شجاعت واژه‌ای است که بیش از هر واژه‌ی دیگر در این وقت پرجایزه از سال به گوش می‌خورد. در مهمانی‌ها آن را می‌شنویم، وقتی می‌گویند آن استودیوی فیلم‌سازی بسیار شجاع بود که آن فیلم را ساخت یا در مراسم اهدای جوایز جایی که برندگان همیشه از کسانی که با شجاعتشان حامی آن‌ها بوده‌اند، تشکر می‌کنند اما امسال این واژه کمتر از هر وقت دیگری به گوش می‌خورد و دلیل خوبی برای این وجود دارد.
چارسو پرس: شجاعت واژه‌ای است که بیش از هر واژه‌ی دیگر در این وقت پرجایزه از سال به گوش می‌خورد. در مهمانی‌ها آن را می‌شنویم، وقتی می‌گویند آن استودیوی فیلم‌سازی بسیار شجاع بود که آن فیلم را ساخت یا در مراسم اهدای جوایز جایی که برندگان همیشه از کسانی که با شجاعتشان حامی آن‌ها بوده‌اند، تشکر می‌کنند اما امسال این واژه کمتر از هر وقت دیگری به گوش می‌خورد و دلیل خوبی برای این وجود دارد.

چرا استودیو‌های فیلم‌سازی برنده‌ی اسکار جسارت گذشته را ندارند؟
وقتی کارگردان بردی کوربت از صندلی خود در هتل بورلی هیلتون بلند شد تا جایزه‌ی گلدن گلوب را برای بهترین فیلم درام یعنی «بروتالیست» دریافت کند، او از تمام استودیو‌های فیلم‌سازی که به او باور داشتند، سپاس‌گذاری نکرد. کوربت به این موضوع اشاره کرد که چگونه فیلم داشت از هم می‌پاشید و با مدیران اجرایی استودیوهای فیلم‌سازی حاضر در مراسم هیچ خشونتی به خرج نداد: «به من گفته شد که فیلم قابلیت توزیع ندارد. گفته شد که هیچ کس به سالن سینما نمی‌آید تا فیلم را تماشا کند. گفته شد که این فیلم جواب نمی‌دهد». اما او از مدیران اجرایی خواهش کرد که «لطفا درباره‌اش فکر کنید» و اینکه چرا آن‌ها بیشتر از دید کارگردان‌ها شانس خود را امتحان نمی‌کنند. در واقع هیچ توزیع کننده‌ی آمریکایی حاضر به پخش این فیلم نبود تا زمانی که این فیلم در جشنواره‌ی فیلم ونیز دیده شد و استودیوی فیلم‌سازی A24 دیگر نتوانست مقاومت کند.


کارگردان دیگر فیلم پرسروصدای امسال «امیلیا پرز» یعنی ژاک اودیار در همان صحنه از استودیو‌های فیلم‌سازی بزرگ برای شجاعتشان قدردانی نکرد. با اینکه یکی از بزرگترین استودیوهای فیلم‌سازی یعنی نتفلیکس توزیع و پخش این فیلم را بر عهده گرفته است. به جای آن او از زمان خود زیر نور صحنه استفاده کرد تا از بازیگران فیلم برای شجاعتشان سپاس‌گذاری کند و به مخاطبان حاضر در سالن بگوید تا خودشان را برای عصر جدید هالیوود در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ آماده کنند.

نگاهی اجمالی به فهرست نامزدهای بهترین فیلم جوایز اسکار امسال شاید این گونه نشان دهد که استودیو‌های فیلم‌سازی فراز و فرود‌های بسیاری داشته‌اند. چگونه به شکل دیگر می‌توان حضور این همه آثار بی‌باک و جسور در این فصل از جوایز را توجیه کرد؟ اما حقایق به شکلی غیرعادی جلوه می‌کنند و از حقیقت بدفرجامی در صنعت سرگرمی در سال پیش‌رو، ۲۰۲۵، سخن می‌گویند. حتی آن‌هایی که پذیرای ریسک‌های بزرگ بودند ترسیده‌اند.

