پنجشنبه , ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳
نقد تئاتر
نگاهی به نمایش «گنجشک مفرغی» نوشته و کارگردانی شهرام کرمی؛ الفبای نفلگی 7 خرداد 1403
نگاهی به نمایش «گنجشک مفرغی» نوشته و کارگردانی شهرام کرمی؛ الفبای نفلگی

نگاهی به نمایش «گنجشک مفرغی» نوشته و کارگردانی شهرام کرمی؛ الفبای نفلگی

متن شهرام کرمی، متنی است فروافتاده که نمی‌تواند اندازه‌های یک آکادمیسین صاحب سبک را در ابعاد و اوتاد روشن نشان بدهد. اینکه ما صفحات حوادث روزنامه‌ها را ورق بزنیم و به جست‌وجوی یافتن آدرس‌های زیرخاکی برای یافتن گنجشک‌های مفرغی باشیم، تحصیل حاصل است.

نگاهی به نمایش «مدرسه تربیت» به کارگردانی ریحانه رنجبر؛ مدرسه تربیت یا تربیت مدرسه؟ 7 خرداد 1403
نگاهی به نمایش «مدرسه تربیت» به کارگردانی ریحانه رنجبر؛ مدرسه تربیت یا تربیت مدرسه؟

نگاهی به نمایش «مدرسه تربیت» به کارگردانی ریحانه رنجبر؛ مدرسه تربیت یا تربیت مدرسه؟

به نظر می‌آید اجرا این واقعیت مهم را تذکر می‌دهد که ایران امروز دچار گسست نسلی شده و دختری چون شیدا به این نسل تازه تعلق دارد و سبک زندگی متفاوتی انتخاب کرده و به لحاظ شخصیتی پیش از آنکه «تکلیف‌مدار» باشد، مطالبه‌گر است و در پی احقاق حقوق شهروندی خویش. این نسل ستیهنده‌ که به انقیاد جایگاه نمادین پدر درنمی‌آید و در مقابل گفتارهای سوپرایگویی والدین و معلمان می‌ایستد و تا حد امکان آنان را به چالش می‌کشد.

نقدی بر نمایش سلطان عمرا بمیرد؛ یک سیاه باز نوپا اما کاربلد 6 خرداد 1403
نقدی بر نمایش سلطان عمرا بمیرد؛ یک سیاه باز نوپا اما کاربلد

نقدی بر نمایش سلطان عمرا بمیرد؛ یک سیاه باز نوپا اما کاربلد

وقتی می‌شود یک متن ابزورد را تبدیل به کمدی ایرانی کرد این برتری یک کالبد نمایشی را نشان می‌دهد که همچنان قابلیت نو شدن را دارد و می‌تواند ما را دچار حیرت کند.

درباره نمایش «رجوع»/ بحران خانوادگی یا خانواده بحرانی؟ 3 خرداد 1403
درباره نمایش «رجوع»/ بحران خانوادگی یا خانواده بحرانی؟

درباره نمایش «رجوع»/ بحران خانوادگی یا خانواده بحرانی؟

نشاندن لبخند بر صورت مخاطب این روزها خسته و مستأصل تئاتر، کاری است بس دشوار که نمایش «رجوع» تا حد زیادی از عهده‌اش برآمده و چندان هم به دام ابتذال زمانه نیفتاده است اما مسئله مهم مربوط است به ابداعات فرمی که در توان این‌قبیل اجراها نیست و به قول رندان قدیم؛ «سری که درد نمی‌کند را چرا دستمال ببندیم»

درباره نمایش «روال عادی» به کارگردانی کیارش رُست/ عادی بودن یک وضعیت به شدت غیرعادی 29 اردیبهشت 1403
درباره نمایش «روال عادی» به کارگردانی کیارش رُست/ عادی بودن یک وضعیت به شدت غیرعادی

درباره نمایش «روال عادی» به کارگردانی کیارش رُست/ عادی بودن یک وضعیت به شدت غیرعادی

کیارش رُست با این خوانش نمادگرایانه، آن عاملیتی را که ژان‌کلود-کری‌یر در متن نمایشنامه مدنظر دارد را به محاق برده و هر نوع عاملیت انسانی را کم‌رمق‌تر نشان می‌دهد.

نگاهی کوتاه به دو نمایش «توقف اتانازی» و «کان لم یکن» بروکراسی در روایت‌های تئاتر 25 اردیبهشت 1403
نگاهی کوتاه به دو نمایش «توقف اتانازی» و «کان لم یکن» بروکراسی در روایت‌های تئاتر

نگاهی کوتاه به دو نمایش «توقف اتانازی» و «کان لم یکن» بروکراسی در روایت‌های تئاتر

از یاد نبریم که در اصطلاحات حقوقی عبارت «کان لم یکن» به باطل شدن یک قرارداد مابین طرفین معامله اطلاق می‌شود که شرایط صحت عقد قرارداد به ‌طور کامل در آن رعایت نشده و مستوجب ضرر و زیان یکی از طرفین شود. فرآیندی که بروکراسی مخصوص خود را دارد و این روزها به کرات در گوشه و کنار کشور قابل مشاهده است.

نگاهی به نمایش چه کسی جوجه تیغی را کشت؟؛ خشم و هیاهو 25 اردیبهشت 1403
نگاهی به نمایش چه کسی جوجه تیغی را کشت؟؛ خشم و هیاهو

نگاهی به نمایش چه کسی جوجه تیغی را کشت؟؛ خشم و هیاهو

خارج از پیام های تامل بر انگیز نمایش،تبلیغ و پروپاگاندای تئاتر یا همان حواشی اش از متن بیشتر بود.دکور و طراحی صحنه به حدی بد بود که مخاطب را سردرگم می کرد.گذاشتن یک میز طویل که در هر دو سویش بازیگران نشسته اند ،گردن تماشاگر را اذیت می کرد.اگر نمایش به سه بخش تقسیم شود بخش پایانی آن ها دراماتیک و‌حوصله سر بر بود.

