فهرست فیلمهایی که توسط کارگردانانشان دوباره ساخته شده باشند آنقدر فهرست طولانی و مفصلی نیست و در این مطلب قصد داریم به مهمترین آنها بپردازیم. نکته مهم اینست که رتبهبندی خاصی در معرفی این فیلمها صورت نگرفته و تنها سعی شده تا به هر یک از این آثار مهم، از جنبههای مختلف نگاه شود.
فیلمهای بازسازی شده توسط کارگردان نسخهی اصلی
همانطور که گفته شد برخی از اینها بازسازیها، آثاری هستند که جنبه کوچکتری از نسخه اصلی را گسترش میدهند و برخی بهتر از نسخههای قبلی خود هستند، برخی بدتر هستند و برخی از آنها هم دقیقاً در یک رتبه و جایگاه با فیلم پدر معنوی خود قرار میگیرند.۱- مردی که زیاد میدانست (The Man Who Knew Too Much)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۳۴ – ۱۹۵۴
در پی درگیری این خانواده با یک سری شخص دیگر در یک اتوبوس گردشگری، آنها با مردی مرموز و نافذ به نام لوییس برنارد آشنا میشوند که به دادشان میرسد. لوییس با این خانواده طرح رفاقت میریزد و با آنها دوست میشود و از همین رو آنها را به یک ضیافت دعوت میکند؛ ضیافتی که قرار نیست مثل یک مهمانی عادی پیش برود. تروفو یکی از منتقدان فیلم و سینما در کتاب سینما به روایت هیچکاک از قول او درباره این بازسازی میگوید: «مردی که زیاد میدانست، توسط یک کارگردان آماتور ساخته شد و سپس سالها بعد توسط یک کارگردان حرفهای بازسازی شد.» این فیلم به نسبت نسخه قبلی آن که توسط خود هیچکاک در سال ۱٩٣۴ ساخته شد، بسیار بیشتر مورد توجه مردم و منتقدان قرار گرفت و درسنامهای برای سینماگران بود که چطور میتوانند از انبوه تجربههای خود برای بازسازی یک اثر استفاده کنند. برندا ده بنزی، برنارد میلز، رالف ترومن، دنیل ژلین و مونس ویت از جمله سایر بازیگرانی هستند که در این فیلم هیچکاک بازی کردهاند.
اینجا بخوانید: معرفی، نقد و بررسی فیلمهای خارجی
۲- گلوریا (Gloria / Gloria Bell)

- سالهای اکران دو نسخه: ۲۰۱۳- ۲۰۱۷
بازسازی فیلم چندان به مذاق منتقدان سینمای لاتین خوش نیامد و آنها اثر سینمایی دوم را یک فیلم «غیرضروری» توصیف کردند که افتخارات فیلم اصلی را دفن میکند. با این حال باید اعتراف کرد هر دو فیلم جذاب هستند و کمترین تغییراتی در خط داستانی آنها دیده میشود.
اگرچه نسخه شیلیایی فیلم به طور کلی مورد استقبال بهتری قرار گرفت (جوایز سینمایی بیشتری را هم از آن خود کرد)، اما هر دو به عنوان تصاویر بسیار لذت بخش و صادقانهای از زندگی یک زن مطلقه میانسال دیده میشوند. پیتر دبروگ منتقد مشهور مجله ورایتی درباره نسخه بازسازی شده این اثر میگوید که با یکی از «بزرگترین فیلمهای زن محور قرن ۲۱» روبرو هستیم و برخلاف منتقدان لاتین تبار باور دارد که بازسازی این فیلم ضروری بوده تا جهانیان آن را ببینند. نکته قابل توجه اینست که نسخه بازسازی هالیوودی تقریباً شات به شات با نسخه اصلی یکی است و فیلمساز ترجیح داده حتی در نکات بسیار ریز مثل پوستر اصلی فیلم و انتخاب زوایای دوربین و… کار جدیدی از خودش نشان دهد و به نسخه اصلی خود وفادار باقی بماند.