البته استودیو‌های فیلم‌سازی شناخته‌شده مثل نتفلیکس ریسک‌های بزرگی را به جان خریده‌اند، آن هم با انتخاب یکی از فیلم‌سازان مولف شناخته‌شده، بعد از دیدن فیلم اسپانیایی زبان او که در مکزیک اتفاق می‌افتد، حق پخش آن را خریداری کرد. این فیلم توانست به یکی از پرافتخارترین فیلم‌های غیرانگلیسی زبان در تاریخ اسکار بدل شود.

این فیلم «روما» محصول سال ۲۰۱۸ بود. نتفلیکس زمان زیادی را برای اینکه اقدامی مشابه برای «امیلیا پرز» انجام دهد، به انتظار نشست و پول کمی را هم خرج کرد تا البته سود کمی هم نصیبش شود. «روما» فیلمی سیاه و سفید و عمیقا اندیشناکی بود که افت و خیز‌های اندکی داشت اما این شرکت تنها بعد از دیدن ۱۲ دقیقه از این فیلم ۲۰ میلیون دلار را برای خرید حق پخش آن هزینه کرد. «امیلیا پرز» ظرفیت تجاری به مراتب بیشتری از فیلم «روما» دارد، با قطعات موسیقی شورانگیز خود، یک پایان‌بندی پر از هیجان و یک موضوع باب تبع روز. اما با این حال نتفلیکس پیش از هر اقدامی، منتظر نسخه‌ی نهایی فیلم و تمجیدهای گرم و صمیمی جشنواره‌ی کن ماند و حتی با وجود چنین چیز‌هایی، نصف آن پول را برای خرید حق پخش در خاک کشور آمریکا و بریتانیا هزینه کرد.

یکی از بهترین فیلم‌های ۲۰۲۴ که تریلری تاریخی درباره‌ی اخلاق رسانه به نام «۵ سپتامبر» است، توزیع‌کننده‌ای نداشت تا وقتی که استودیوی فیلم‌سازی پارامونت شاهد تشویق تماشاگران حاضر در سالن سینما در جشنواره‌ی فیلم تلوراید بود و پس از آن بود که تصمیم خود را گرفت که این فیلم ارزشش را دارد و باید به آن فرصتی بدهد.


این ملاحظات جدید تجاری در سینما علل خودش را دارد. از تغییر عادت‌های سینمایی تماشاگران تا وجود این واقعیت که استریمرهایی که آتش شعله‌ی این ریسک را برای بخش اعظمی از این دهه تغذیه کردند، اکنون از مرحله‌ی رشد خود گذر کرده‌اند. اپل ۲۵ میلیون دلار هزینه کرد تا حق پخش فیلم «کودا» در جشنواره‌ی فیلم ساندنس ۲۰۲۱ را خریداری کند، اقدامی که قماری بزرگ در آن زمان به حساب می‌آمد اما بعد از آن سال دیگر حتی به یک قدمی چنان فیلم‌هایی نزدیک هم نشده است. حمایت آمازون از فیلم رامل راس یعنی «پسران نیکل» جسارت قابل ملاحظه‌ای می‌خواست اما این فیلم در حال طی مراحل تولید در استودیوی فیلم‌سازی ام‌جی‌ام بود که آمازون در سال ۲۰۲۲ این شرکت را خریداری کرد، اما با این وجود عرضه‌ی این فیلم در فصل پاییز در سالن‌های سینما هم کار پرریسکی به نظر می‌رسید تا اینکه بالاخره نامزدهای دریافت جوایز اعلام شد.

