند، از سوی کارفرمایانش خوشایند نیست.

کارگردانی با حساسیتی کم‌نظیر

گوهر که فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده بوده و با این اثر نخستین فیلم بلند خود را کارگردانی کرده، خود را به‌عنوان کارگردان و نویسنده‌ای با حساسیتی کم‌نظیر ثابت می‌کند. او از دوحه رمضان در نقش توها، خدمتکار نوجوان بی‌سواد اما زیرک خیابانی که هنوز جایگاه خود را در سلسله‌مراتب پیچیده اجتماعی مصر درک نکرده، اجرایی با عمقی شگفت‌انگیز می‌گیرد.


توها، دختری باهوش، توانمند و حاضر جواب است و شادی این روزهایش از رابطه‌اش با نلی (خدیجه احمد)، نوه لوس کارفرمایش (حنان یوسف)، زنی سالخورده، بداخلاق و مبتلا به دیابت، سرچشمه می‌گیرد. توها کمک می‌کند خیس‌کردن رختخواب نلی را از مادرش لیلا (نلی کریم) که در آستانه طلاق است پنهان کنند و وقتی دیر می‌کند یا بیش از حد بستنی می‌خورد، برایش سرپوش می‌گذارد. در مقابل، نلی از داشتن دوستی هم‌سن‌وسال در خانه خود لذت می‌برد و طعنه‌های مادربزرگش درباره اینکه توها ممکن است منشأ شپش باشد را نادیده می‌گیرد.

تولدی که به نقطه عطف بدل می‌شود

اکنون که پدر نلی خانه را ترک کرده، نگرانی‌های مالی باعث شده زنان خانواده آماده ترک خانه مدرن خود در یک مجتمع محصور و مرفه شوند. جشن تولد نهم نلی در معرض لغو قرار می‌گیرد، تا اینکه توها با نقشه‌ای زیرکانه تلاش می‌کند جشن رویایی او را فراهم کند. اما با پیشرفت روز، توها که حتی نمی‌داند چه زمانی به دنیا آمده و هرگز درباره آرزوهای تولد چیزی نشنیده، با درس‌های تلخی روبه‌رو می‌شود که تماشاگر را در سکوتی ویرانگر رها می‌کند.

تصویرسازی دقیق از شکاف طبقاتی

تصاویر سنجیده گوهر با همکاری فیلم‌برداری صمیمانه سیف‌الدین خالد، به‌خوبی تناقض دردناک پول و طبقه را تثبیت می‌کند. در لحظات آغازین فیلم، دو دختر کوچک با لباس خواب و موهای فرفری در چادری صورتی در صبح زود روز تولد نلی شادمانه بازی می‌کنند. یکی پوست کمی تیره‌تر دارد و دیگری چهره‌ای ظریف‌تر، اما برابر به نظر می‌رسند. سپس با ورود بزرگ‌ترها به قاب و تغییر لباس توها به جامه‌ای بی‌شکل و روسری، جایگاه اجتماعی و شرایط اقتصادی آن‌ها آشکار می‌شود. نلی به مدرسه می‌رود و توها برای «خانم‌ها» کارهای خدماتی انجام می‌دهد.


با وجود کارهای پست، توها خود را خوش‌شانس می‌داند. او از ماهیگیری معیشتی که در صورت زندگی با خانواده‌اش ناچار به انجامش بود، بیزار است. هرچند در خانه نلی اتاقی برای خود ندارد و روی کاناپه اتاق نشیمن می‌خوابد، اما دست‌کم کشوهایی برای وسایلش دارد که بسیاری از آن‌ها لباس‌های دست‌دوم نلی است. در مقابل، در خانه فرسوده مادرش، کودکان هرجا که بتوانند می‌خوابند و باید لباس‌هایشان را با هم شریک شوند. جای تعجب نیست که توها با سادگی کودکانه‌اش به لیلا می‌گوید امیدوار است بتواند برای همیشه با لیلا و نلی بماند.

مرزهای ناپیدای تبعیض

توها که بیش از حد به توانایی‌اش برای پیش بردن کارها اطمینان دارد، از تعصب طبقاتی‌ای که لباس‌های مارک‌دار نامتناسب و روسری‌اش در بوتیک لوکسی که لیلا را همراهی می‌کند برمی‌انگیزد، آگاه نیست. اما مرزهای اجتماعی که در آنجا با آن روبه‌رو می‌شود، در خانه کارفرمایش و حتی در دروازه‌های همان مجتمع نیز حضور دارد.


بی‌آنکه توها بداند، کارفرمایش ترتیبی می‌دهد تا خواهرش (جومانا ابراهیم) او را ببرد تا نتواند در جشن نلی شرکت کند، با اینکه توها باور دارد نلی می‌خواهد او آنجا باشد. هنگام خروج از مجتمع، نگهبان دروازه اصرار می‌کند کیف‌های غذا و لباس‌هایی را که لیلا به آن‌ها داده بازرسی کند و حتی با خانه تماس می‌گیرد تا مطمئن شود اجازه بردن آن‌ها را داشته‌اند. فاطمه احساس تحقیر می‌کند، اما توها مشغول نقشه‌کشیدن برای بازگشت از روستای فرسوده‌شان در نزدیکی نیل است.

پایانی ویرانگر و همدلی‌برانگیز

توها که همیشه اهل ابتکار است، سرانجام راهی برای بازگشت به جشن پیدا می‌کند، اما آنجا، لحظه نهایی آگاهی از جایگاهش بیرون از دایره نلی، دلخراش است. شادی ناب و خالصی که گوهر پیش‌تر در بازی رمضان ثبت کرده بود، جای خود را به سردرگمی، درد و اشک می‌دهد. گوهر و ستاره جوان و کاریزماتیکش به‌خوبی می‌دانند چگونه از سینما به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای برانگیختن همدلی استفاده کنند.


منبع: ورایتی
نویسنده: نسرین پورمند
برچسب ها