25 اردیبهشت 1403
از یاد نبریم که در اصطلاحات حقوقی عبارت «کان لم یکن» به باطل شدن یک قرارداد مابین طرفین معامله اطلاق میشود که شرایط صحت عقد قرارداد به طور کامل در آن رعایت نشده و مستوجب ضرر و زیان یکی از طرفین شود. فرآیندی که بروکراسی مخصوص خود را دارد و این روزها به کرات در گوشه و کنار کشور قابل مشاهده است.
25 اردیبهشت 1403
خارج از پیام های تامل بر انگیز نمایش،تبلیغ و پروپاگاندای تئاتر یا همان حواشی اش از متن بیشتر بود.دکور و طراحی صحنه به حدی بد بود که مخاطب را سردرگم می کرد.گذاشتن یک میز طویل که در هر دو سویش بازیگران نشسته اند ،گردن تماشاگر را اذیت می کرد.اگر نمایش به سه بخش تقسیم شود بخش پایانی آن ها دراماتیک وحوصله سر بر بود.
24 اردیبهشت 1403
«نظام ابنعربی» تقلا و تمنایی است درخور توجه که هنوز فرم غایی خویش را نیافته است و همچون امری گشوده، به میراث گذشته مینگرد حتی اگر زیر بار گران تاریخ در حال لهشدن باشد.
21 اردیبهشت 1403
کارگردانی نمایش «امشب به صرف بورش و خون» را قدمی رو به جلو برای صابر ابر دانست. بعد از کارگردانی نمایش «همان چهار دقیقه» که فضایی ذهنی و اکسپرسیونیستی در دل ظلمات هولناک دریای سیاه داشت و گاهی بیش از اندازه تفسیری و معناگریز میشد و از نمایشنامه نغمه ثمینی فاصله نالازم میگرفت و صدالبته کارگردانی نمایش «پرتقالهای کال» در سال 1395 که قتل نویسندگان و روشنفکران ایرانی در پاریس را به یک امر جنایی و بازیگوشانه تقلیل میداد، اینبار با اجرایی جمعوجورتر روبهرو هستیم که چندان نمیخواهد جاهطلب باشد.
21 اردیبهشت 1403
«و تو هم برنگشتی» یک فرم تازه تئاتری پیشنهاد نمیدهد اما این امکان را فراهم میکند که بار دیگر یک شاعر مقابل حضار بایستد و شعرخوانی کند و خاطره بسازد. مواجهه با «و تو هم برنگشتی» بر این سیاق است که تماشایی و لذتبخش است.
21 اردیبهشت 1403
نمایش «مجلس توبهنامهنویسی اسماعیل بزاز»، به نویسندگی حسین کیانی و کارگردانی کارن کیانی نمایشی مونولوگ است که به درونیات سرکوبشده کاراکتر «اسماعیل بزاز» (با بازی بهروز پناهنده) که از بازیگران (دلقکهای) دوره ناصرالدینشاه است، میپردازد.
19 اردیبهشت 1403
جریانی در دههی ۱۳۸۰ باعنوان «بازخوانی» در ایران شکل گرفت که میتوان آن را جریان «بازتفسیر» نیز نامید که بخشی از جریان دیکانستراکشن یا واسازی میشود؛ البته روش این هنرمندان پیشرو بیشتر «غلطخوانی» تعمدی بود. روش مذکور، بهنوعی در همکاری یک کارگردان اجرامحور و یک دراماتورژ تولید، شکل میگیرد.
16 اردیبهشت 1403
نمایش «پس از»، دنیای مردانه و زنانهاش را با سوئیچکردن مدام دو بازیگر مرد (با بازی پیمان محسنی) و زن (با بازی شیدا پهلوان) از نقشی به نقشی دیگر ترسیم و بهنوعی همسان و متشابه کرده است و درواقع با این اقدام خواسته است که تماشاگر از منظر کاراکتر «نشان» به تمام زنها و مردها به چشم یکسان بنگرد و تصاویر مخدوش مرور شده در خیال او را بهصورت یک سلسلهچیدمان تقلیدی از رفتارهای کپیشده تماشا کند.
13 اردیبهشت 1403
تقابل آدمیان و جنیان در موزهای که به زندگی امیرکبیر در حمام فین کاشان میپردازد به واقع تماشایی است و در ادامه به همکاری مابین آنان بدل شده و این امکان را فراهم میکند که به میانجی هنر نمایش، وقایع تاریخی حمام فین کاشان از نو روایت شده و از تلخیاش تا اندازهای کاسته شود. نکته مهم نمایشنامه «فین جین» تلفیق درام مدرن اروپایی با شیوه نمایش ایرانی است.