در چیزی که شاید گویاترین نشانه از ترسیدن است از هر چیزی که از منظر هنری یا سیاسی پرریسک است، «هیچ سرزمین دیگری» که شناخته‌شده‌ترین مستند سال گذشته است و یکی از فیلم‌هایی است که می‌توانست به بخت اصلی جایزه‌ی اسکار تبدیل شود، هنوز هیچ توزیع‌کننده‌ای ندارد. حتی با وجود اینکه دیگر موعد اهدای مراسم اسکار نیز فرا رسیده است. این مستند که مقاومت فلسطینیان در برابر اقدامات رژیم اشغالگر قدس در کرانه‌ی باختری را به تصویر می‌کشد که در قالب رابطه‌ی دوستی یک فعال فلسطینی با یک متحد اسرائیلی نشان داده شده است، هیچ خریداری ندارد تا شاید با پخش این فیلم شانس خود را بیازماید. نتفلیکس که یدی طولانی در پخش مستند‌های بین المللی پرسروصدا مثل «ایکاروس» و «مربع» دارد، هیچ علاقه‌ای به این مستند ندارد و این قضیه برای آمازون، اپل و هر استودیوی فیلم‌سازی دیگری صادق است. به جای حضور نام‌های بزرگ در میدان رقابت، شرکت بازاریابی سینتیک به فیلم‌سازان این اثر کمک کرده است تا خودشان این فیلم را پخش کنند.


بیشتر بخوانید: اخبار و مطالب سینمای جهان


البته شاید با خود بگویید که خاورمیانه یک خط قرمز پررنگ به حساب می‌آید و این موضوع کاملا درست است اما نباید از این نکته غافل بود. اینکه استودیو‌های فیلم‌سازی هم خط قرمز خود را دارند، مسئله‌ای است که باید نگران آن بود. ۲۰ سال قبل، «اینک بهشت» یک کمدی درباره‌ی بمب گذاران انتحاری فلسطینی با حمایت یکی از شرکت‌های زیر مجموعه‌ی برادران وارنرز پخش شد. حالا مستندی که در همان منطقه رخ می‌دهد، حتی یک توزیع‌کننده‌ی دم دستی هم برای خود ندارد.

البته نیاز به بازگویی نیست که استودیو‌های فیلم‌سازی سنتی سینما دیگر اهل رقابت در میدان بازی ریسک نیستند. با دو فیلم نامزد بهترین فیلم در جوایز اسکار امسال از آن استودیوها یعنی فیلم «شرور» و «تلماسه: بخش دوم» که هر دو از فیلم‌های فرنچایزهای موفق هستند. شاید تصور کنید که این داستانی قدیمی است اما نه آن اندازه که فکرش را می‌کنید. درست یک دهه قبل، پارامونت فیلم «سلما» و برادران وارنرز فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی» را ساخت. امروز تصور اینکه این دو استودیو سراغ ساختن چنان فیلم‌هایی بروند، بسی دشوار است. خدا پدر استودیوی فیلم‌سازی نئون را با انتخاب فیلم «آنورا» بیامرزد. اما شاید در دنیا و زمانی دیگر، نمی‌توانستی ببینی استودیوهای فیلم‌سازی بزرگ مشتاق پخش فیلمی تا این اندازه سرگرم‌کننده و به شکل زیرکانه‌ای ریشه دار باشند.

اما برخی دیگر از استودیو‌های فیلم‌سازی وضعیت دیگری دارند. سرچلایت پیکچرز، شرکتی که طی گذر سال‌ها روی نمایش هولناک برده‌داری با فیلم «۱۲ سال بردگی» و نیز یک فیلم غیرمنتظره که در مسابقه‌ی پرسش و پاسخ تلویزیونی در کشور هندوستان رخ می‌دهد یعنی «میلیونر زاغه‌نشین» قمار کرد و با هر دو فیلم برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم جوایز اسکار شد، هنوز هم به بلند‌پروازی خود ادامه می دهد. اینجاست که فیلم «یک ناشناخته‌ی کامل» و «یک درد واقعی» توانسته‌اند در فصل جوایز امسال سربلند باشند. فوکوس فیچرز هم با امضای انتخاب‌های بااصالت اما پرریسک راه خود را ادامه داده است، آن هم با حمایت از یک درام بریتانیایی با موضوعی که ظرفیت تابوشدن را دارد یعنی «مجمع کاردینال‌ها» و به هوس دست یافتن به جوایز بیشتر با انتخاب هوشمندانه‌ی مستند «قطعه به قطعه» که درباره‌ی دنیای لگو است، به روند صعودی خود ادامه داده است و اینجاست که بازیگر اصلی میدان وارد عمل می‌شود و آن هم استودیویی نیست جز سونی پیکچرز کلاسیک که امسال با فیلم «هنوز اینجا هستم» بخت خود را به بوته‌ی آزمون گذاشته است.

