نمایش «زندانی در دانمارک» به کارگردانی محمد مساوات، خوانشی جسورانه و پستدراماتیک از «هملت» شکسپیر است که به جای وفاداری به متن اصلی، بر واسازی رویداد اجرایی تمرکز دارد. در این اثر، شبح هملت از تابوت تاریکی برمیخیزد تا در جهانی از فساد و تباهی، مخاطب را به رویارویی با «امر واقعی» دعوت کند و با دستکاری لذت تئاتری سنتی، تجربهای متفاوت رقم بزند.
دوشنبه 18 آذر 1398 00:00
محمودي در «پينوكيو» جهاني را به تصوير ميكشد كه خبري از مطلق در آن نيست. به نظر ميرسد كسي كشته شده است ولي چه كسي؟ هر كسي چيزي ميگويد ولي ممكن نيست همه اينها دروغ باشد؟ اگر راست باشد چه؟
دوشنبه 18 آذر 1398 00:00
در اجراي مسعود موسوي از نمايشنامه سارتر، تمايزات سياسي كمرنگ شده است. ديگر از بازنمايي دقيق نيروهاي سياسي خبر چنداني نيست و گويي با يك جهان برساخت روبهرو هستيم كه آشكار نميكند احزاب بر سر چه اهدافي با يكديگر وارد مذاكره، سازش يا تخاصم ميشوند. بنابراين كنش شخصيتها به امري مبهم و گاه كماهميت تبديل ميشود. ديگر نميتوان از چرايي آلودن دستها پرسيد، چراكه وضعيت، غيرتاريخي و سياستزداييشده. وضعيتي كه ربط چنداني به روايت انضمامي سارتر ندارد و كمابيش آن را ميتوان انتزاعي و غيرتاريخي دانست.
پنجشنبه 14 آذر 1398 00:00
اجرائی مانند کد 13 مبتنیبر این واقعیت تلخ است که گویی کنشورزی آدمها در این دورهوزمانه چندان در قید امر اخلاقی نیست و این سیاست بقاست که تصمیمساز است.
پنجشنبه 14 آذر 1398 19:57
«لانچر ۵» با بهکارگيري بستههاي ظريف و دقيق طنز در لابهلاي قصهاي سياه، مخاطب را به مدت دوساعتونيم، بدون آنکه حتي براي لحظهاي با استيصال به ساعت نگاه کند بيحرکت روي صندلي نگه ميدارد.
پنجشنبه 14 آذر 1398 00:00
محمد چرمشیر در نمایش «سگدو» به سراغ جهان مهاجرت و پناهندگی رفتهاند؛ اما با لحن محافظهکارانهای نسبت به این مقوله بشری آن را از جهان واقع منتزع میکنند.
سه شنبه 12 آذر 1398 00:00
ما به عنوان ناظران بيدار، به نمايش مينگريم بدون آنكه صداي خداي داستان را بشنويم؛ خدايي كه مبهمات داستان را روشن ميكند.از همين رو نمايش براي مخاطب گنگ ميشود. نميتواند هضمش كند. خبري از آن چراغ كمنور در رمان نيست.
سه شنبه 12 آذر 1398 00:00
پارتي به ميانجي نوع روايت و آدمهايي كه بازنمايي ميكند، نشان از اتميزهشدن آدمها و فرصتطلبي تمامعيارشان دارد. نه از آرمان جمعي خبري است و نه از شاديهاي حقيقي. هر چه هست، سقوط اخلاقي و دروغگويي است.
شنبه 9 آذر 1398 00:00
«سکوت سفید» در قلمرو پیشنهادی استوپارد حرکت میکند و واجد تخطی و حاشیهروی نمیشود. اجرائی کمینهگرایانه که حتی در طراحی صحنه هم تلاش دارد با نوعی کنار هم قراردادن مکانهایی مثل دفتر بیمارستان و اتاق خصوصی جان براون، سکوت و فاصله صحنهها را به حداقل رسانده و ریتم مناسبی را بهکار بندد.
شنبه 9 آذر 1398 00:00
نمایش سعی دارد که قدرت عشق را نشان دهد اما سرآخر آن را به اسارت میگیرد. در صحنهای از نمایش سوگل خلیق با پارچهای دراز و سفید به پدرجوان متصل است. او به آرامی از خطوط قرمز کلیسا فاصله گرفته و در آوانسن رو به تماشاگران ترانه میخواند. در نهایت پارچه سفید را به دور خود پیچیده و این بار کتوبال بسته به داخل محوطه و در کنار پدرجوان کشیده میشود. نمایشی که باید راوی نجات ژان (پدرجوان) از چنگال خرافه باشد، مدلی دیگر از اسارت را به نمایش میگذارد که در شرایط فعلی نه امیدبخش است و نه فرهنگساز.
شنبه 9 آذر 1398 00:00
در نمایش محمودی نه پینوکیویی هست و نه انسانهایی چوبی اما مؤلفههای آن روایت در اثرش کارساز شده اند.