۳- خانمی برای یک روز / معجزه سیب (Lady For A Day / Pocketful of Miracles)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۳۳- ۱۹۳۳
یکی از فیلمهایی که کاپرا ساخته و سینمادوستان کمتر درباره آن شنیدند، اثر سینمایی «یک بانو برای یک روز» است، فیلمی در مورد یک گانگستر که تلاش می کند به یک زن فقیر خشن کمک کند تا تبدیل به یک بانوی شایسته جامعه بالا شود. همین خط داستانی برایتان آشنا نبود؟ درست است، فیلم مشهورتر و بسیار بیشتر دیده شده جعبهای از معجزه (که در ایران با نام معجزه سیب شناخته میشود) در واقع بازسازی همین اثر سینمایی است. هر دو اثر بر اساس فیلمنامهای که رابریت ریسکین نوشته ساخته شدند، یک فیلمنامه بامزه و قرص و محکم که بر اساس یک داستان کوتاه نوشته شده و هر دو باری که به تصویر کشیده شده توانسته موفقآمیز ظاهر شود اما واقعیت اینجاست که «معجزه سیب» درخشش بیشتری را از آن خود کرد و در جهان سینما تبدیل به اثری ماندگار شد. فیلم جدیدتر کاپرا از فیلمنامه ریسکین نامزد چند اسکار هم شد وهنوز هم مورد توجه برخی از بزرگ ترین طرفداران کاپرا قرار دارد. در ایران نیز بخاطر دوبله بسیار ماهرانه و بامزهای که روی معجزه سیب قرار گرفت، این فیلم دوچندان دیده شد.
این دوبله ماهرانه کاری کرد که محبوبیت فیلم در کشور ما به حدی شود که در سال ۱۹۶۷ فیلم «گدایان تهران» بر اساس همین داستان ساخته شود. سکان کارگردانی فیلم گدایان تهران به دستان محمدعلی فردین سپرده شده بود و از آنسو باید گفت نخستین فیلمی است که محمد کریم ارباب با آن به عنوان تهیهکننده وارد صنعت فیلمسازی میشود. بد نیست بدانید محبوبیت فیلم فرانک کاپرا فقط به ایران ختم نشده و بازسازیهای دیگری نیز از این اثر در سایر کشورها دیده میشود؛ مثلا در سال ۱۹۷۱ ترکیه فیلم Elmaci Kadin را ساخت که دقیقاً داستان اصلی معجزه سیب را دنبال میکرد. جکی چان هم در سال ۱۹۸۹ در فیلم معجزهها ساخته کشور هنگ کنگ بازی کرد که خط اصلی داستانی خود را بر اساس این فیلم پیش برده بود و سینمای هندوستان نیز در سال ۲۰۰۸ نسخهای از این فیلم را با نام سینگ پادشاه است با بازی آکشی کومار ساخت.
۴- ده فرمان (Ten Commendment)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۲۳- ۱۹۵۶
سیسیل بی. دمیل یکی از موفق ترین کارگردانان دوران صامت بود، اما بر خلاف بسیاری از هم دورانهایش، توانست مسیر گدر به فیلم های صوتی را بهدرستی طی کند. دمیل برای آخرین فیلمش قبل از مرگش، یکی از فیلمهایی را که بیش از ۳۰ سال قبل از آن در دوران صامت کارش را ساخته بود، بازسازی کرد. باید گفت ده فرمان تنها فیلم دمیل نیست که از کتاب مقدس الهام گرفته است، زیرا از دیگر فیلمهای موفق او میتوان به سامسون و دلیلا و علامت صلیب اشاره کرد، اما معروفترین فیلم است و همچنان دستاورد تعیینکننده یک کارنامه درخشان از زندگی هنری او است.