درباره نمایش «نظام ابن‌عربی» به کارگردانی یاسمین عباسی/عاشقیت یک ابن‌عربی معاصر 24 اردیبهشت 1403
درباره نمایش «نظام ابن‌عربی» به کارگردانی یاسمین عباسی/عاشقیت یک ابن‌عربی معاصر

درباره نمایش «نظام ابن‌عربی» به کارگردانی یاسمین عباسی/عاشقیت یک ابن‌عربی معاصر

«نظام ابن‌عربی» تقلا و تمنایی است درخور توجه که هنوز فرم غایی خویش را نیافته است و همچون امری گشوده، به میراث گذشته می‌نگرد حتی اگر زیر بار گران تاریخ در حال له‌شدن باشد.

نگاهی به نمایش «امشب به صرف بورش و خون» به کارگردانی صابر ابر/ غرور و وقار زنی که عزت نفسش لگدمال شده بود 21 اردیبهشت 1403
نگاهی به نمایش «امشب به صرف بورش و خون» به کارگردانی صابر ابر/ غرور و وقار زنی که عزت نفسش لگدمال شده بود

نگاهی به نمایش «امشب به صرف بورش و خون» به کارگردانی صابر ابر/ غرور و وقار زنی که عزت نفسش لگدمال شده بود

کارگردانی نمایش «امشب به صرف بورش و خون» را قدمی رو به جلو برای صابر ابر دانست. بعد از کارگردانی نمایش «همان چهار دقیقه» که فضایی ذهنی و اکسپرسیونیستی در دل ظلمات هولناک دریای سیاه داشت و گاهی بیش از اندازه تفسیری و معناگریز می‌شد و از نمایشنامه نغمه ثمینی فاصله نالازم می‌گرفت و صدالبته کارگردانی نمایش «پرتقال‌های کال» در سال 1395 که قتل نویسندگان و روشنفکران ایرانی در پاریس را به یک امر جنایی و بازیگوشانه تقلیل می‌داد، این‌بار با اجرایی جمع‌وجورتر روبه‌رو هستیم که چندان نمی‌خواهد جاه‌طلب باشد.

درباره کنسرت-نمایش «و تو هم برنگشتی» با بازی شمس لنگرودی/ غزل غمناک شاعری که دیگر شعر نمی‌خواند 21 اردیبهشت 1403
درباره کنسرت-نمایش «و تو هم برنگشتی» با بازی شمس لنگرودی/ غزل غمناک شاعری که دیگر شعر نمی‌خواند

درباره کنسرت-نمایش «و تو هم برنگشتی» با بازی شمس لنگرودی/ غزل غمناک شاعری که دیگر شعر نمی‌خواند

«و تو هم برنگشتی» یک فرم تازه‌ تئاتری پیشنهاد نمی‌دهد اما این امکان را فراهم می‌کند که بار دیگر یک شاعر مقابل حضار بایستد و شعرخوانی کند و خاطره بسازد. مواجهه با «و تو هم برنگشتی» بر این سیاق است که تماشایی و لذت‌بخش است.

 درباره نمایش آن‌برد/ سرگردانی مابین سرزمین پدری و زبان مادری 21 اردیبهشت 1403
درباره نمایش آن‌برد/ سرگردانی مابین سرزمین پدری و زبان مادری

درباره نمایش آن‌برد/ سرگردانی مابین سرزمین پدری و زبان مادری

با نگاهی جامعه‌شناختی به این روزهای مردمان ایران و با مرور آمارهای مراکز رسمی، می‌توان به این واقعیت تأمل‌برانگیز رسید که میل به مهاجرت از موطن خویش و یافتن سرزمین‌های ناآشنای توسعه‌یافته نزد طبقات مختلف اجتماع به یک مطالبه فراگیر بدل شده و درنتیجه نگرانی‌های فزاینده‌ای را از بابت حفظ نیروی انسانی کشور ایجاد کرده است.

درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن 21 اردیبهشت 1403
درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن

درباره نمایش مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز/ مراسم به غلط افتادن

نمایش «مجلس توبه‌نامه‌نویسی اسماعیل بزاز»، به نویسندگی حسین کیانی و کارگردانی کارن کیانی نمایشی مونولوگ است که به درونیات سرکوب‌شده کاراکتر «اسماعیل بزاز» (با بازی بهروز پناهنده) که از بازیگران (دلقک‌های) دوره ناصرالدین‌شاه است، می‌پردازد.

چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران 19 اردیبهشت 1403
چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران

چرمشیر و تئاتر دیکانستراکشن تهران

جریانی در دهه‌ی ۱۳۸۰ باعنوان «بازخوانی» در ایران شکل گرفت که می‌توان آن را جریان «بازتفسیر» نیز نامید که بخشی از جریان دیکانستراکشن یا واسازی می‌شود؛ البته روش این هنرمندان پیش‌رو بیشتر «غلط‌خوانی» تعمدی بود. روش مذکور، به‌نوعی در همکاری یک کارگردان اجرامحور و یک دراماتورژ تولید، شکل می‌گیرد.

نگاهی به نمایش «پس از» به کارگردانی مرتضی کوهی/ ما بعد... 16 اردیبهشت 1403
نگاهی به نمایش «پس از» به کارگردانی مرتضی کوهی/ ما بعد...

