مریلا زارعی در گفتگویی مفصل با برنامه «رو ب رو» دهه اول فعالیت خود در سینما را مرور کرد و خاطراتی جذاب از آثاری گفت که خیلی ها با آنها خاطره دارند.
محمد حقیقت از منتقدان و نویسندگان قدیمی و شناخته شده سینمای ایران است با این تفاوت که در ایران زندگی نمیکند، او بیش از چهل سال است که ساکن فرانسه است ولی از دور وقایع سینمای ایران و اتفاقات آن را رصد میکند. حقیقت از همان شمارههای نخستین با ماهنامه سینمایی فیلم، فیلم امروز همکاری دارد، او علاوه بر نشریات داخل ایران، سالها برای ماهنامه پزتیف و کایه دو سینما مینویسد.
برای من سوال است که چرا کارگردانهای شناخته شده ما درخواستی برای فیلم ساختن ندارند؟ من فکر میکنم خودمان کم آوردهایم، حداقل باید کمی صبورتر و آرامتر گامبرداریم تا جا بیفتیم، این جامعه اصلا جامعه دو سال گذشته نیست، از هر نظر تغییر کرده است.
با مرتضی علیزاده، کارگردان فیلم بیبدن درباره اولین اثر بلند سینماییاش حرف زدهایم و او از چالشهایی که برای پرداخت به چنین موضوعاتی داشت نکات قابل توجهی بیان میکند. بخشی از این چالشها طبیعتا مربوط به مدیریت فرهنگی است و بخشی دیگر از مواجهه فیلمساز با مخاطبانش برمیخیزد.
در کودکی و نوجوانی سرک کشیدن به آپاراتخانه سینمایی که متعلق به پدرش بود، کیانوش عیاری را به دنیایی کشاند که اگرچه برایش بالا و پایین زیاد داشته اما پس از گذشت دههها هنوز حاضر به رها کردن آن نیست چون دوست دارد با سینما، زندگی خلق کند.
انتظار همه ما این است، افرادی که در این سطح مدیریتی قرار میگیرند و در هیئتمدیره یک پلتفرم عظیم هستند، کافی بود اشاره کنند که بعضی از تهیهکنندگان یا بازیگران به تعهدشان یا اخلاقیات پایبند نیستند. در این صورت نهتنها کسی ایرادی نمیگرفت، بلکه تأیید هم میکرد.
زمانی بود که در جشنوارههای مهم خارجی هر سال فیلمی به صورت رسمی از ایران داشتیم. در حال حاضر فقط بگیر و ببند و توبیخ است که چرا فیلمها بدون مجوز در جشنوارههای خارجی شرکت میکنند و وزارت ارشاد مجبور است جلوی این فیلمها را بگیرد. درحالی که باید فضای کار برای سینماگران باز شود تا فیلمها در مسیر رسمی و بدون دعوا در چنین رویدادهای معتبری شرکت کنند.
مهرداد فرید با اشاره به اینکه فروش بالای فیلمهای سینمایی دستاورد سینماگران است، تأکید کرد: تنها در صورتیکه اکثر فیلمهای سینمایی به فروش نسبتاً خوبی برسند و یک منحنی نرمال در نمودار فروش آثار سینمایی ایجاد شود، میتوان آن را دستاورد دولت دانست.
از یکطرف میتوانیم اینطور نگاه کنیم که ما انتظاری از آرتیستها داریم، باید کاری را انجام بدهند، جامعه چنین انتظاری از آنها دارد، اما یک بار هم از سمت دیگر به ماجرا نگاه کنیم. معمولا در چنین ادواری که خلق کردن کار دشواری است، اساسا یکجور آزادی آفرینش سلب شده، چیزی که فکر میکنی و دوست داری برپا کنی، برای تو امکانپذیر نیست. من همیشه به این فکر میکنم، به ناگزیر یکی از راههایی که پیش روی هنرمندان است انزوا یا کنار کشیدن از یکجور عرصه حیات اجتماعی است، چون قادر نیست چیزی را که شاید ما از او توقع داشته باشیم برآورده کند. او به یک آزادی آفرینش فکر میکند.
فرزاد موتمن با اشاره به اینکه در سینمای ایران تنوع ژانر وجود ندارد ابراز امیدواری کرد بخش خصوصی بتواند دوباره در سینما جان بگیرد و تهیهکنندگان از سرمایه شخصی خود برای فیلمها هزینه کنند.
داریوش فرهنگ: متاسفانه عصر ظرافت جایش را به عصر جهالت داده و نهفقط در ایران، بلکه آن طرف دنیا هم اینطور است. شما به دهه 60 تا 70 آن طرف و رمانها و فیلم و سریالها و موسیقی و شعر و نقاشی نگاه کنید و به مملکت خودمان هم نگاه کنید و به الان هم نگاه کنید. یک آَشفتهبازاری رخ داده و همه اینها هم پشت یک سپر دفاعی به نام مردم است. من روی این نکته تاکید دارم و اصرار میورزم که اولا این کلمه مردم هیچ هویت مشخص و شفافی ندارد و یک تصویر مجازی است.
