افلیا پرتو، اول دیماه ۱۳۱۷ در خانوادهای در تهران به دنیا آمد که همگی علاقهمند به موسیقی بودند.
استاد آواز ایران ۵۰ سال پیش در گفتگو با روزنامه اطلاعات از آغاز کارش سخن گفت.
در روزهای نخست پس پیروزی انقلاب شایع شد که نام عبدالحسین ستارپور خوانندهی جوان و مشهور ایران با نام هنری «ستار» در لیست ساواکیهای شکنجهگر و مامور تعقیب و بعد در فهرست سرسپردگان رژیم و خلاصه در اغلب لیستها دیده شده است...
علت اصلی مخالفت خوانندههای زن را نفهمیدم؛ چون آنها مرتب پشت سر من شعار میدادند و حرف میزدند و سعی داشتند به هر بهانهای که شده برنامهام را خراب کنند اما در روبهرو با من خوش و بش میکردند...
تصنیف مرغ سحر را اولین بار من خواندهام و بر خلاف آنچه شایع کردهاند قمر خوانندهی آن نیست. اخیرا هم خانم بنایی آن را خوانده و کار ناپسندی کرده است. نوار این تصنیف در مراسم بزرگداشت سالگرد تاسیس رادیو ایران از رادیو و تلویزیون پخش شد.
... مادربزرگم... روضهخوان حرم زنانه بود.../ گاهی که به مسجد میرفتم و پای منبر مادربزرگم مینشستم و به روضههای او گوش میدادم آرزو میکردم که من هم روزی بتوانم روی منبر بروم برای زنها صحبت کنم و برای زنها مرثیه بخوانم
من آهنگ خارجی نمیفهمم، زور که نیست. یک مجله نوشته «سوسن شبیه میری ماتیو است، دو تاشان باری مردم کوچه و بازار میخوانند» اما من نمیروم به زور ماتیو گوش بدهم، سعی میکنم آواز خودم را بهتر بخوانم...
کار تقلید به هر حال به جایی رسیده که حالت تکرار مکررات را پیدا کرده و دقیقا مهوع میشود. اگر نگاهی به آهنگها و ترانههایی که در چهار سال اخیر عرضه شده است بکنید، متوجه میشوید که ۹۰ درصد آهنگها تقلیدی هستند و به هم شباهت دارند و همهی گامها و همهی اشعار نیز تقریبا یک نوع است.
آقای عظیمی! کسایی خیلی کسی رو قبول نداره تو موسیقی، ولی وقتی دربارۀ صبا صحبت میکنه انگار داره درباره خداش صحبت میکنه حالا شما تصور کنید که صباکی بوده یک شب تو یه مهمونی با کسایی بودیم خُب من و کسایی دوستهای قدیمی هستیم و گاهی باهم شوخی میکنیم.
بهمن فرمانآرا: دستگاههایی که هیچ نوع صلاحیتی ندارند قیم ما شدهاند، حکمی صادر میشود که سینماها باید به دست یک مرکز مورد اعتماد سپرده شود! چه کسی تشخیص میدهد دستگاه تازه که میخواهد سینماها را اداره کند صاحب صلاحیت است.
از بین خانمها بانو قمرالملوک که پیر دیر است، برای من ارشدیت دارد. بعد خانم ضرابی که از لحاظ سوابق خوانندگی بهخصوص در خواندن آهنگهای ضربی بینظیر است. سوم روحانگیز و چهارم روحبخش و از مردها بنان و بنان و بنان.
من برای اینکه بتوانم بهراحتی ضرب بزنم از مدرسه درمیرفتم، سوار واگن میشدم و در قسمت زنانهی واگن مرتب برای مسافرین ضرب میزدم... مذهب خود یکی از عوامل حفظ و حراست موسیقی ما شد.... نتی در کار نبود و به جای ضرب ۶ و ۸ تکرار میکردیم. «بله و بله و بله»، «دیگه» و یا دوضربیها را میگفتیم: «یکصد و بیستوپنج، یکصد و بیستوپنج»
اردیبهشت، ماه تولد استاد بنان، خواننده محبوب موسیقی ایرانی است.
با فضایی که از سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ وجود داشت و از هر سو به موسیقی سنتی ایران حملههای ناجوانمردانه میشد، استادان بزرگ، خانهنشین شدند و در چنین دوران سختی «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران» طرحریزی و بعد از مدتی تأسیس شد.