نگاهی به نمایش «پس از» به کارگردانی مرتضی کوهی/ ما بعد...

نمایش «پس از»، دنیای مردانه و زنانه‌اش را با سوئیچ‌کردن مدام دو بازیگر مرد (با بازی پیمان محسنی) و زن (با بازی شیدا پهلوان) از نقشی به نقشی دیگر ترسیم و به‌نوعی همسان و متشابه کرده است و درواقع با این اقدام خواسته است که تماشاگر از منظر کاراکتر «نشان» به تمام زن‌ها و مردها به چشم یکسان بنگرد و تصاویر مخدوش مرور شده در خیال او را به‌صورت یک سلسله‌چیدمان تقلیدی از رفتارهای کپی‌شده تماشا کند.

درباره «فین جین» به کارگردانی محمود موسوی/ نمایشی از قتل امیرکبیر به روایت جمعی از جنیان و آدمیان 13 اردیبهشت 1403
درباره «فین جین» به کارگردانی محمود موسوی/ نمایشی از قتل امیرکبیر به روایت جمعی از جنیان و آدمیان

درباره «فین جین» به کارگردانی محمود موسوی/ نمایشی از قتل امیرکبیر به روایت جمعی از جنیان و آدمیان

تقابل آدمیان و جنیان در موزه‌ای که به زندگی امیرکبیر در حمام فین کاشان می‌پردازد به واقع تماشایی است و در ادامه به همکاری مابین آنان بدل شده و این امکان را فراهم می‌کند که به میانجی هنر نمایش، وقایع تاریخی حمام فین کاشان از نو روایت شده و از تلخی‌اش تا اندازه‌ای کاسته شود. نکته مهم نمایشنامه «فین جین» تلفیق درام مدرن اروپایی با شیوه نمایش ایرانی است.

درباره چند اجرا از کارگردانان جوان تئاتر کشور/ بر مدار جوانی و جسارت 10 اردیبهشت 1403
درباره چند اجرا از کارگردانان جوان تئاتر کشور/ بر مدار جوانی و جسارت

درباره چند اجرا از کارگردانان جوان تئاتر کشور/ بر مدار جوانی و جسارت

محمد چرمشیر در بازخوانی از نمایشنامه سه خواهر چخوف، با حذف شخصیت‌های مرد، این امکان را مهیا کرده تا عاملیت سه خواهر یا همان شخصیت‌های اُلگا، ماشا و ایرینا به میانجی صدا و بدن زنانه، شدت یابد. اما این عاملیت زنانه، مدام از طریق حضور راوی و گفتار سوپر ایگویی‌اش، حد خورده و به انقیاد کشیده می‌شود.

یادداشتی بر نمایش «شایعات» به کارگردانی میکائیل شهرستانی/ خشم و خنده در سالگرد ازدواج 10 اردیبهشت 1403
یادداشتی بر نمایش «شایعات» به کارگردانی میکائیل شهرستانی/ خشم و خنده در سالگرد ازدواج

یادداشتی بر نمایش «شایعات» به کارگردانی میکائیل شهرستانی/ خشم و خنده در سالگرد ازدواج

ازه‌ترین اجرای نمایشنامه «شایعات» به کارگردانی میکاییل شهرستانی، این نوید را می‌دهد که هنوز می‌توان به بازیگران جوان و مشتاق و مستعد تئاتر اعتماد کرد و صحنه را به آنها سپرد تا با بازی‌های طنازانه و خلاقانه خود، تماشاگران کم‌حوصله امروز هنرهای نمایشی را شگفت‌زده کنند و به وجد بیاورند.

نقد نمایش «شاماران» به کارگردانی ساسان شکوریان /حرکت به سوی تئاتر ملی 10 اردیبهشت 1403
نقد نمایش «شاماران» به کارگردانی ساسان شکوریان /حرکت به سوی تئاتر ملی

نقد نمایش «شاماران» به کارگردانی ساسان شکوریان /حرکت به سوی تئاتر ملی

درنهایت ساسان شکوریان درآمیزش افسانه و روحوضی یک فضای به نسبت جادویی رامی‌آفریند که بیانگر یک اجرای تاثیرگذاراست وچه‌بسا این خود یک حرکت است برای آفرینش‌های پس ازاین که آورده‌های بهتری را به فضای تئاتر ملی ما بیفزاید.

درباره نمایش «روزمرگی» به کارگردانی شیماه خاسب و امیرسپهر تقی‌لو/ حضور تعادل‌بخش یک سگ دورگه خانگی 9 اردیبهشت 1403
درباره نمایش «روزمرگی» به کارگردانی شیماه خاسب و امیرسپهر تقی‌لو/ حضور تعادل‌بخش یک سگ دورگه خانگی

درباره نمایش «روزمرگی» به کارگردانی شیماه خاسب و امیرسپهر تقی‌لو/ حضور تعادل‌بخش یک سگ دورگه خانگی

می‌توان نمایش «روزمرگی» را بازتولید یک شیوه اجرایی استاندارد دانست که نمی‌خواهد بیش از اندازه خطر کند و قدم به راه‌های نامکشوف بگذارد. اجرایی که نه‌چندان سرد است، نه چندان گرم؛ بلکه ولرم است و کم‌وبیش محافظه‌کار. این قضیه در طراحی صحنه کمینه‌گرایانه اجرا و آن فرم‌های مواج سفیدرنگ دیوارشکل مجزا از هم نیز مشاهده می‌شود.