چهارشنبه 6 آذر 1398 00:00
در اجرای ایرانشهر، توضیح کوتاهی در رابطه با مکان و زمان وقوع نمایش نوشته شده بود: ترکیه، آناتولی، زمستان 2013، این بار حتی این تعین مادی هم کنار گذاشته شده و وضعیت جهانشمولتری مفروض است. حال با انسانهایی روبهرو هستیم که در کلبهای بنا شده بر شیب کوهستانی برفی، روزگار میگذرانند و «برف آنقدر سنگین است که کوچکترین صدایی باعث ایجاد بهمن میشود».
دوشنبه 4 آذر 1398 00:00
«آشپزخانه» نیز همانند «شهر ما»، نشان از تمایل انتقادی حسن معجونی دارد. او در این نمایش هم تلاش میکند سادهترین کنشهای انسانی را نقد کند.
یکشنبه 3 آذر 1398 00:00
شیوه نوشتاری حمیدرضا آذرنگ در ادبیات نمایشی جنگی جذابیتهایی دارد که در این سالها به کرات بازآفرینی شدهاند، «برگشتن» نمونه متأخر این تکرار است.
جمعه 17 آبان 1398 00:00
ایدهای که میتوانست بسترساز تعلیقهای فراوان شود، نه در میان برف و کولاکها بلکه در فضاسازی طراح و کارگردان اثر دفن شده است. کارگردان آنقدر مست ایده است که از یاد برده که نباید همه چیز را فدای فضاسازی کرده و باعث تقلیل و کوچک کردن تئاتر شود.
دوشنبه 6 آبان 1398 00:00
اسلوی باپیری، گرچه نگاهی به متن راجرز دارد اما، رایحهی استهزاء این مناسبات و ژستهای صلحپذیر را میتوان از آن استشمام کرد. وحتی بویِ پسماند انسانی را. حرفها هم مانند مواد زائد بدن، بیرون ریخته میشوند اما به جایی نمیرسند. دولتمردان، در ضیافتهای شام ، گیلاسهای شرابشان را بهم میزنند و برای آیندهاشان مصونیتهای جانی و مالی، تبادل میکنند اما پشت تریبونهای رسمی، برای هم خط و نشان میکشند.
شنبه 4 آبان 1398 00:00
از يکي از مسئولان موسيقي پرسيدند چرا موسيقي فعلي ايران با آن سابقه خوب، دچار چنين ابتذالي شده است؟ او هم پاسخ داد که موسيقي ايران در حال تجربه همه سبکهاي موسيقايي است تا شايد از درون اين بلبشو بتواند راه خودش را پيدا کند. چنين پاسخ غيرعقلاني و توجيهگرايانهاي گويا براي روزوحال اين روزهاي تئاتر کشور هم پاسخ راضيکنندهاي به نظر برسد، اما نميتواند شکستي را پنهان کند که جريان شکلگيري تئاتر ايراني با آن روبهروست.
شنبه 4 آبان 1398 00:00
«پنجاه پنجاه» دور شدن از اين روايت كردنهاي كليشهاي از طبقه متوسط و رفتن به ساحتي مهلك اما لذتبخش است؛ جايي كه مردگان بازگشتهاند تا اميدهاي فراموش شده را بار ديگر زنده كنند، حتي در اتاقهاي گاز و در انتظار مرگ، در مقابل ايبرينهاي اسلحه به دست، در همان فرا رفتن از دوگانههاي كاذب و بدل شدن به يك كليت صددرصدي سياسي.
شنبه 4 آبان 1398 00:00
اقتباس سارا احمدی که منتسب است به «رومئو و ژانت» ژان آنوی، به شکلی کاملا تولیدی دراماتورژی شده است. این نگاه تولیدی بنا به شرایط نابسامان اقتصاد تئاتر ما دور از انتظار نیست. البته این نگاه تولیدی خودش را در کارگردانی پویان احمدی نیز نشان داده و نه به یک نقطه ضعف بلکه به یک عنصر مثبت در اجرا بدل گشته است.
جمعه 3 آبان 1398 00:00
ماهی سیا اما قصهای است که مادری در روزگارانی دور برای کودکانش تعریف میکرده و آنان را در این تکرار قصه به این باور رسانیده است که انتظار دیدن ماهي سيا متوسط روزی بهسر خواهد آمد. در این هیاهوی زندگی اما همه گویی مجنون شدهاند؛ جنونی فراگیر که همه آن را باور دارند.
شنبه 27 مهر 1398 00:00
شیهیدن فیگور، ژست و طراحی حرکت و فرم نیست . بلکه تاثیر حرکت و پویایی بر بدنهای بیحرکت و رخوتزدهایست که اگرچه از خفقان و فقدانها آماسیدهاند، اما از کار نیفتادهاند. اجازهی مونتاژهای قدرت را در سلسله مراتب استاد_شاگری، نمیدهد. جا خالی نمیکند. تحت تاثیرِ ژستِ فرهیختگیِ جبری استاد قرار نمیگیرد. تجربه میکند، میسازد، ویران میکند تا به آگاهی دست یابد. در میدانها، در تجمعات، در عبور از ایستاییِ اِعمال شده با وجودِ عواقبِ ستارهدارشدن، اخراج، حذف و طرد، مقاومت میکند. برخلاف نسل محافظهکاری که در حاشیهی سکوت و بی کنشی، پناه گرفتهاست.