سومین و آخرین ترجمۀ عباس نعلبندیان با عنوان «پُرِمتوسِ در بند» اِسکیلِس بعد از ۵۲ سال منتشر شد.
نمایشنامه «طلبکارها» نوشته اگوست استریندبرگ با ترجمه عباس نعلبندیان بعد از پنجاهودوسال منتشر شد.
محمود استادمحمد، نمایشنامهنویس و بازیگر و کارگردان تئاتر درباره نعلبندیان گفته: «دهان به مینیالوده بود و نمیآلود. سیگار نمیکشید، تکلیف مواد نشئهآور هم معلوم است. محجوب بود. خنده نداشت. بروز شادیاش در یک لبخند کوتاه و کمرنگ خلاصه میشد. همیشه در شنیدن صدایش مساله داشتیم، بهخصوص در یک جمع پنج، شش نفره. عصاقورتداده راه میرفت. تخمپیر نبود ولی بدنش پیر بود. بهگونهای راه میرفت که حس میکردی این بدن هرگز ندویده و نمیتواند بدود.»
مناسبات سیاسی و اجتماعی دهه ۶۰ برای نعلبندیان فهمناپذیر بود و حوادثی چون جنگ و تلاطمات سیاسی، از توان کسی چون او خارج. مرگ خودخواسته واکنشی بود به وضعیتی که در آن نقشی نداشت اما از آسیبهایش در امان نمانده بود.
انتقاداتی که نعلبندیان خود در موردشان میگوید: «وقتی نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو...» نوشته شد، عدهای از آن دفاع کردند و عدهای به مخالفت با آن پرداختند و من از آن بهبعد به نویسنده دستراستی تبدیل شدم و تعبیری ایجاد شد که انگار اگر کسی به طرف نعلبندیان برود، آدم دستراستی است.» این جبههبندیها بهقول محمود استادمحمد، ابتدای ویرانی و آغاز کوچ زودرس عباس نعلبندیان بود.
نعلبندیان از مرگ تا مرگ را در «ناگهان...»، با تکنیکهای خلاقانه، فاصلهگذاری شده و سورئال مینویسد. نعلبندیان، آستیم و فریدون، هر سه مُردهاند! و در لحظهی پایان آغاز خود، آرام و با پای خود به سوی گور خود رفتهاند. گوری که دیگران برایشان ساخته و آماده کردهاند. آیا «ناگهان...»، قصهی شرم ما و ماست. «من، تو را انتظار میکشم، ای فرجام خوب!»، «آنک اتصال، اینک حیات.» «مرا به نوازش سترگ خاک مهمان کنید.» و...
«سه قطعه» پیتر هانتکه با ترجمه عباس نعلبندیان بعد از ۵۲ سال راهی بازار کتاب شده است.
آوانسیان درباره نعلبندیان میگوید: «از میان نمایشنامهنویسان ایرانی، نعلبندیان، کسی است که برای من حداقل یک مکمل است. چیزهایی را که من کم دارم، در مقابلم قرار میدهد. یک ماده اولیه نمایشی خوب را در اختیار بازیگر و کارگردان قرار میدهد. حرفی که برای پژوهشی هم گفته بودم: با متنهای او از سطحهای مختلف میشود بازی کرد...»
«شهرو خردمند» کارگردان تئاتر و از بنیانگذاران کارگاه نمایش، از شروع کار هنری و همچنین دوره فعالیتش در کارگاه نمایش و راهاندازی آن و تلاشی که برای حذف او از صحنه شده بود، گفت.
به باور نعلبندیان هنرمندان حوزه رئالیسم شکستخوردگان جریانات اجتماعیاند. مصاحبهکننده در همین راستا نعلبندیان را قضاوت میکند که او به واسطه جایگاه طبقاتیش چنین ادبیاتی را پیش گرفته است
بخشی از حرفهای عباس نعلبندیان که پیش از خودکشی ضبط شده، منتشر شد.
هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است، نمایشنامهنویس پیشرو و خلاقی که به گفته روحالله جعفری، پیش از انقلاب مورد بیمهری قرار گرفت و بعد از انقلاب هم با مجوز ندادن برای چاپ آثار و به صحنه رفتن متون او، این بیمهری ادامه دارد.
«دفترهای تآتر» ویژه عباس نعلبندیان به همراه داستان «صدای مردان» نوشته حمید امجد راهی بازار شده است.
متنی شاخص عباس نعلبندیان در پنجاهمین سالگرد تاسیس کارگاه نمایش اجرا میشود
اجرای متن شاخص عباس نعلبندیان در پنجاهمین سالگرد تاسیس کارگاه نمایش.
در پی لغو اجرای نمایشنامه خوانی «ناگهان هذا حبیبالله...» نوشته عباس نعلبندیان بواسطه بعضی فشارهای رسانهای، رضا دادویی متنی را منتشر کرد
حسین پاکدل ،علی سرابی،پریسا مقتدی و ژاله صامتی در(( ناگهان هذا حبیب اله.....)) حضور خواهند داشت.