درباره نمایش «اسب قاتلین» به کارگردانی سید ‌محمدهادی ‌هاشم ‌زاده؛ رعیت‌ها علیه ارباب‌ها 9 اردیبهشت 1403
درباره نمایش «اسب قاتلین» به کارگردانی سید ‌محمدهادی ‌هاشم ‌زاده؛ رعیت‌ها علیه ارباب‌ها

درباره نمایش «اسب قاتلین» به کارگردانی سید ‌محمدهادی ‌هاشم ‌زاده؛ رعیت‌ها علیه ارباب‌ها

نمایش اسب قاتلین را می‌توان یک اجرای جسورانه از بچه‌های شیراز دانست که نمی‌خواهد شبیه اغلب تئاترهای بدنه باشد اما برای ایجاد تفارق و تفاوت به بیش از این‌ها احتیاج است. کمی چاشنی سکوت و این وسوسه را کنار گذاشتن که می‌باید با اغراق کردن حداکثری به سرحدات یک اجرا نقب زد.

نقد تئاتر «اسب قاتلین»/ چموش یا خموش؛ مساله این است 4 اردیبهشت 1403
نقد تئاتر «اسب قاتلین»/ چموش یا خموش؛ مساله این است

نقد تئاتر «اسب قاتلین»/ چموش یا خموش؛ مساله این است

نمایش «اسب قاتلین» به نویسندگی رضا گشتاسب و کارگردانی سید محمدهادی هاشم‌زاده تمامی مولفه‌های یک نمایش اکسپرسیونی را یدک می‌کشد. از شکل بازی بازیگران که در افراطی‌ترین حالت ممکن خود قرار دارد و بازیگران برای شخصیت‌پردازی کاراکترها، تماما به صورت اگزجره و فاقد جزییات رفتارهای انسانی ایفای نقش می‌کنند.

درباره نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر» به کارگردانی میثم عبدی/ امتناع از رمئو و ژولیت بودن 4 اردیبهشت 1403
درباره نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر» به کارگردانی میثم عبدی/ امتناع از رمئو و ژولیت بودن

درباره نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر» به کارگردانی میثم عبدی/ امتناع از رمئو و ژولیت بودن

این نمایش می‌خواهد اخلاقیات شهروندان طبقه متوسط را نشان دهد اما بیش از اندازه در جهان شخصی خود باقی می‌ماند.

نگاهی به نمایش «سه خواهر» به کارگردانی نگین ضیایی/ تهاجم به متن چخوف 2 اردیبهشت 1403
نگاهی به نمایش «سه خواهر» به کارگردانی نگین ضیایی/ تهاجم به متن چخوف

نگاهی به نمایش «سه خواهر» به کارگردانی نگین ضیایی/ تهاجم به متن چخوف

نمایش «سه خواهر»، به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی نگین ضیایی که اثری اقتباسی از «سه خواهر» چخوف محسوب می‌گردد، در پی چاره‌جویی این مسئله است که به آن‌چه بی‌واسطه مشاهده و دیده می‌شود تا چه اندازه می‌توان اعتماد و آن را تفسیر به رأی داشت.

دربارهٔ نمایش «تاسیان» / لذت تماشای یک درام قصه‌گو 1 اردیبهشت 1403
دربارهٔ نمایش «تاسیان» / لذت تماشای یک درام قصه‌گو

دربارهٔ نمایش «تاسیان» / لذت تماشای یک درام قصه‌گو

مهدی نصیری در نقد نمایش تایسان نوشت: من «تاسیان» را بیشتر از هرچیز به‌خاطر شیوه‌ی درست روایت دراماتیک‌ش دوست دارم؛ فریب نمی‌دهد و تظاهر نمی‌کند. ساده و دراماتیک است.

نقد نمایش سَنتِز / مثلث بودن، نبودن و شدن 29 فروردین 1403
نقد نمایش سَنتِز / مثلث بودن، نبودن و شدن

نقد نمایش سَنتِز / مثلث بودن، نبودن و شدن

نمایش «سَنتِز»، به نویسندگی و کارگردانی علی اخوان، نمایشی است بی‌اتکا به دیالوگ که عنصر پیش‌برنده در آن، موقعیت‌های به‌وجودآمده طی آن است. نمایشی که قصد دارد فارغ از گفتار و کلام، شخصیت‌های نمایشی‌اش را در سکوت محض روی‌داده بین آن‌ها پردازش کند، اما آن چیزی که نقطه‌عطف در انتخاب بدون دیالوگ این نمایش محسوب می‌شود، دیالکتیک حادث‌شده بین کاراکترهاست که ساختار مباحثه‌ای و مناظره‌ای در قالب زبان به خود نمی‌گیرد.

یادداشتی بر نمایش «عطر آدم» به کارگردانی مهدی فرشیدی‌سپهر؛ یک دورهمی دوستانه تئاتری یا ساختن یک اجتماع انسانی؟ 27 فروردین 1403
یادداشتی بر نمایش «عطر آدم» به کارگردانی مهدی فرشیدی‌سپهر؛ یک دورهمی دوستانه تئاتری یا ساختن یک اجتماع انسانی؟

یادداشتی بر نمایش «عطر آدم» به کارگردانی مهدی فرشیدی‌سپهر؛ یک دورهمی دوستانه تئاتری یا ساختن یک اجتماع انسانی؟

تئاتر محل گفت‌وگو است و علیه جامعه تک‌صدایی. بی‌شک تئاتر تعاملی اگر به استلزامات واقعی تعامل و گفت‌وگو وفادار باشد، می‌تواند در این مسیر راهی هر چند کوچک به رهایی و رستگاری بگشاید، اما نکته اینجاست که تئاتر نمی‌تواند فقط کارکردگرایانه باشد و ‌باید به زیباشناسی صحنه به ‌مثابه یک ضرورت نگاه کند. بدون داشتن یک نظام پیشروی زیباشناسانه، تقلیل دادن یک اجرا به پدیده‌ای کاربردی می‌تواند محافظه‌کارانه باشد.

