در حالی که «آکادمی علوم و هنرهای سینما» یا همان اسکار خودمان بیشتر اوقات به فیلمهای انگلیسی زبان روی خوش نشان داده است، از سال ۱۹۵۶ که آکادمی اسکار بخش مجزایی برای فیلمهای خارجیزبان تاسیس کرد از مهمترین فیلمهای بینالمللی هم تجلیل شده است. فیلمسازانی مثل پدرو آلمادووار، ویتوریو دسیکا و آکیرا کوروساوا در کارنامهشان جایزهی اسکار برای بهترین فیلم بینالمللی (همان بهترین فیلم خارجی زبان سابق) را دریافت کردهاند.
برای علاقهمندان به ژانر تاریخی در سینما، فیلم «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات، کارگردان نامدار انگلیسی در سال ۲۰۰۰ میلادی، جذابیت فراوانی دارد. بازی دیدنی «راسل کرو» در نقش «ماکسیموس»، «واکین فینیکس» در نقش «کومودوس» و «کانی نیلسن» در نقش «لوسیلا»، تا مدتها در خاطر کسانی که فیلم را میبینند، باقی میماند؛ آنگونه که نمیتوانند تصویری تاریخی، ورای آنچه دیدهاند، تصور کنند. اما واقعیت چیز دیگری است.
مهاجرت از صفحهی نقرهای بزرگ به خانههای مردم رواج پیدا کرده است. روز به روز تعداد چهرههای موثر سینما که تصمیم میگیرند حضور در تلویزیون را هم امتحان کنند بیشتر میشود. خیلی از کارگردانان سینمایی هستند که مدیوم قاب کوچک تلویزیون را تجربه کردند. بعضیهایشان پایان خوشایندی داشتند و برخی دیگر هم درنهایت موفق به ساخت یک فصل بیشتر نشدند. خیلی از این کارگردانان فقط چند اپیزود را کارگردانی میکنند و بعد به عنوان تهیهکنندهی اجرایی پشت سریال میایستند.
تاریخ اکران بین المللی فیلم سینمایی «فونزو» با بازی تام هاردی مشخص شد، این فیلم از بیست و سوم اردیبهشت راهی سینماهای هالیوود میشود.
فیلم کوتاه «جدایی» به فستیوال بینالمللی فیلم ماربلا اسپانیا راه یافت.
علیرضا رئیسیان، کارگردان و تهیهکننده سینمای ایران در خصوص پشت پرده حمله به برخی از فیلمسازان گفت: میخواهند با کنار زدن سابقهدارها پولهای مشکوک را وارد سینما کنند.
با اعلام نتفلیکس، مبلغ یک میلیون دلار برای کمک به افراد شاغل در بخش فیلم و سریال برزیل که این روزها به دلایل گوناگون در شرایط سختی هستند اختصاص یافت.
مدیر پردیس سینمایی ارگ از احتمال تعطیلی دائمی سینماهای کمفروش به دلیل مشکلات اقتصادی گفت.
با اعلام جشنواره فیلم آمریکا در دالاس، انیمیشن کوتاه «ملکوت» به کارگردانی فرنوش عابدی در پنجاهمین دوره این رویداد نمایش مییابد.
خیلیها شاید دوست داشته باشند دکتر یا استاد صدایشان بزنند. این روزها هم یک جورایی مد است و برای بعضی شنوندهها هم ذوق دارد، اما برای فیلمساز کهنهکار ماجرا طور دیگری است. «دلم میسوزد که بارها از این کلمه استاد استفاده میکنند، میگویند استاد! بیایید تشریف بیاورید هیأت ژوری باشید، میگویم اگر من فیلمساز هستم، بگذارید کارم را بکنم. آدم بنده هیچ چیز نباشد جز خداوند، من بنده فیلمسازی نیستم، ولی فیلمسازی را با عشق دنبال کردم و سعی کردم حرمت آن را حفظکنم، اما آنجایی که یک نفر -که معلوم نیست از کجا آمده- بگوید بفروش بساز تا اکران خوب بدهیم، دیگر جای من نیست.»
دفتر بخش های جنبی جشنواره کن مثل ۱۵ روز کارگردانان، هفته بین اللملی منتقدین و بخش اسید ( که پخش فیلمهای مستقل برای پخش را به عهده دارند) به طور مشترک، بیانیهای را صادر کردند.
