نمایشنامهی باغ آلبالو به نویسندگی آنتون چخوف در تاریخ تئاتر بسیار مهم است. جورجو استرهلر، پیتر اشتاین و پیتر بروک، سه اجرای مشهور از این نمایشنامه را بهصحنه بردهاند. ماریا شِتسُوا و کریستوفر اینِس در کتاب «مقدمهی کیمبریج بر کارگردانی تئاتر» به این موضوع پرداختهاند. ترجمهی این مطلب را در ادامه میخوانید.
از صدیقه دولتآبادی پنج نمایشنامه در دست داریم که همه آنها در کانون بانوان و توسط خود او و سایر زنان عضو کانون در آن سالها اجرا شدهاند: «پریروز، دیروز، امروز» 1316، «مرد نادان» 1321، «زندگی ایلیاتی» 1321، «من مدیره زندگی و مادر میخواهم» 1322 و «زندگی چیست» 1322 آثاریاند به قلم او.
کنشهای اجتماعی ما به واسطه شکلگیری راههای ارتباطی نوین دستخوش تغییرهای خیرهکننده و سریع شده. شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای ارایهدهنده خدمات ارتباطات تصویری، تلفنهای هوشمند، اینترنت فراگیرِ جهانی و غیره، تمام اینها شهروندان را به یکدیگر نزدیک کرده و به شبکهای از پیوندها و باورهای مشترک دامن زده است. فرهنگِ انسان قرن بیست و یکم به مراتب با انسان قرن بیستم تفاوت دارد؛ خواستههای اجتماعی و کنشهایش دگرگون شدهاند. تئاتر باید تصمیم بگیرد به نیازهای زمانه خودش چگونه پاسخ میدهد؟ مثل دوران web2 یا زمانه نفوذ روزافزون web3 البته اگر اینترنت قطع نباشد!
در سالهای بین 1260 تا 1270 شمسی تئاتر و درام مدرن وارد ایران میشود. این نوع از تئاتر در کنار نمایشهای سنتی و قبلی که همگی به شکلی کاملا «مردانه» اجرا میشدند در بین «مردان» ایران برای خود جا باز کرد. در آن زمان زنان نه تنها اجازه حضور در صحنه را نداشتند و نقشهای زنانه با بازیگری مردان روی صحنه میرفت، بلکه زنان حتی اجازه تماشای تئاتر را نیز نداشتند
همین انحصار است که مدیران این سامانه تصمیم میگیرند در روزهایی که تئاترها روی صحنه هستند سایت خود را برای ترمیم زیرساخت، چند ساعت از دسترس خارج کنند. اگر سوال کنیم چرا این اتفاق در تعطیلیهای پیشِ رو که تئاترها هم تعطیل هستند اتفاق نمیافتد کسی پاسخ نمیدهد. قرار هم نیست کسی جواب دهد چون انحصار دست آنهاست و وقتی مقولهای انحصاری باشد صاحب انحصار به مخاطب که هیچ، حتی به مشتری هم پاسخ نمیدهد چرا که مشتری راهی جز تن دادن به خرید از آن صاحب انحصار ندارد.
یادداشت دکتر فرزان سجودی پس از تماشای نمایش «سگها و استخوانهای مادرم» به کارگردانی مژگان خالقی.
فراخوان چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در حالی منتشر شد که ۲ بخش «مرور» و «دیگرگونههای اجرایی» از این دوره حذف شده است؛ این تصمیم را تا چه میزان میتوان کارشناسانه دانست؟
نمایش «مرثیهای بر قتل ژولیوس سزار و چند مرغ از سیمرغ» طبق برنامه قبلی و اقدامات لازم صدور مجوز، قرار اجرای عموم در سالن اصلی تئاترشهر، برای نوبت مردادماه داشت؛ اما چند روز پیش از اجرا، ناگهان نمایش «شکوفه های گیلاس» کار محمد مساوات که به تازگی دوره یک ماهه خود را در خرداد سال جاری، در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر پشت سر گذاشته، برای اجرای مرداد از سوی مجموعه تئاترشهر اعلام و نمایش گروه «آماتور» ملغی شد.