نگاهی به نمایش«توافق‌نامه» به کارگردانی کورش سلیمانی؛ به ما اجازه ندادند شعر عاشقانه بگوییم 27 فروردین 1403
نگاهی به نمایش«توافق‌نامه» به کارگردانی کورش سلیمانی؛ به ما اجازه ندادند شعر عاشقانه بگوییم

نگاهی به نمایش«توافق‌نامه» به کارگردانی کورش سلیمانی؛ به ما اجازه ندادند شعر عاشقانه بگوییم

شاید بهتر باشد که بگوییم نمایش توافق‌نامه یک نمایش در نمایش است. نمایش اول برخوردهای دو دوست با یکدیگر که کم و زیادش طی اجرا حس می‌شود و از سوی دیگر رجعت دوباره در انتهای نمایش به ابتدای آن است. اینجاست که روشن می‌شود نمایش در نمایش چگونه با نازکای خیال نویسنده در‌هم آمیخته می‌گردد و با نگاهی سلطه‌پذیر و ملموس از سطح رویینه کار به انتهای آن نقبی به نور زده می‌شود.

نگاهی به نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر» 25 فروردین 1403
نگاهی به نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر»

نگاهی به نمایش «رومئو ژولیت و چند کاراکتر دیگر»

در این نمایش، دستگاه سانسور به همان اندازه در عدم تحقق و امکان، نقش دارد که دوستان کم خرد اطراف کارگردان. و حتی شاید ناتوانی خود کارگردان. میثم عبدی و گروهش، بار مسئولیت را یک جا بر دوش یک نهاد نمی اندازد. سنگینی این بار، بر دوش همه ی جامعه است.

درباره نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی»؛ آلبوم خانوادگی به‌مثابه تاریخ معاصر 20 فروردین 1403
درباره نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی»؛ آلبوم خانوادگی به‌مثابه تاریخ معاصر

درباره نمایش «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی»؛ آلبوم خانوادگی به‌مثابه تاریخ معاصر

بی‌شک یکی از مواجهات خلاقانه با تاریخ رسمی جهان و انضمامی‌کردن آن، روایتگری افراد از زندگی روزمره خویش و به‌نوعی بیان‌پذیر کردن تجربه‌های شخصی و تاریخ‌های خانوادگی است. از دل این رویکرد می‌توان هژمونی تاریخ رسمی را شکست و با میدان دادن به روایت‌های شخصی، به‌جای «تاریخ» از «تاریخ‌ها» گفت. کاری که دلارام موسوی و سروین کیانی، به میانجی نمایشنامه «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» می‌خواهند، انجام دهند.

درباره نمایش «هیدن»؛ پنهان‌سازی‌های دراماتیک 18 فروردین 1403
درباره نمایش «هیدن»؛ پنهان‌سازی‌های دراماتیک

درباره نمایش «هیدن»؛ پنهان‌سازی‌های دراماتیک

موفقیت «هیدن» می‌تواند برای گروه بزرگی از آرزومندان کارگردانی تئاتر به مثابه ویروس عمل کند. نمایشی که بی‌متن مرسوم ظاهری متن‌مدار دارد و دامی است برای عشاق میان‌بر.

درباره نمایش «مَثلِث»؛ ساده، صمیمی، خلاق 24 اسفند 1402
درباره نمایش «مَثلِث»؛ ساده، صمیمی، خلاق

درباره نمایش «مَثلِث»؛ ساده، صمیمی، خلاق

برگ برنده «مَثلِث» در این نکته است که موقعیت نه چندان استعلایی خویش را از طریق بازخوانی متون شکسپیری به سیاست و اجتماع گره زده و اراده معطوف به قدرت را حتی در مناسبات میان اشیا به نمایش گذاشته است

درباره نمایش از نظر سیاسی بی‌ضرر؛ ساحت وارونگی مفاهیم بشردوستانه 24 اسفند 1402
درباره نمایش از نظر سیاسی بی‌ضرر؛ ساحت وارونگی مفاهیم بشردوستانه

درباره نمایش از نظر سیاسی بی‌ضرر؛ ساحت وارونگی مفاهیم بشردوستانه

اگرچه که تئاتر حاصل خود بر اساس رمان «مأمور مرگ‌های غیراتفاقی» به قلم حسام حیدری بنا شده و کمدی حاصل در خلال حیرت‌انگیزش تلاش می‌کند تا علاوه بر خنده گرفتن از مخاطبانش آنها را به عمق معنایی نیز به پیش ببرد اما تمام اینها اتفاقاتی است که در متن نمایش افتاده و در اجرا و در بخش کارگردانی صحنه‌ها مانند قطعاتی از پازل به درستی در کنار هم نمی‌نشینند و به تجانس ایجابی دست نمی‌زند.

نگاهی به نمایش «ژیلت» به کارگردانی حسن جودکی؛ دستگاه تطهیرکننده رفیق استالین 23 اسفند 1402
نگاهی به نمایش «ژیلت» به کارگردانی حسن جودکی؛ دستگاه تطهیرکننده رفیق استالین

نگاهی به نمایش «ژیلت» به کارگردانی حسن جودکی؛ دستگاه تطهیرکننده رفیق استالین

حسن جودکی در نمایش ژیلت به نسبت اجرای «بیوه سیاه، بیوه سفید» چند گام جلوتر آمده و توانسته به لحاظ کارگردانی به نسبت موفق عمل کند. نزدیک شدن به فضای کمدی سیاه سیاسی، کار دشواری است که جودکی تلاش کرده با خلق یک رئالیسم انتزاعی آن را به سرانجام رساند.

