شنبه , ۱۶ فروردین, ۱۴۰۴
نقد تئاتر های روی صحنه
درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن 21 اردیبهشت 1403
درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن

درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن

نمایش «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز»، به نویسندگی حسین کیانی و کارگردانی کارن کیانی نمایشی مونولوگ است که به درونیات سرکوب‌شده کاراکتر «اسماعیل بزاز» (با بازی بهروز پناهنده) که از بازیگران (دلقک‌های) دوره ناصرالدین‌شاه است، می‌پردازد.

چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران 19 اردیبهشت 1403
چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران

چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران

جریانی در دهه‌ی ۱۳۸۰ باعنوان «بازخوانی» در ایران شکل گرفت که می‌توان آن را جریان «بازتفسیر» نیز نامید که بخشی از جریان دیکانستراکشن یا واسازی می‌شود؛ البته روش این هنرمندان پیش‌رو بیشتر «غلط‌خوانی» تعمدی بود. روش مذکور، به‌نوعی در همکاری یک کارگردان اجرامحور و یک دراماتورژ تولید، شکل می‌گیرد.

نقد تئاتر « اسفرود بی دم» به کارگردانی فرشید روشنی؛ نویسنده تا حدودی مرده است 7 آذر 1402
نقد تئاتر « اسفرود بی دم» به کارگردانی فرشید روشنی؛ نویسنده تا حدودی مرده است

نقد تئاتر « اسفرود بی دم» به کارگردانی فرشید روشنی؛ نویسنده تا حدودی مرده است

 « اسفرود بی دم» با شوخ‌طبعی، بازیگوشی و طنزی سیاه، توانسته فضایی کمابیش جفنگ و فرح‌بخش از زندگی شهری انسان معاصر بسازد. به هر حال ژست اجرا مبتنی است بر «از جدیت انداختن» همه‌چیز و همه‌کس و در این مسیر بیش از همه این خود اجرا است که باید از جدیت انداخته‌شده باشد. ضیافتی که پویا سعیدی در جایگاه نمایشنامه‌نویس و فرشید روشنی در مقام کارگردان برپا کرده‌اند، خوش‌رنگ‌ولعاب است اما چندان توانایی زیروزبر کردن سلیقه مخاطبان خویش را ندارد. یک دورهمی که قرار است خود را دست بیندازیم و از عقل سلیم زندگی شهری فاصله بگیریم.

یادداشتی بر نمایش «مانش» به کارگردانی کیومرث مرادی/ دست بردار از این در وطن خویش غریب٭ 4 مرداد 1401
یادداشتی بر نمایش «مانش» به کارگردانی کیومرث مرادی/ دست بردار از این در وطن خویش غریب٭

یادداشتی بر نمایش «مانش» به کارگردانی کیومرث مرادی/ دست بردار از این در وطن خویش غریب٭

مهاجرت مساله‌ای نیست که کیومرث مرادی برای اولین‌بار به آن پرداخته باشد؛ اگر به کارنامه حرفه‌ای او نگاهی بیندازیم، می‌بینیم مهاجرت و قصه آدم‌های مهاجر دغدغه اوست و به همین خاطر است که برای سومین‌بار نمایشی را روی صحنه می‌برد که حقیقت تلخ آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که از ناآرامی‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به جای دیگری مهاجرت می‌کنند به امید پیدا کردن روزنه‌ای از امید و آرامش.

بچه؛ روایتی اصیل از زن بودگی، مادری و خوشبختی در نگاه سوژۀ خاورمیانه‌ای بر زمینه‌ای از مهاجرت اجباری 13 فروردین 1401
بچه؛ روایتی اصیل از زن بودگی، مادری و خوشبختی در نگاه سوژۀ خاورمیانه‌ای بر زمینه‌ای از مهاجرت اجباری

بچه؛ روایتی اصیل از زن بودگی، مادری و خوشبختی در نگاه سوژۀ خاورمیانه‌ای بر زمینه‌ای از مهاجرت اجباری

نغمه ثمینی هوشمندانه از تعابیر شعارزده در نقد مرزهای سیاسی و اقتضائات بین­ المللی پرهیز کرده است در عین اینکه به زیبایی از مصائبی که انسان در جهانی فزاینده در هم­پیچیده با آن روبروست و سیاست در رفع آن بیش از پیش ناتوان است سخن می­ گوید.