استودیوی فیلم‌سازی A24 که این روزها نسبت به زمانی که آغوشش را برای هر اثر ناشناسی باز می‌کرد بیشتر هشیار شده است و پیش از این روی اسم‌های ناشناسی مثل فیلم «مهتاب» قمار کرده است که در واقع نخستین تولید سینمایی این استودیو نیز بود، هنوز هم بعضی وقت‌ها پذیرای شکست می‌شود و قرار است در فصل بعدی جوایز سینمایی فیلمی به کارگردانی جاش سفدی درباره‌ی تنیس روی میز با بازی تیموتی شالامه داشته باشد اما اندیشه‌ی ریسک‌کردن و اینکه یک استودیوی فیلم‌سازی تنها روی نگاه یک فیلم‌ساز سرمایه‌گذاری کند، بدون اینکه مزیت تجاری پرسود و سریعی برایش داشته باشد، در حال مردن است از طرفی تصادفی نیست که برخی از بزرگ‌ترین ریسک‌ها با حاشیه‌ی امن ستاره‌ی آخرین فیلم میسر می‌شوند.

واقعیت‌های اقتصادی امروز بر برخی از این انتخاب‌های سینمایی حکمرانی می‌کند. دیگر هالیوود انتخابی اغواگر برای سرمایه‌گذاران نیست که پول خود را برای آن حرام کنند و حاشیه‌ی سود روز به روز باریک‌تر می‌شود از آن جا که مصرف‌کنندگان یا به عبارت بهتر تماشاگران پول خود را جای دیگری خرج می‌کنند. استودیوهای فیلم سازی حس می‌کنند که دیگر وقت عقب‌نشینی است. با این حال کل ماجرا در واقع یک چرخه‌ی معیوب است. شرکت‌ها ریسک‌های کمتری را می‌پذیرند و به تبع آن مخاطبان فیلم‌های پر ریسک کمتری می‌ببینند و این چرخه مدام تکرار می‌شود.


علاوه بر این دوری از ریسک‌کردن نیز احمقانه است. نتفلیکس برای خرید حق پخش فیلم «امیلیا پرز» بسیار صبر کرد تا حسابی جا پای فیلم محکم شود اما با این وجود سر ماجرای رسوایی کارلا سوفیا گاسکون حسابی غافلگیر شد. «اگر نمی‌خواهی ریسک کنی، پس برای خودت حساب پس‌انداز باز کن». آن طور که کاراکتر جان فورد با بازی دیوید لینچ فقید در فیلم «خانواده‌ی فیبلمن» به زبان می‌آورد. فیلمی که از قضا خود ریسک بزرگی را می‌طلبید.

البته باید شکرگذار وجود فیلم‌ها بود و وجود این واقعیت که در جهانی زندگی می‌کنیم که این گستردگی از تنوع در تولیدات سینمایی وجود دارد اما باید نیم نگاهی هم به این عدم قطعیت نگهبانان دروازه‌ی هالیوود داشته باشیم. آن هم به این دلیل که اگر استودیو‌های فیلم‌سازی در انتخاب فیلم‌هایی همچون «بروتالیست»، «امیلیا پرز» و «۵ سپتامبر» تردید داشتند، شاید دفعه‌ی بعدی اصلا سراغ چنین فیلم‌هایی نروند و حق پخش آن‌ها را خریداری نکنند و یا شاید باید بگوییم که اصلا چنین فیلم‌هایی حتی فرصت ساخته‌شدن هم پیدا نمی‌کنند. باید سپاس‌گذار هر طریقی بود که این فیلم‌ها مجال حضور روی پرده‌ی سینما را پیدا می‌کنند اما باید به پرسش بردی کوربت نیز فکر کرد: چرا باید برای اینکه فیلم تو فرصت دیده‌شدن داشته باشد، این همه دوز و کلک سوار کنی؟

منبع: دیجی‌مگ