درباره نمایش «سیاه خال»؛ اهمیت افسانه‌های محلی 20 اسفند 1402
درباره نمایش «سیاه خال»؛ اهمیت افسانه‌های محلی

درباره نمایش «سیاه خال»؛ اهمیت افسانه‌های محلی

«سیاه خال» اگرچه شروعی خیره کننده دارد اما به مرور در صحنه‌های میانی خودش را از تب و تاب می‌اندازد و به نوعی از ریتم افتادگی به دلیل طولانی شدن برخی صحنه‌ها دچار می‌شود. شاید کوتاه شدن نمایش به میزان ده دقیقه به نسبت سادگی و عدم پیچیدگی موجود در داستان می‌توانست بر قدرت صحنه و انسجام بیشتر ضرب‌آهنگ آن کمک کند.

درباره نمایش‌های «عددهای نشده» و «مافیای روباها» 17 اسفند 1402
درباره نمایش‌های «عددهای نشده» و «مافیای روباها»

درباره نمایش‌های «عددهای نشده» و «مافیای روباها»

نمایش «مافیای روباها» در یک فضای آستانه‌ای ایستاده و تمنای سینمایی کردن تئاتر و یا تئاتری کردن سینما را دارد. این تقلای جذاب و کمابیش ناممکن قرار است به میانجی یکی از خاطره‌انگیزترین فیلم‌های تاریخ سینما به محک تجربه درآید. نتیجه این ماجراجویی، صد البته اجرایی است که بیش از آنکه بر «تئاتربودگی» خود تاکید کند و در پی اتصال با امر تئاتریکالیته باشد، میل آن دارد بار دیگر سینمای تارانتینو را با دستور زبان تازه‌ای بر صحنه تئاتر بازآفرینی کند.

درباره نمایش «یکی نبود یکی‌ بود» به کارگردانی علی کوزه‌گر؛ عاشقانه‌ها و کابوس‌ها 12 اسفند 1402
درباره نمایش «یکی نبود یکی‌ بود» به کارگردانی علی کوزه‌گر؛ عاشقانه‌ها و کابوس‌ها

درباره نمایش «یکی نبود یکی‌ بود» به کارگردانی علی کوزه‌گر؛ عاشقانه‌ها و کابوس‌ها

از معدود کارهای ایرانی‌ست که دیده‌ام و ویدئو بخشی از اجرای آن‌ست و به آن وصله و تحمیل نشده. این‌جا ویدئو و گرافیک و صوت و موسیقی خودِ فضاست. دارد جهانی را روایت می‌کند که شکل و صدای رابطه‌ای احساسی را دارد اما بدون این مولفه‌ها دیده و شنیده نمی‌شد.

درباره نمایش «ما هم، مردمی بودیم» به کارگردانی احسان ملکی مرگ شاعرانه تهیدستان شهری 12 اسفند 1402
درباره نمایش «ما هم، مردمی بودیم» به کارگردانی احسان ملکی مرگ شاعرانه تهیدستان شهری

درباره نمایش «ما هم، مردمی بودیم» به کارگردانی احسان ملکی مرگ شاعرانه تهیدستان شهری

نمایش «ما هم مردمی، بودیم» فضای تازه‌ای است که با نویسنده‌ای چون امین ابراهیمی طی شده و بر شکاف مرکز و پیرامون اشاره دارد و توسعه‌نیافتگی خطرناک در ایران امروز را گوشزد می‌کند. با آنکه اجرا مسئله‌مند است و آسیب‌های اجتماعی را طرح می‌کند اما به لحاظ سیاست بازنمایی چندان به نقش ساختارهای موجود نظم نمادین نمی‌پردازد.

درباره نمایش «سنتز» به کارگردانی علیرضا اخوان؛ چهره رنگ‌‏پریده یک پدرسالاری مستدام 9 اسفند 1402
درباره نمایش «سنتز» به کارگردانی علیرضا اخوان؛ چهره رنگ‌‏پریده یک پدرسالاری مستدام

درباره نمایش «سنتز» به کارگردانی علیرضا اخوان؛ چهره رنگ‌‏پریده یک پدرسالاری مستدام

علیرضا اخوان، فرزند تئاتر دانشگاهی است و پروژه «سنتز» نشان می‌دهد که همچنان برای این کارگردان جوان، تئاتر تجربی و اندیشه‌محور، اهمیت فراوان دارد و پرداختن به اجرایی چون «سنتز یکم و دوم»، نه یک انتخاب بازیگوشانه پسامدرن که ازقضا یک ضرورت استراتژیک اجرایی و پژوهشی است اما همچنان جایگاه اصلی اجراهایی چون «سنتز یکم و دوم»، فضای آکادمیک است تا امکان گفت‌وگو با سنت‌های تاریخی تئاتر تجربی فراهم باشد.

نگاهی به نمایش دروغ، نوشته‏ فلورین زلر؛ روایت روان رنجور آدم‏‌های پشت پنجره 9 اسفند 1402
نگاهی به نمایش دروغ، نوشته‏ فلورین زلر؛ روایت روان رنجور آدم‏‌های پشت پنجره

نگاهی به نمایش دروغ، نوشته‏ فلورین زلر؛ روایت روان رنجور آدم‏‌های پشت پنجره

نمایش زلر در بطن خود از دیالکتیک بین دروغ و حقیقت به مفهوم زندگی آدمی می‌رسد. اگر یکی از این دو را تز و دیگری را آنتی‌تز در نظر بگیریم از برخورد آن‌ها هرج‌ومرجی شکل می‌گیرد که قابل تحمل نیست. شاید مخاطب تصور کند که پیشنهاد زلر فرستادن آشغال‌های زندگی یا همان دروغ‌ها زیر فرش است، اما برای او شخصیت‌هایش بیش از هر چیزی اهمیت دارند؛ آن‌ها انسان‌هایی معمولی هستند با تمام نقاط ضعف و قوتش. این بخش از ماجرا هم در اجرای روی صحنه قابل شناسایی است؛ چراکه در پایان، مخاطب از هیچ شخصیتی متنفر نمی‌شود و خود را همراه و همدم هر چهار نقش می‌داند.