دیگر موسیقی تعزیه بود که میتوان آن را «اپراتراژیک» نام نهاد... این بهترین موسیقی مهمی بود که قطعات و مقامها منطبق با موضوع میشد و هر فردی مطالبش را با شعر و آهنگ رسا میخواند ناگفته نماند که تاکنون تعزیه بوده است که موسیقی ما را حفظ کرده. متاسفانه نمیدانم در آتیه چه چیزی تضمین حفظ موسیقی ما را خواهد کرد!
«بهار» در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد و این جایگاه ویژه بهار در بین ایرانیها در حدی است که در ادبیات فارسی عبارتی مختص اشعار بهاری داریم و آنها را «بهاریه» مینامیم. شاعران بزرگی همچون مولانا، حافظ، سعدی، ملکالشعرای بهار، عطار و خاقانی در وصف بهار شعر سرودهاند که بعضاً برخی از این اشعار با موسیقی آمیخته شدهاند؛ اشعاری مانند «بهار دلکش» از ملکالشعرای بهار.
استاد حسن کسایی گفتند: «عجب! اینهایی که میگویند بتسازی میکنید، کی هستند اینها؟ اگر کسی اهل موسیقی باشد. خانواده اصیل موسیقی باشد. ما خانواده اصیل موسیقی هستیم. ما خانواده موسیقی باید اصالت داشته باشیم. اگر اصالت داشته باشیم بزرگان خودمان را با تعظیم و احترام و تکریم نگاه میکنیم.
یکی از پیشکسوتان مکتب موسیقی و آواز اصفهان با بیان اینکه جنس صدای هرکسی مُعرف آن شخص است، گفت: یکبار از تاج اصفهانی پرسیدم که در زمان فراغت خود به آواز چه کسی گوش میدهد و او در پاسخ، «نام اسماعیل ادیب خوانساری» را گفت.
امروز (۲۶ اسفندماه) سالمرگ زندهیاد علیاکبر شهنازی موسیقیدان ایرانی و نوازنده سرشناس تار است؛ مردی که شاید با تصنیف «یک روز در زلف تو آویزم» بیشتر در ذهن مخاطب ایرانی جا خوش کرده باشد.
درست است که غربیها در برپایی کنسرت در ایران نقش بسزایی داشتند اما «انجمن اخوت» نیز در برگزاری کنسرت نقش مهمی ایفا کرد. این در حالی است که تحولات همزمان با جنبش مشروطه، احزاب وقت را در برگزاری کنسرتهای عمومی ترغیب میکرد.
يكی از مهمترين آهنگسازانی كه در ايران و بين قوم ارامنه تولد يافت واروژ هاخبانديان (معروف به واروژان) بود كه موسيقی پاپ در ايران را به شكل اولی تغيير داد. واروژان در هنرستان موسيقی اين علم را آموخته بود و با آنكه آن را نيمهكاره رها كرد، در نهايت در شيوۀ آهنگسازی موسيقی پاپ و مهمتر از آن، تنظيم قطعات موسيقی نقش عمده ايفا كرد.
پیرنیا در دوره زندگی در اروپا با موسیقی کلاسیک آشنا شد حتی به فراگیری پیانو پرداخته بود. اما در بازگشت به ایران بیشتر به گسترش و نوسازی موسیقی سنتی ایرانی پرداخت.
«اخبار کنسرت در مطبوعات از دوره قاجار تا پایان سال ۱۳۳۰» عنوان یکی از کتاب های تازه منتشر شده حوزه موسیقی است که به کوشش مهدی نورمحمدی در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
بنان دو مشخصه داشت؛ یک اینکه هیچگاه در صحبتهایش مشخصا کسی را به عنوان استاد خود معرفی نمیکرد و دوم اینکه شاگرد خاصی از خود باقی نگذاشت. «سایه» درباره این ویژگیهای او گفته است: «اگر هزار نفر هم به شاگردی بنان میرفتند، باید خیلی استثنایی میبودند که آن لطافت صدا و علم او را داشته باشند. بنان هنوز بینظیر مانده است و در سرتاسر تاریخ آواز مثل بنان نداریم.»
غلامحسین بنان الدوله نوری متولد ۱۰ اردیبهشت سال ۱۲۹۰ در تهران بود و در نهایت در سن ۷۴ سالگی دارفانی را وداع گفت.
سرود «ایران جوان» یا «وطنم» که اجرای آن با آواز شهرام ناظری برای خیلیها گوشآشنا است، قطعهای موسیقی بدون کلام با نام «سلام شاه» بوده است که توسط آلفرد لومر، هنرمند فرانسوی که ایرانیها او را «موسیو لومر» صدا میکردند، ساخته شده است.