نمايشنامه «فرشته تاريخ» آنچه را كه با تواضع فراوان هديه ميكند يك لذت تراژيك است. مسيري كه شخصيت در آن به پيش ميرود تا به تراژيكترين لحظه خود يعني گذر از زيستن به خاطر نفس زيستن برسد.
داوودي: شرايطي كاملا اضطراري و اورژانسي در تلويزيون شاهديم كه حاصل و خروجي آن در سطح ملي به جايي رسيده كه مردم ديگر اعتماد لازم به اين رسانه ندارند.
تئاتر ايران ظرف سالهاي اخير به علت كنار كشيدن دولت از پرداخت حمايت، ناچار شد تمام فرآيند پيشتوليد، پستوليد و غيره را با تماشاگران حساب كند. بنابراين درنظر گرفتن اينكه بعد از بحران چه اوضاعي پيش ميآيد چندان دور از ذهن نيست. تجربه تاريخي نيز نشان ميدهد در زمانه بحران، تئاتر بيش از گذشته به سوي سرگرميسازي و همراهي با خواست مردم رنج ديده ميرود كه در عمل افت كيفيت هنري را به دنبال ميآورد.
مهمترین کاربرد فیلم «مردهها نمیمیرند»، این است که منتقدان سینمایی را بهسرعت از خود متنفر میکند؛ سینمادوستانی که توقع دیدن صحنههای جذاب «گوست داگ» یا لذتبردن از آشنایی با شخصیتهای نایاب «مرد مرده» را دارند و حالا با دیدن این فیلم، نمره منفی را در کارنامه فیلمسازی جارموش ثبت میکنند.
حسن معجونی: من در نسخه پایانی نیاز به تفاوت سنی داشتم. رنگآمیزیهایی است که خیلی به نظر من جذابش میکند. تازه من دارم تصور میکنم که یک دور دیگر اگر بخواهم نسخه جدیدی ارائه کنم، دوباره یکی، دو نفر، مثلا حتی از محمد هم یک مقدار مُسنتر، بیاورم سر کار؛ خیلی جذاب خواهد شد. داشتم این را اضافه میکردم که در سری اول رسما همه جوان بودند، بعد آرامآرام این اتفاق افتاد که مثلا حضور محمد، حضور خود من، تلورانس سنی کار را بالا میبرد و این به نظر من جذاب است.
فیلم «جودی» سقوط تراژیک و فروپاشی یک استعداد بیبدیل را به نمایش میگذارد که در 47سالگی، شش ماه پس از کنسرتهای لندن در تنهایی تراژیک و طردشدگی ژرف بر اثر اوردوز و سوءمصرف باربیتورات و مواد مخدر، در حمام خانه خود در لندن، جهان هستی را بدرود گفت.
رویکرد فیلم این برداشت را برای من ایجاد میکند که مخاطبین زیادی فیلم را پرترهای نه از طرح برگزیت کهنه احمقانه؛ بلکه از مشکلات مردم در حبابی از لندن میبینند. آیا کارگردان چنین قصدی داشته است؟ من نمیدانم؛ اما میتوانم بگویم که اتحادیه اروپا جایی است که به حقوق کارگران بها میدهد و خارج از آن جایی است که مردم باید بیشتر و با بدبینی، ستم بیشتر، انزوای اقتصادی بیشتر و به صورت استثمار شده کار کنند. این فیلم درخشان ذهن را بسیار درگیر میکند.
سينماي كن لوچ شايد در نظر بسياري خيلي دور از سينما به معناي تخيلورزي و بيان هنرمندانه باشد، اما به اصليترين نياز يك انسان كه همانا تلاش براي ادامه زندگي است، ميپردازد. كافي است صحنه پاياني متاسفيم جا ماندي را با خود مرور كنيم تا عمق درد و رنج يك انسان درمانده و زخمي را در منطق خشك زندگي مدرن و صدالبته سيستم سرمايهداري دريابيم.
یک راننده کامیون و خانوادهاش که از نظر مالی، در وضعیت نامساعدی به سر میبرند و به امید موفقیت در شغلی مستقل، روزگار را سپری میکنند، در حلقه شوم بهرهکشی زندگی مدرن گرفتار میشوند و...