درباره نمایش «شکافتن کام ماهی» به کارگردانی سمن قناد؛ بحران هفت‌سالگی زندگی‌ مشترک 9 اسفند 1402
درباره نمایش «شکافتن کام ماهی» به کارگردانی سمن قناد؛ بحران هفت‌سالگی زندگی‌ مشترک

درباره نمایش «شکافتن کام ماهی» به کارگردانی سمن قناد؛ بحران هفت‌سالگی زندگی‌ مشترک

«شکافتن کام ماهی» در عینیت بخشی «عبارت کلامی» خود به «ایماژی بصری» در ذهن مخاطب در لابلای مباحثات بی‌هدف که به مشاجرات و میدانی از تشنج و زد و خورد رنگ‌ باخته تبدیل می‌شود.

نگاهی به نمایش «تهران پاریس تهران» از منظر روایت‌شناسی؛ دیالکتیک راوی‌های سه‌گانه 9 اسفند 1402
نگاهی به نمایش «تهران پاریس تهران» از منظر روایت‌شناسی؛ دیالکتیک راوی‌های سه‌گانه

نگاهی به نمایش «تهران پاریس تهران» از منظر روایت‌شناسی؛ دیالکتیک راوی‌های سه‌گانه

در نمایش «تهران پاریس تهران» با سه روایت مواجه هستیم، بنابراین با سه دنیای روایت شده یعنی دنیای سارا، دنیای سهراب و دنیای روانشناس نیز روبه‌روییم. دنیای روایت شده توسط نویسنده انتزاعی بدون آنکه متعلق به این دنیا باشد، خلق و از طریق راوی با مخاطب پیوند داده می‌شود. بنابراین مخاطب در فرآیند این اجرا با سه راوی مواجه و رابطه میان او با هر سه یک رابطه دیالکتیک است. پس چگونگی روایت توسط راوی و درگیر کردن مخاطب یعنی وقوع تئاتریکالیته در این رابطه از اهمیت بسیار برخوردار است.

درباره نمایش «از نظر سیاسی بی‌ضرر»؛ قاتل‌ها هم عاشق می‌شوند 3 اسفند 1402
درباره نمایش «از نظر سیاسی بی‌ضرر»؛ قاتل‌ها هم عاشق می‌شوند

درباره نمایش «از نظر سیاسی بی‌ضرر»؛ قاتل‌ها هم عاشق می‌شوند

ابراهیم پشت‌کوهی در این اجرا توانسته یک فضای کمدی خلق کند که می‌خنداند و چندان هم نمی‌خواهد عمیق و فاخر در نظر آید. اما این اجرا بی‌شک بدون حضور بازیگران توانایی چون اتابک نادری، گاتا عابدی، مرضیه صدرایی و...ناممکن بود. یک گروه همدل که توانسته‌اند از نظر سیاسی بی‌ضرر باشند، اما از نظر تئاتری مفید جلوه کنند.

نگاهی به نمایش «روزی روزگاری سمنگان»؛ نوستالژی واقعیت را مخدوش می‌کند 2 اسفند 1402
نگاهی به نمایش «روزی روزگاری سمنگان»؛ نوستالژی واقعیت را مخدوش می‌کند

نگاهی به نمایش «روزی روزگاری سمنگان»؛ نوستالژی واقعیت را مخدوش می‌کند

روزی روزگاری سمنگان، می تواند با پررنگ کردن برخی از مولفه‌ها و ظرفیت های باقوه‌اش، از گرفتار شدن در دام نوستالژی بیش از این رها شود. انتظار می رود خرده روایت ها همسوتر باشند تا در اندام اثر یکپارچگی بیشتری ایجاد کند.

درباره نمایش «محیط‌‌زیست» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی؛ مرگ نه چندان طاقت‌فرسای یک پدر 2 بهمن 1402
درباره نمایش «محیط‌‌زیست» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی؛ مرگ نه چندان طاقت‌فرسای یک پدر

درباره نمایش «محیط‌‌زیست» به نویسندگی و کارگردانی رسول کاهانی؛ مرگ نه چندان طاقت‌فرسای یک پدر

کاهانی نشان می‌دهد در زمانه‌ای که اقتصاد گرفتار رکود است و بورژوازی مستغلات همه ‌چیز را بلعیده، مفهوم «سکونت» و بالطبع «خانه» اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. حتی نام نمایش استعاره‌ای است از محل سکونت و نه چندان در رابطه با مفهوم جغرافیایی محیط‌زیست که به ذهن متبادر می‌شود. پس تعیین مالکیت خانه و تصاحب آن بیش از همبستگی خانوادگی اهمیت یافته و اولویت اصلی نادر، یوسف، احمد و شیرین می‌شود.