فیلم با بودجه گزاف ۱۳ میلیون دلاری در سال ۱۹۵۶ ساخته شد و توانست نزدیک به ۱۳۰ میلیون دلار فروش داشته باشد، اگرچه نسخه صامت و اولیه آن هم سود سه چهار برابری را به سرمایهداران فیلم رسانده بود (یک بودجه یک و نیم میلیون دلاری در برابر فروش تقریباً پنج میلیون دلاری) اما سودی که ده فرمان برای کمپانی پارامونت به همراه داشت باعث شد که این فیلم به عنوان یکی از موفقترین آثار گیشه در آن زمان شناخته شود. فیلم بازسازی شده ده فرمان تیم تولید سنگینی هم داشت و بهعنوان مثال چهار فیلمنامه نویس، سه کارگردان هنری و پنج طراح لباس روی این فیلم کار کردند اما خروجی نهایی این تیم در نهایت تبدیل به اثری شد که تا امروز نامش به نیکی در تاریخ سینما ماندگار شده است.
ناگفته نماند ده فرمان از سال ۱۹۷۳ هر ساله در فصل عید فصح / عید پاک از تلویزیون شبکه ملی آمریکا پخش میشود
۵- بازداشت لسآنجلس / مخمصه (L.A Takedwon / Heat)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۸۹- ۱۹۹۵
مان پس از کارگردانی فیلم اخرین موهیکان و موفقیتی که در پی فروش خوب گیشه این اثر برای او به دست آمد، تصمیم گرفت تا بازداشت لسآنجلس را به یک اثر سینمایی پرفروش و موفق تبدیل کند.او این فیلم را یک درام جنایی پیچیده و چند لایه می دانست که نتوانسته بود در فرمت تلویزیونی به پتانسیل اصلی خودش برسد. مان در مصاحبهای اعلام کرده که در آن زمان احساس کرد که ایده بسیار بهتری در مورد چگونگی ساخت بازسازی دارد و در این باره گفته که: «من فیلم را مانند یک قطعه موسیقی ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه ای تنظیم کردم، بنابراین میدانستم هر کجای اثر بلند سینمایی من باید با چه ضرباهنگ و ریتمی پیش برود و در کدام بخشها باید تا عمق ضربان قلب مخاطب نفوذ کند.»
مان از تعداد زیادی نماهای هوایی گسترده در مخمصه استفاده می کند تا لس آنجلس را به عنوان یک آشفتگی گسترده و پر زرق و برق به تصویر بکشد. او برای ساخت فیلم مخمصه قید ساخت فیلم زندگینامه جیمز دین را در اواخر دهه نود میلادی زد و با دو بازیگر بزرگ دوران اثری را ساخت که تا امروز در فهرست بهترین آثار اکشن گنگستری تاریخ دیده میشود. آل پاچینو در نقش وینسنت هانا، رابرت دنیرو در نقش نیل مک کالی، وال کیلمر در نقش کریس شیرلیس و سایر بازیگران قدرتمند که هر یک به تبدیل شدن مخمصه به یک شاهکار سینمایی کمک کردند.این فیلم با تحسین منتقدان مواجه شد و ۱۸۷ میلیون دلار فروش کرد و توانست به یک موفقیت مالی تبدیل شود. این روزها خبرهایی درباره ساخت یک دنباله برای فیلم مخمصه شنیده میشود و بعید نیست یک دنباله پس از سی سال برای یکی از بهترین فیلمهای اکشن تاریخ سینما ساخته شود.
۶- بازیهای مسخره (Funny Games)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۹۷- ۲۰۰۷
بسیاری معتقدند هانکه پیش از اینکه یک فیلمساز باشد یک روانشناس قهار است. او در فیلم بازیهای مسخره از بعد روانشناختی مخاطب را به هزارتوهای فکر دو جوان روانپریش فرو میبرد و تقابل یک خانواده را در برابر خواستههای جنونآمیز این افراد نشان میدهد. خشونت در فیلم بازیهای مسخره هم عریان است و هم عریان نیست و این مهارت فیلمساز است که کاری میکند قویترین انگیزههای سادیسمی تماشاگر بدون آنکه مستقیماً خشونت را ببیند، تحریک شود. تمامی فنون فیلمسازی هانکه نیز در بازیهای مسخره بیداد میکند؛ از استفاده نماهای ثابت و حرکت کند دوربین گرفته تا عدم استفاده از موسیقی به معنای عرف آن در یک فیلم سینمایی و همچنین عدم استفاده از جلوههای ویژه و ریتم کند.