درباره «بک‌ تو بلک» سجاد افشاریان/ وای بر کم‌فروشان 5 فروردین 1401
درباره «بک‌ تو بلک» سجاد افشاریان/ وای بر کم‌فروشان

درباره «بک‌ تو بلک» سجاد افشاریان/ وای بر کم‌فروشان

«بک‌ تو بلک» قرار است بازنمایی از یک وضعیت انسانی در انفرادی باشد، جز مضمحل کردن بدن فروپاشیده از ستم رواشده بر بشر محبوس، چیز دیگری نیست. مرد خوش‌چهره با صدایی که تلاش می‌کند آمیزه‌ای از سعید راد و بهروز وثوقی و فردین با لحن لاتیش باشد – و شاید انتخاب علی [بی‌غم] از توهم فردین‌بودگی باشد – زندان را جایی برای شبه‌رومانتیسیسم شخصی می‌کند. آن را با نوعی شامورتی شبه‌سیاسی آغشته می‌کند و آن را تحویل ما می‌دهد. یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های بشری را با فانتزی آمیخته و در بسته‌بندی زیبای یک چیپس صددرصد جانک تحویلمان می‌دهد.

درباره نمایش «پنگوئن های افسرده»/ بحرانی‌شدن شکاف طبقاتی در ایران 25 دی 1400
درباره نمایش «پنگوئن های افسرده»/ بحرانی‌شدن شکاف طبقاتی در ایران

درباره نمایش «پنگوئن های افسرده»/ بحرانی‌شدن شکاف طبقاتی در ایران

نویسنده می‌خواهد فضای نوآر فیلم‌های هالیوودی را روی صحنه تئاتر ایرانی زنده‌کند. تاثیرفیلم‌های ژانر نئونوآر -مثل آثار «رومن پولانسکی»- مشهوداست. علی‌اکبری به سریال «بریکینگ بد» هم اشاره کرده‌است: «روی تاریکی پشت سرت تمرکز نکن». او ریسک کرده‌ و متن سنگینی با ۱۶ شخصیت و ۳۵صحنه را با کمی جرح‌وتعدیل اجرا کرده‌است.

«شترمرغ»/ ابزورد اتفاقی! 25 دی 1400
«شترمرغ»/ ابزورد اتفاقی!

«شترمرغ»/ ابزورد اتفاقی!

جهان نمایش لهراسبی جایی است که تو از هر راهی بروی باز به همان نقطه سابق بازمی‌گردی. هر بار سناریو را دستخوش تغییر کنی، درنهایت هم بازی ادامه پیدا می‌کند. بازی چیزی جز همین زیست ما نیست. لهراسبی در حالی این زیست را به تصویر می‌کشد که گویی ما برای چیزهای مهمی در حال نبردیم. مفاهیم پیچیده‌ای که زیست ما را گویی شما می‌دهند و هیچ پاسخی برای آن هم نداریم.

«احتمالات»/ اندر باب شخصی‌سازی 25 دی 1400
«احتمالات»/ اندر باب شخصی‌سازی

«احتمالات»/ اندر باب شخصی‌سازی

مخاطب کار تا چه اندازه حق انتخاب دارد؟ او چه نقشی در شکل‌گیری اثر پیدا می‌کند؟ علی شمس چقدر به مخاطب خودش اجازه ورود به این دنیای شخصی را می‌دهد؟ پاسخش را جایی می‌یابم که برخی منتقدها بدون ذکر مخالفتشان با رویکرد پست‌مدرن علی شمس، با زبان تعریض از کنار عصر گذشتند. سهم او از این دنیا اندک است. نه خودش را می‌بیند و نه جهانش و از همین رو «شخصی‌سازی» علی شمس افراطی است.

نقد نمایش «شب/خارجی/یرما» - روز/داخلی/تئاتر 6 خرداد 1400
نقد نمایش «شب/خارجی/یرما» - روز/داخلی/تئاتر

نقد نمایش «شب/خارجی/یرما» - روز/داخلی/تئاتر

می‌توان گفت «شب/خارجی/یرما» یک تئاتر ساده است که با تصاویری از بازیگران در دفتر تست بازیگری ترکیب‌شده است. نمایش برای مخاطب پیگیر تئاتر آورده‌ای ندارد و برای مسیر پیش‌روی تئاتر ایران چشم‌انداز. شاید تنها صحنه‌ای باشد برای معرفی چند بازیگر آینده تئاتر