نگاهی به نمایش «بودن» به کارگردانی عاطفه تهرانی؛ بازمانده از معناشناسی «تن» 2 بهمن 1402
نگاهی به نمایش «بودن» به کارگردانی عاطفه تهرانی؛ بازمانده از معناشناسی «تن»

نگاهی به نمایش «بودن» به کارگردانی عاطفه تهرانی؛ بازمانده از معناشناسی «تن»

اگرچه تهرانی همواره در فضا در حرکت بوده و حتی در مواقعی مرز میان صحنه و تماشاگر را نیز می‌شکند و به مخاطب بسیار نزدیک می‌شود، اما حرکات او در فضا معلق و رها نیستند، بلکه شکسته و گویی در چارچوب طراحی شده‌اند. این تمرکز غالب تهرانی در کوریوگرافی بر بالاتنه و به گونه‌ای در چارچوب بودن از ویژگی حرکات موزون در سنت‌های شرقی است، اما طراحی حرکاتِ تهرانی را به لحاظ فرم نمی‌توان مشخصا به یک سنت شرقی خاص ارجاع داد. نمایش «بودن» باوجود فرم اجرایی خود و تمرکزش بر بدن و اجرای فرآیند تنایش در صحنه توسط یک زن، اگرچه از منظر سیاسی-  اجتماعی برای ما موضوعیت دارد، اما به پیروی از عنوان خود در سطحِ «بودن» باقی می‌ماند.

نگاهی به نمایش «تهران، پاریس، تهران» به کارگردانی سعید دشتی؛ توهم تسکین اندوه با انتقامی جنون‌آمیز 2 بهمن 1402
نگاهی به نمایش «تهران، پاریس، تهران» به کارگردانی سعید دشتی؛ توهم تسکین اندوه با انتقامی جنون‌آمیز

نگاهی به نمایش «تهران، پاریس، تهران» به کارگردانی سعید دشتی؛ توهم تسکین اندوه با انتقامی جنون‌آمیز

یک قطره‌ خون در نمایش ریخته نمی‌شود، اما توهم چاقو، تفنگ و نور قرمز، تصور ناقص مخاطبان را کامل می‌کند. درست است که ژرفای اندوه سهراب را پایانی نیست و کارگردان شخصیتی بسیار غم‌انگیز از او ارایه می‌دهد اما اگر گریه و شیون او از حد بگذرد، خطر تمسخر تماشاگر را به‌ دنبال خواهد داشت که کارگردان آن را با مهارتی که دارد کنترل می‌کند.

نقدی بر نمایش محیط زیست اثر رسول کاهانی؛ یک درام واقعی مبتنی بر رابطه 1 بهمن 1402
نقدی بر نمایش محیط زیست اثر رسول کاهانی؛ یک درام واقعی مبتنی بر رابطه

نقدی بر نمایش محیط زیست اثر رسول کاهانی؛ یک درام واقعی مبتنی بر رابطه

«محیط زیست» ماجرای جذابی دارد؛ خوب می‌تواند سرگرم کند و بخنداند؛ آهنگ روایی خوش‌ریتم و زیبایی دارد؛ بازیگرهای دوست‌داشتنی‌ای دارد که لحن غریب تعریف رنج با خنده را خوب بلدند و برای همین شما به‌واسطه‌ی مجموعه‌ی این رویدادهای دردناک که حول محور مرگ پدر روی می‌دهند، می‌خندید و درعین‌حال چیزی در وجودتان دارد رنج می‌برد که در پس مفاهیم ساده و شاید حتی تکرارشده‌ی «پدر» و «خانه» و «اختلاف فرزندان» و… پنهان شده است.

درباره نمایش «کشتی نوح» با کارگردانی امیرعلی تقی‌زاده؛ عشاق مغروق جهان 30 دی 1402
درباره نمایش «کشتی نوح» با کارگردانی امیرعلی تقی‌زاده؛ عشاق مغروق جهان

درباره نمایش «کشتی نوح» با کارگردانی امیرعلی تقی‌زاده؛ عشاق مغروق جهان

وضعیتی که در نمایش بازنمایی می‌شود کمابیش آشنا است: فیلمی به نام «کشتی نوح» در حال ساخته شدن است و عده‌ای از عوامل پشت صحنه و نه چندان قدر دیده سینما، تلاش دارند از این فرصت استثنایی استفاده کرده و در صورت موافقت کارگردان، به روی صحنه بیایند و با حضور بر عرشه کشتی، نقشی هر چند کوچک مقابل دوربین فیلمبرداری بازی کنند.

درباره نمایش وقتی آنقدری که باید همدیگر را زجر داده ایم؛ دیالکتیک بدن و تصویر 24 دی 1402
درباره نمایش وقتی آنقدری که باید همدیگر را زجر داده ایم؛ دیالکتیک بدن و تصویر

درباره نمایش وقتی آنقدری که باید همدیگر را زجر داده ایم؛ دیالکتیک بدن و تصویر

نمایش «وقتی آن قدری که باید هم را زجر داده‌ایم» تجربه‌ای جسورانه از کارگردانی است که بیش از این نشان داده به ریتم‌های کند و فضاهای کنترل‌شده از نظر احساسی گرایش دارد. حال این استراتژی کنار گذاشته شده و شکل تازه‌ای از سیاست بازنمایی به کار گرفته شده که مبتنی است بر دیالکتیک بدن و تصویر.

درباره نمایش «معبد اقیانوس»؛ تلفیقی از ژانرهای مختلف 24 دی 1402
درباره نمایش «معبد اقیانوس»؛ تلفیقی از ژانرهای مختلف

درباره نمایش «معبد اقیانوس»؛ تلفیقی از ژانرهای مختلف

می‌توان نمایش «معبد اقیانوس» را تجربه‌ای قابل اعتنا در به صحنه آوردن تئاتری دانست که می‌خواهد تلفیقی باشد از ژانرهای مختلف. این نمایش درواقع راهی تازه گشوده اما تا رسیدن به مقصد مسیر طولانی در پیش دارد.