در جشنواره تئاتر فجر آنچه تاثیر دارد رویکرد و عملکرد معاونت هنری، اداره کل هنرهای نمایشی و دبیر جشنواره است وگرنه این شوراها فقط از آن جهت که جزو ساختار است باید تشکیل و اعضای آن تعیین شود، همین، وگرنه فرقی نمیکند چه کسی عضو این شوراها باشد.
کناره گیری مسعود دلخواه از حضور در شورای سیاستگذاری چهل و یکمین جشنواره تئاتر فجر، یادآور این نکته است که شورای سیاستگذاری، موضوعی است که هر از گاهی با حاشیههایی همراه بوده است.
سادهترین کار اداره کل هنرهای نمایشی این بود که با فراخواندن تهیهکننده و هنرمند، تلاش کند به نوعی شرایط موردرضایت طرفین فراهم شود و کار به نهاد قضایی نرسد.
در جای خالی بانک اطلاعات حرفهای، منابع انسانی هنرمندان تحصیلکرده، نخبه و باتجربه و منابع مالی قطرهچکانی تئاتر برای همه علاقهمندان یا شاغلان غیرواقعی تئاتر هزینه میشود تا همچنان شعارهای زیبای یارانه به سود فقرا و تئاتر برای همه در بیلبوردها و بیلانهای مدیران حزبی هر دولتی رخنمایی کند و هر روز هنرمند تئاتر رو به سقوط و فراموشی برود تا هنر دولتی جایگزین هنر مستقل شود.
وارد پنجمین ماه از سال ۱۴۰۱ شدیم ولی هنوز خبری از فراخوان چهل و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر نیست؛ جشنوارهای که بهمن هر سال برگزار میشود.
بررسی تاریخ فرهنگ و هنر ما هم نشان میدهد کمتر اتفاق افتاده هنرمندان امکان تنفس در هوای آزاد را تجربه کرده باشند اما هرگاه همین سعه صدر حداقلی افزایش یافته، آثار درخشانی خلق شده و فرهنگ و هنر گام بلندی رو به پیش برداشته است.
هنرمندان ما به طرز چشمگیری تجربیات پیشین را تکرار میکنند و به شکل وفادارانهای از شیوههای تجربهشده گرتهبرداری میکنند. آنها خطرپذیری زیادی ندارند و ساز و کار تمام اجراها حتی آنها که به اصطلاح تجربی و نو خوانده میشوند شبیه هم است.
35 سال پس از خواسته صادقی برای نجات تئاتر ایران، بهنظر میرسد نسل جدید هیچ تمایلی به آموزههای او ندارند. به جای آثار کلاسیک عظیم، در پی یک اجرای کوچکاند. برای مثال امیررضا احمدی، «مکبث»ی مینیمال و تقلیلگرا مهیا میکند و به جای نمایش دادنش، دربارهاش حرف میزند. به عبارتی حتی به بازنمایی خردهتراژدی باقیمانده نیازی نمیبیند
اگر به نمایشنامه «خانه برناردا آلبا» نگاه کنیم، کوچکترین دختر خانواده دست به خودکشی میزند. ما میتوانیم او را تمثیلی از خلاقیت در نظر بگیریم که با تصمیمهای نادرست و قیممنشانه در حال نابودی است.
شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش ادارهکل هنرهای نمایشی اطلاعیهای را صادر کرده که مشخص نیست که برای نگارش آن به روند تولید تئاتر توجه شده یا فقط سلب مسئولیت مالی از گروهها مدنظر بوده است.
بیست و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی ایران به حال خود رها شده و شرایط به گونهای پیش میرود که گویا میل به تعطیلی بیش از برگزاری آن است.
متوقف شدن فروش بلیت نمایش «شب شک» اقدام عجیب دیگری است که با هماهنگی ادارهکل هنرهای نمایشی و سایت فروش بلیت انجام شده و در ازای این اقدام هیچ پاسخ منطقی ارائه نمیشود.
آوانسیان درباره نعلبندیان میگوید: «از میان نمایشنامهنویسان ایرانی، نعلبندیان، کسی است که برای من حداقل یک مکمل است. چیزهایی را که من کم دارم، در مقابلم قرار میدهد. یک ماده اولیه نمایشی خوب را در اختیار بازیگر و کارگردان قرار میدهد. حرفی که برای پژوهشی هم گفته بودم: با متنهای او از سطحهای مختلف میشود بازی کرد...»