فیلم جیسون رایتمن در مجموع اثری ساده بود که تنها توانست خاطرات نیمه فراموش شده دوران کودکی برخی را زنده کند. در واقع آن فیلم داستانی را روایت میکرد که کاملاً مبتنی بر نوستالژی بود؛ بنابراین اگر میتوانستید معایب آن را نادیده بگیرید، چارچوب پایه فیلم حاوی یک سفر سرگرمکننده میشد که مخاطب را با خود همراه میکرد.
دو سال پیش کمدی علمیتخیلی «Ghostbusters: Afterlife» به کارگردانی جیسون رایتمن در سراسر جهان اکران شد. آن فیلم اثری نوستالژیک برای همه طرفداران پدرش، یعنی دوگانه «شکارچیان ارواح» جاودانه ایوان رایتمن بود که به یاد هارولد رامیس، یکی از خالقان و بازیگران اصلی دو قسمت اول آن فیلمبرداری شد. و علیرغم روحیه بدبینانه تماشاگران به دلیل تولید فیلم افتضاح شکارچیان ارواح از پل فیگ، اما «Ghostbusters: Afterlife» موفق شد حداقل با استقبال گرمی روبرو شود و حتی بودجه تولید خود را نیز در گیشه جبران کند.
اما دنباله «Ghostbusters: Afterlife»، چه عمدا یا سهوا، تکرار Ghostbusters II محصول 1989 است. این یعنی داستان فیلم دوباره در شهر نیویورک روایت میشود، شکارچیان ارواح دوباره با مقامات شهر نزاع میکنند و شری که قرنها در زیر نیویورک خوابیده است دوباره خود را از دل یک اثر باستانی رها میکند. خب از نظر مقیاس، فیلم «امپراتوری یخزده» نیز سعی میکند از Afterlife پیشی بگیرد، همانطور که Ghostbusters 2 سعی کرد از نسخه اصلی خود پیشی بگیرد.

البته به نظر من این فیلم از قسمت قبلی جلوتر است؛ شاید بگویید چرا؟ خب علت این است که «شکارچیان ارواح: امپراتوری یخزده» نسبت به فیلم پیش از خود به تعادل مناسب بین کمدی و علمیتخیلی نزدیکتر است. این فیلم شاید در نگاه اول مخاطب اثری ساده و معمولی باشد، اما حداقل به یاد میآورد که این فیلمها قرار است سرگرمکننده باشند. این یعنی روح سرگرمی نیز در این دنباله نسبت به قسمت قبلی آن بیشتر است. هرچند این فیلم هم مشکلات بزرگی در شخصیتپردازی و قصهگویی به معنی خاص دارد، اما این یک بلاکباستر مضحک و سرگرمکننده است که بسیار بیشتر از آنچه انتظار داشتم از آن لذت بردم.

با همه این تفاسیر برخی از عناصر داستانی کمی پیچیده به نظر میرسند، ولی به طور کلی، داستان سرایی در قامت یک فیلم پاپکورنی نسبتاً خوب با هم ترکیب شده است. گیل کنان و جیسون رایتمن، به عنوان نویسندگان همکار، این بار قطعاً کمدی و علمی تخیلی را بهتر با هم ترکیب کردهاند، حتی اگر برخی از شوخیهای کلامی خیلی جالب به نظر نرسند. پس بازهم تکرار میکنم که لزوماً فیلمنامه این فیلم خوب نیست، اما نسبت به فیلم گذشته پیشرفت کرده است و بهتر از آنچه باید در فیلم قبلی رخ میداد، جمع میشود.
فراموش نکنید جیسون رایتمن در تولید کمدی و درامهای بزرگسالانه با مفاهیم احساسی یک فیلمساز تواناست؛ اما وقتی حرف از ژانر فانتزی و ترکیب آن با کمدی و البته علمیتخیلی میشود، دیگر نمیتوان جیسون رایتمن را یک کارگردان عالی خطاب کرد. اما گیل کنان با تجربه نامزدی اسکار برای یک فیلم محبوب چون «Monster House» و البته دیگر آثار فانتزی و ترسناک موجود در کارنامه کاریاش گزینه بهتری برای هدایت «شکارچیان ارواح: امپراتوری یخزده» بوده است.

بنابراین اگر سازندگان و تصمیمگیران استودیویی بخواهند فیلمهای Ghostbusters بیشتری بسازند، امیدوارم کنان به کارگردانی بازگردد، زیرا لحظاتی که او در مقام کارگردان فیلم Frozen Empire قرار میگیرد نشان میدهد که او ایدههای خوبی در مورد اینکه فرنچایز را کجا ببرد، دارد و میتواند به خوبی از پس آن برآید. اما باید این نکته را نیز بیان کرد که در حالی که Ghostbusters: Frozen Empire به طرز ماهرانهای از نوستالژی برای بهبود تجربه مخاطب استفاده میکند، ولی هرگز به عنوان یک عصا به آن تکیه نمیکند.
اما در بخش تیم بازیگری نیز باید گفت که شخصیتهای قدیمی شکارچیان ارواح حکم نوستالژیبازی را دارند و بیشتر ابزاری برای زنده کردن خاطرات هستند. اما شخصیتهای جدید نیز با تیمی از بازیگران جوان و البته با تجربه روایت را به جلو سوق میدهند. در این میان پل راد همیشه جذاب کسی است که دوست داشتنی بودن خود را در نقش آقای گروبرسون ادامه میدهد.
در پایان باید گفت: «شکارچیان ارواح: امپراتوری یخزده» ایمان من را به آینده فرنچایز به طور کامل احیا نمیکند، اما حداقل باعث میشود که محتاطانه نسبت به آن خوش بین باشم. فیلم از کمی پراکندگی رنج میبرد و شاید کمی بیش از حد در آن حوداث گوناگون زیادی اتفاق افتاده است (هم از لحاظ روایی و هم از نظر تعداد شخصیتهایی که دارد). اما نمیتوانم انکار کنم که از تماشای آن لذت بردم و مطمئناً فراتر از انتظارات من بود (که البته کم است).
منبع: ویجیاتو
برچسب ها
https://teater.ir/news/60215