نکته جالب برای ما ایرانیان حضور داریوش خنجی بهعنوان فیلمبردار نسخه هالیوودی است، فیلمبرداری که توانسته در بسیاری از آثار کارگردانان شهیر سینما نقش بسزایی در تولید فیلم داشته باشد اگرچه رابرت کوهلر، منتقد سینمایی اعلام کرده که چه یورگن یورگس (فیلمبردار نسخه ۱۹۹۷) و چه خنجی پشت دوربین قرار بگیرند، در نهایت هانکه خودش فیلمبردار فیلمهایش است و کنترل قابل توجهی روی تک تک زوایای دوربین دارد.
۷- قاتل (Killer)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۸۹- ۲۰۲۴
درواقع جان وو بسیار جلوتر از زمانه خود عمل کرده بود و این موضوع برای مخاطب و دوستدار سینمای اکشن امروز پنهان نیست. فیلم قاتل که در سال ۱۹۸۹ در هنگ کنگ ساخته شده بود از بهترین آثار وو به حساب میآید و موفقیت فیلم و همچنین حضور وو در سینمای هالیوود و ارتباط خوبش با غربیها گمانهزنیهای زیادی را زد که قرار است نسخه هالیوودی قاتل به زودی ساخته شود؛ شایعات ساخت این بازسازی در سال ۱۹۹۲ رنگ بسیار تندی به خود گرفت اما ناگهان همه چیز نقش بر آب شد! مشخص نیست چرا بازسازی قاتل اینقدر طولانی شد اما در نهایت بعد از گذشت سی و پنج سال چشمان طرفداران این اثر به بازسازی هالیوودی آن گره خورد.
بازسازی هالیوودی فیلم قاتل ضعیفتر از نسخه اولیه خود عمل میکند و بههیچوجه نتوانسته حس و حال فیلم آن زمان را تداعی کند. ساخت فیلم قاتل در دوران کنونی بهخاطر محبوبیت آثار گانفو دیگری مثل جان ویک و امثالهم صورت گرفته اما قاتل جان وو با وجود اینکه مواد اولیه درست و خوبی دارد ولی نمیتواند تبدیل به یک گانفوی تمام عیار بشود که حرفی برای گفتن داشته باشد. فیلمهایی که قهرمان آن یک تنه همه فنحریف است و بزن بهادر قهاری است برای مخاطبین امروز سینمای اکشن آثار جدیدی نیستند؛ اکولایزر، جان ویک و… فیلمهای اکشن قهرمان محوری هستند که جذابتر از قاتل جان وو عمل کردهاند و وو پشت دربهای این آثار باقی مانده است.
شخصیتهای فیلم ۱۹۸۹ روح داشتند و مانند برخی از قهرمانان فیلمهای اکشن امروزی نبودند که ماشینهای کشتار جمعی باشند و میشد با آنها همسو شد اما وو با ویروسی که برخی آثار اکشن امروزی پخش کردهاند مواجه شده و قهرمانانش را تبدیل به یکه بزنهای کاغذی و تک بعدی کرده و همین موضوع تبدیل به نقطه ضعف بازسازی سینماییاش شده است. سبک سینمایی وو به وضوح از بین رفته است و به نظر میرسد که احتمالا توسط مدیران استودیو این اتفاق رخ داده باشد و آنها تأکید کرده باشند که وو باید بر اساس نبض مخاطب امروزی پیش برود و همه چیز خراب شده است. صرف نظر از افت کیفیت فیلم جدید قاتل، جان وو نامی است که همیشه طرفداران خاص خود را خواهد داشت و تماشای اکشنهای او حتی در ضعیفترین حالت ممکن میتواند دلچسب باشد چرا که او سردمدار بسیاری از آثار اکشن و مدرن امروزی است.