نگاهی به نمایش «سگدو» / بدو مهاجر بدو 28 بهمن 1399
نگاهی به نمایش «سگدو» / بدو مهاجر بدو

نگاهی به نمایش «سگدو» / بدو مهاجر بدو

«سگدو» به دو بخش انتزاعی و واقعی تقسیم شده و البته كه وحدت اجرایی ندارد. گویا چند خرده پیرنگ با موضوع هویت گمشده به یكدیگر وصله و پینه شده‌اند. اجرای چنین نمایشنامه‌ای سخت و مشكل است. فكر می‌كنم متن از كارگردانی جلوتر باشد؛ یعنی اینكه عباس غفاری از پس متن برنیامده است.

به بهانه اجرای نمایش در انتظار گودو؛ مقاومت بکتی در مقابل معاصر کردن یک متن معاصر! 3 آبان 1399
به بهانه اجرای نمایش در انتظار گودو؛ مقاومت بکتی در مقابل معاصر کردن یک متن معاصر!

به بهانه اجرای نمایش در انتظار گودو؛ مقاومت بکتی در مقابل معاصر کردن یک متن معاصر!

اجرای امیررضا کوهستانی سعی دارد معاصر ما باشد. فی‌المثل استفاده از موتورسیکلت تلاشی است برای دور شدن از موقعیت انتزاعی متن بکت و نزدیک شدن به مناسبات ما. حتی مکان بجای بیابان، خیابان را بازنمایی کرده تا خلا کمتری را به تماشاگران منتقل کند. به هر حال کوهستانی نشان داده که همیشه دوست دارد با نام‌هایی که بزرگ هستند، مواجهه‌ای انتقادی و خلاقانه داشته باشد.

درباره نمايش «عباس ميرزا» به کارگردانی سيد محمد سعيدی/ شمايل‌نگاری يك نجيب‌زاده خودپسند 22 مرداد 1399
درباره نمايش «عباس ميرزا» به کارگردانی سيد محمد سعيدی/ شمايل‌نگاری يك نجيب‌زاده خودپسند

درباره نمايش «عباس ميرزا» به کارگردانی سيد محمد سعيدی/ شمايل‌نگاری يك نجيب‌زاده خودپسند

جوالدوز نويسنده نمايش «عباس‌ميرزا» با استمساك او به ريشه‌هاي كنايه‌آميز موجود در متن، دريچه‌اي مي‌گشايد كه مخاطب امروز همچنان بين آن تاريخ گذشته و حال سرگردان بماند و از اين رهگذر به دركي سياسي از وضعيت كنوني خود برسد. نقل قول‌هاي خاله‌زنكي از محله قديمي نيز دستاويزي است به زبان طنز كه تلخي گروتسك و ريشخندش از پيرامون نمايشنامه و اجرا بيرون مي‌زند. محله نمونه‌اي در خاطرات ايرانيان با زناني تصوير شده در اندروني، تحت‌الحمايه مردان كه مهم‌ترين كار روزمره‌شان نُقل محافل بودن است.

درباره نمایش «فاجعه معدن کوشیرو» / مردن در زمین، زیستن در خاک 18 آبان 1394
درباره نمایش «فاجعه معدن کوشیرو» / مردن در زمین، زیستن در خاک

درباره نمایش «فاجعه معدن کوشیرو» / مردن در زمین، زیستن در خاک

«فاجعه معدن کوشیرو» در لحظه‌ نهایی، درست هنگامی که نوعی حس همذات‌پنداری را در مخاطبان خود به وجود آورده و دراماتیک می‌شود، آنان را دعوت می‌کند تا به تیرگی‌های نسلِ‌ خود و زندگی‌های نداشته‌شان زل بزنند و سکوت کنند. دیگر فرقی نمی‌کند که نمایشی ببینیم یا زندگی نداشته را

نگاهی به نمایش ˝مرگ فروشنده˝ به کارگردانی نادر برهانی‌مرند 27 آبان 1393
نگاهی به نمایش ˝مرگ فروشنده˝ به کارگردانی نادر برهانی‌مرند

نگاهی به نمایش ˝مرگ فروشنده˝ به کارگردانی نادر برهانی‌مرند

آرتور میلر در سال 1949 با نوشتن نمایشنامه ˝مرگ فروشنده˝ واقعیتی را به تصویر کشید که در آن آدم‌های جامعه - آدم‌های معمولی جامعه - سرنوشتی هولناک داشتند.