انتخاب «ژان دیلمان» از سوی نشریه سایت اند ساوند در سال 2022 به عنوان بهترین فیلم منتقدان، بدون شک یکی از پرچالشترین و بحثبرانگیزترین گزینشهایی بود که از سوی منتقدان سینما در یک دهه اخیر اتفاق افتاده و همچنان و بعد از گذشته دو سال از این انتخاب، همچنان اما و اگرها و بحث و نظرها درباره این انتخاب جمعی ادامه دارد.
فیلم Hit Man کمدی سیاهی محصول سال ۲۰۲۴ است که به کارگردانی ریچارد لینکلیتر توسعه یافته است.
در تاریخ ۶۰ سالهی این فرنچایز، اولترامنهای زیادی آمده و رفتهاند که هر یک ویژگیهای خود را داشته و میراثی از خود به جا گذاشتهاند. «اولترامن: خیزش» (Ultraman: Rising) نتفلیکس، فیلم انیمیشنی است که داستان اولترامن را به مسیری تازه میبرد که وقتی از این ابرقهرمان حرف میزنیم کمتر به ذهنمان میرسد: بچهداری! نقد «انیمیشن اولترامن: خیزش» را در این مطلب میخوانید.
یکی دیگر از فیلمهای اخیری که در سبک ترسناک ساخته شده و المانهای کمدی هم در آن به چشم میخورد فیلم Tarot است؛ در ادامه همراه باشید تا ببینیم چگونه میز کارتهای تاروت محکوم کنندهی انسانها به سرنوشتی بیرحم هستند.
فیلم لینکلیتر قرار است یک کمدی سیاه اکشن باشد اما در لحظاتی در ژانر نوآر قرار میگیرد و این پتانسیل را دارد که به یک کمدی عاشقانه هم تبدیل شود. فیلم در گیشه شکست کامل خورده است اما نقدهای خوبی دریافت کرده است. امتیاز راتن تومیتوز فیلم به اندازه بعضی از بهترین فیلمهای لینکلیتر است. اما «آدمکش» بدون شک بهترین فیلم او نیست.
فیلم Mother's Instinct، یکی از آثار کم سر و صدایی است که اخیراً به نمایش درآمده است؛ فیلمی پیچیده، غریب و در عین حال عمیق.
فیلم پنجره پشتی یا Rear Window محصول ۱۹۵۴ در ژانر هیجانانگیز و رازآلود از آثار برجسته آلفرد هیچکاک و البته سینمای کلاسیک جهان میباشد.
همواره وقتی حرف از سینما میشود نام جان فورد کارگردان بزرگ آمریکایی، همچون الماس میدرخشد. از طرفی وقتی حرف از ادبیات آمریکا میشود؛ اینبار نام جان اشتاین بک است که درخشیده و خودنمایی میکند.
یک درام دیدنی با لئا سیدوکس که زندگیهای گذشته را به یاد میآورد.
به طرز وحشتناکی کسل کننده؛ فیلم به شکل عجیبی قابل پیش بینی و پیش پا افتاده است، گویی طبق یک کتابچه راهنمای آماده از کلیشههای رایج ساخته شده؛ در دوران سینمای پسا وحشت، چنین اسلشرهایی که از بیان زیرمتن اجتماعی یا ساختارشکنی در فرم ناتوان هستند، بنا به تعریف مشخص به درد هیچ مخاطبی نمیخورند.
فیلم Hit Man مفهوم جالبی دارد که با کارگردانی ساده به اثری قابل تماشا بدل شده است. بازیهای خوب و بازیهای قوی از بازیگران اصلی این سرگرمی را بهتر جلوه میدهند، اما فیلمنامه میتوانست در جاهایی کمی بهتر باشد. شیمی بازیگران اصلی قوی؛ طنز محکم و منظم؛ یک ایده جالب و یک پایان خاص در کنار برخی مشکلات این فیلم را به اثری دیدنی بدل کرده است.
سایبرپانک فرانسوی درباره انسانیت و روباتها؛ Mars Express در مورد بحران اقتصادی احتمالی ناشی از توسعه هوش مصنوعی یا جاهطلبیهای سیاسی میلیاردرهای دیوانه که مریخ را مستعمره خود کردهاند، حرف میزند، اما این کارتون سزاوار جایگاهی در بالای ژانر علمی تخیلی است، زیرا سازندگان خطر تمایز قائل شدن بین انسان و ربات را داشتند.
در پایان باید گفت Ghostbusters: Frozen Empire بدون هیچ شکی یک دنباله ضعیف در فرنچایز «شکارچیان روح» محسوب میشود که در بسیاری از جنبهها فاجعه است! «شکارچیان روح» حتی قابلیت سرگرم کردن مخاطب را هم ندارد و نه اکشن درستی به بیننده ارائه میدهد، نه جلوه ویژه خاص و جذابی دارد که آن را متمایز کند، نه شخصیت پردازی دارد، نه موسیقی متن جذابی دارد و نه حتی کمدی دارد!
Poolman تنها و فقط یک فیلم سرگرمکننده و نصیحتگرا است که توانسته است تماشاگران را با داستان جذاب و بازیهای کمدی بازیگران اصلی سرگرم کند. هرچند که این فیلم دارای نقاط ضعف زیادی نیز هست، اما به عنوان اولین تجربه کارگردانی کریس پاین، میتواند به عنوان یک موفقیت در نظر گرفته شود.
سنتوریون یک فیلم دست کم گرفته شده با بازیگران عالی است و این فیلم شایسته تماشاگران بیشتری است!
در این مطلب میخواهیم تماشای یک اثر درام و هیجانانگیز را به شما پیشنهاد کنیم که دیدن آن برای هر مخاطبی جذاب خواهد بود.
فیلم چلنجرز، دربارهی رقابت دو ورزشکار در مسابقهای است که بیش از یک دهه به طول میانجامد و جایزهاش را هیچگاه نمیتوان بهتمامی تصاحب کرد.
سکانس آغازین فیلم به درستی مبنایی برای بنای کلیت فیلم است. مانوئلا هوشمندانه و هنرمندانه کل قواعد و قرادادهای تماشای فیلمش را با تماشگر از همین سکانس سامان میدهد. کارمن به بهانهی انتخاب رنگی خاص درونِ فروشگاهی است و افتادن لکهی رنگی بر کفشاش همان شتک خونی است که در بیرون از این فضا ریخته شده است.
فیلم میخواهد به موضوع مهم تاثیر پدر روی زندگی فرزند بپردازد. در خیلی از فیلمها به این که بود و نبود پدر میتواند چه تاثیری روی فرزندان و به طور کلی خانواده داشته باشد پرداخته شده است، اما این بار این برداشت تازهای از این موضوع است.
ماریسا آبلا با وجود تمامی تلاشها و استعدادهای خود، در برخی جنبهها ممکن است نتواند به طور کامل نقش ایمی واینهاوس را به تصویر بکشد. عدم شباهت کامل فیزیکی، فقدان عمق احساسی در برخی صحنهها، مشکلات در انتقال لهجه و لحن صدا، محدودیت در نمایش شخصیت پیچیده و تعامل غیرطبیعی با شخصیتهای فرعی از جمله ضعفهای احتمالی در بازیگری او هستند.
ویژگیهایی مثل پادشاه موشها که انگار مستقیم از کابوسهای اکثر یا شاید تمام نیویورکیها یا هر کسی که با موشهای خانگی سر و کله زده بیرون آمده است. این تمایز در دنیایی که اکثر فیلمهای فانتزی و کودکانه بیاندازه بیمزه هستند خوشایند است.