کارگردان فیلم «بی بدن»: فکر نمیکردیم برای این فیلمنامه پروانه ساخت دریافت کنیم خیلی به سازمان سینمایی رفت و آمد داشتیم، اما به هر سختی بود با پیگیریهای شبانهروزی و تلاشهای تهیه کننده فیلم، پروانه ساخت این فیلم را دادند از آن زمان که سینما مخاطب را درگیر میکرده مدتهاست گذشته، آنقدر پلتفرم و بسترهای نمایشی ظهور و بروز پیدا کردهاند که سینما در مقابل آنها بسیار عقب است.
جابر قاسمعلی معتقد است صنعت در سینمای ایران شکل نگرفته و سینمای نفتی و ممیزی دو عامل اصلی بحران در سینمای ایران هستند و برای بهبودی وضعیت باید دخالتهای دولت در سینما به حداقل برسد.
در قسمت بیستوچهارم مجله تصویری «قاف»، محمدمهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، میهمان اکبر نبوی سردبیر این مجله تصویری بود. فایل تصویری و صوتی این دفتر از مجله قاف، دوشنبهشب 20 فروردینماه از طریق شبکههای اجتماعی منتشر شد. متن این گفتگو را در ادامه بخوانید.
گفتوگو با محمد حمزهای از چرایی ساخت فیلم و عدم اکران سراسری آن آغاز شد و به مصائب ساخت فیلم اجتماعی و عدم تناسب ببین تولید آثار سینمایی و نمایش عمومی آنها ختم شد. او که این روزها اثرش روانه اکران آنلاین شده، معتقد است تجربه نمایش آثار سینمایی به صورت اکران آنلاین تجربه شکستخوردهای است و تفاوت چندانی با عرضه غیرقانونی فیلمهای سینمایی ندارد. گفتوگوی ما را در ادامه میخوانید.
حالا دیگر سینمای ما رنگ و بویی ندارد فردین و بهروز وثوقیاش مهاجرت کردند، ترانه علیدوستی و فاطمه معتمدآریای آن ممنوعالفعالیت هستند و کیومرث پوراحمد و داریوش مهرجوییاش هم زیر تلی از خاک خفتهاند و از طرفی سینما و هنر ایدئولوژیک هر روز پر رنگتر میشود و همین سبب شده تا احمد طالبینژاد بگوید مدیران فرهنگی ما کاملا سیاسی هستند.
ابوالحسن داوودی: تصور کنید جایی که آدمهایی مثل اصغر فرهادی و همه جریانات سینما از داوودنژاد گرفته و کارگردانانی که خودشان شأن تهیهکنندگی هم داشتهاند، به شکل مستقل کار کردهاند، دفتر و تعاونی و تشکیلات داشتهاند، یعنی جایی استخدام نمیشدند به عنوان کارگردان که کار کنند. ۹۵درصد اینها بیکار میشوند و اینها سرمایههایی هستند که تقریبا در همین حکومت جمهوری اسلامی برایشان هزینه شده. سرمایه همین مملکت است.
با فرمانآرا یک بار در سال 52 در "شازده احتجاب" همکاری داشتم و وقتی پیشنهاد "خانهای روی آب" را داد به خاطر احترامی که برایش قاتل بودم از کوتاه بودن نقش ایراد نگرفتم. برای ما که تئاتر کار میکردیم کوتاه و بزرگ بودن نقش از نظر مقدار معنا نداشت.
رضا درستکار بر این باور است که سینما دیگر از مد افتاده و نمیتوان از آن توقع آن تاثیرگذاری بی حد و حصر را داشت.
در راه تا رسیدن به محل قرار برای هر پرسشی که به ذهنم میرسید، موسیقیای همراهش میشد، نکته عجیبی است که تقریباً برای همه اتفاق میافتد، موسیقی در شما حسی و احساسی برمیانگیزاند، لحظه و زمان بودنی یا مکانی و جایی را تداعی میکند. در مواردی شما به ناکجایی سفر میکنید، تصویری ندارید اما «نت»ها شما را به خاطرهای میبرد، شاید در کودکی یا دنیایی ناشناخته، بعضی از ملودیها ماهیتی اینچنین دارند، شما را به خاطرهای جمعی میبرند، بهجایی بیشتر از خانواده و محله و کوچه و شهرتان، شاید وسعت سرزمینی را دارند. در لحظاتی که یک ملت درگیر امری تاریخی است هنرمند نیز اثری خلق میکند، که خطی مشترک با همه دارد.
فریدون جیرانی با بیتا فرهی گفتوگویی داشته که از زویای مختلف اهمیت دارد، اول اینکه بخش مهمی از صحبت های جیرانی و فرهی درباره داریوش مهرجویی و ویژگی های کاری این کارگردان متشخص سینماست که از قضا او را هم امسال از دست دادیم، دوم طی این گفت وگو بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران راویت میشود.