بیشتر بخوانید: معرفی فیلمهای سینمایی
۸- داستان علفهای شناور / علفهای شناور (A Story of Floating Weeds / Floating Weeds)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۳۴ – ۱۹۵۹
اوزو در مصاحبه ای در پاسخ به این سوال که چرا از بین تمام آثاری که خلق کرده، سراغ بازسازی این فیلم خاص رفته توضیح داد که قصد داشته تلاشی داشته باشد تا یک داستان قدیمی را در عصر مدرن بسازد. او در همین مصاحبه اعلام کرده میخواسته ببیند که آیا داستان شکسپیری او از روابط خانوادگی و اغواگری هنوز به قوت خود باقی است یا خیر.باتوجه به اینکه فیلم جدیدترش مورد توجه همگان، چه منتقد و چه تماشاگر قرار گرقت، به نظر می رسد که آزمایش او جواب داده است. مثلاً نمیتوان فراموش کرد که راجر ایبرت، منتقد شهیر سینما، به این فیلم نمره کامل را در زمان خود داد.
۹- مرده شریر ۱ و ۲ (Evil Dead 1/2)

- سالهای اکران دو نسخه: ۱۹۸۱ – ۱۹۸۷
ریمی برای فیلمنامه قسمت دوم ایدههای زیادی در سر داشت که شامل سفر در زمان و… میشد اما استودیو نمیخواست ایدههای خلاقانه ریمی باعث شود تا فرنچایز سینمایی پولسازشان خراب شود، در نتیجه آنها از ریمی خواهش کردند که فیلمی با حال و هوای داستان مرد شریر ۱ بسازد و بیخیال ایدههای نوآورانه بشود تا او در نهایت یکی از فیلمهای بازسازی شده عجیب و غریب این فهرست را تولید کند. ریمی هم پاسخی درخور به این عدم پذیرش ایدههای خلاقانه داد که دست بر قضا، موفقآمیز شد و تبدیل به امضای این سری سینمایی شد! او فیلم مرد شریر ۲ را با حال و هوای کمدی ترسناک ساخت و درواقع هجوی بر فیلم اولیه خود ساخت؛ فیلم درواقع هم یک دنباله به حساب میآید و هم یک بازسازی و با فروش هنگفتش باعث شد که فیلم سومی هم در دستور کار بگیرد و این سه گانه (اگر بتوان آن را سه گانه در نظر بگیریم!) به سرانجام خود برسد. البته مرد شریر همچنان فرنچایزی است که در دنیای سینما و ویدیوگیم زنده است و سم ریمی بهعنوان ناظر در بسیاری از پروژههای مربوط به آن شرکت دارد.
۱۰- جو-آن: کینه / کینه (Ju-On: The Grudge / The Grudge)

- سالهای اکران دو نسخه: ۲۰۰۲ – ۲۰۰۴
واقعیت اینجاست که مانند بسیاری از فیلمهای بازسازی شده، نسخه آمریکایی به اندازه نسخه اصلی مورد استقبال قرار نگرفت، هرچند با توجه به جلوههای ویژه بهتر فیلم هالیوودی، انصافاً فیلم کینه نسخه آمریکایی توانسته بود المانهای وحشت را با کیفیت بهتری به نمایش بگذارد اما همین موضوع از آنسو تبدیل به یک پاشنه آشیل هم شده بود و رنگ تصنعی بودن به فیلم زده بود. در هر حال با وجود بهتر بودن نسخه ژاپنی (که امروزه از آن بهعنوان سردمدار فیلمهای ترسناک ژاپنی در دنیا یاد میشود) کینه محصول ۲۰۰۴ پایهگذار فیلمهای دیگری از سری کینه در هالیوود شد چرا که به هر حال ۱۸ برابر نسبت به بودجه خود بیشتر فروخته بود و این یعنی سود خالص! با سقوط فیلم سوم در گیشه پرونده کینه در هالیوود تا مدتهای مدیدی بسته شد و بالاخره چندی پیش بود که یک اثر دیگر از این سری ساخته شد و توانست تا حدی موفقآمیز ظاهر شود با این حال آینده فرنچایز کینه در سینما تقریبا یک آینده مجهول است.
https://teater.ir/news/66220