10 اردیبهشت 1403
پرسش من از شکرخدا این است؛ چرا با توجه به اندازههای حیرتآور ادیبانهای که من در او سراغ دارم، نکوشیده تا دستکم کتاب چهار جلدی شاهنامه به زبان نثر اثر ایرج گلسرخی را بخواند و داستان بیژن و منیژه را دستکم از این کتاب استخراج کند و با این کار اولین گام را در راه پژوهیدن صحنهای شاهنامه بردارد؟
10 اردیبهشت 1403
محمد چرمشیر در بازخوانی از نمایشنامه سه خواهر چخوف، با حذف شخصیتهای مرد، این امکان را مهیا کرده تا عاملیت سه خواهر یا همان شخصیتهای اُلگا، ماشا و ایرینا به میانجی صدا و بدن زنانه، شدت یابد. اما این عاملیت زنانه، مدام از طریق حضور راوی و گفتار سوپر ایگوییاش، حد خورده و به انقیاد کشیده میشود.
10 اردیبهشت 1403
ازهترین اجرای نمایشنامه «شایعات» به کارگردانی میکاییل شهرستانی، این نوید را میدهد که هنوز میتوان به بازیگران جوان و مشتاق و مستعد تئاتر اعتماد کرد و صحنه را به آنها سپرد تا با بازیهای طنازانه و خلاقانه خود، تماشاگران کمحوصله امروز هنرهای نمایشی را شگفتزده کنند و به وجد بیاورند.
10 اردیبهشت 1403
درنهایت ساسان شکوریان درآمیزش افسانه و روحوضی یک فضای به نسبت جادویی رامیآفریند که بیانگر یک اجرای تاثیرگذاراست وچهبسا این خود یک حرکت است برای آفرینشهای پس ازاین که آوردههای بهتری را به فضای تئاتر ملی ما بیفزاید.
9 اردیبهشت 1403
میتوان نمایش «روزمرگی» را بازتولید یک شیوه اجرایی استاندارد دانست که نمیخواهد بیش از اندازه خطر کند و قدم به راههای نامکشوف بگذارد. اجرایی که نهچندان سرد است، نه چندان گرم؛ بلکه ولرم است و کموبیش محافظهکار. این قضیه در طراحی صحنه کمینهگرایانه اجرا و آن فرمهای مواج سفیدرنگ دیوارشکل مجزا از هم نیز مشاهده میشود.
9 اردیبهشت 1403
نمایش اسب قاتلین را میتوان یک اجرای جسورانه از بچههای شیراز دانست که نمیخواهد شبیه اغلب تئاترهای بدنه باشد اما برای ایجاد تفارق و تفاوت به بیش از اینها احتیاج است. کمی چاشنی سکوت و این وسوسه را کنار گذاشتن که میباید با اغراق کردن حداکثری به سرحدات یک اجرا نقب زد.
4 اردیبهشت 1403
این نمایش میخواهد اخلاقیات شهروندان طبقه متوسط را نشان دهد اما بیش از اندازه در جهان شخصی خود باقی میماند.
2 اردیبهشت 1403
نمایش «سه خواهر»، به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی نگین ضیایی که اثری اقتباسی از «سه خواهر» چخوف محسوب میگردد، در پی چارهجویی این مسئله است که به آنچه بیواسطه مشاهده و دیده میشود تا چه اندازه میتوان اعتماد و آن را تفسیر به رأی داشت.
29 فروردین 1403
نمایش «سَنتِز»، به نویسندگی و کارگردانی علی اخوان، نمایشی است بیاتکا به دیالوگ که عنصر پیشبرنده در آن، موقعیتهای بهوجودآمده طی آن است. نمایشی که قصد دارد فارغ از گفتار و کلام، شخصیتهای نمایشیاش را در سکوت محض رویداده بین آنها پردازش کند، اما آن چیزی که نقطهعطف در انتخاب بدون دیالوگ این نمایش محسوب میشود، دیالکتیک حادثشده بین کاراکترهاست که ساختار مباحثهای و مناظرهای در قالب زبان به خود نمیگیرد.
27 فروردین 1403
تئاتر محل گفتوگو است و علیه جامعه تکصدایی. بیشک تئاتر تعاملی اگر به استلزامات واقعی تعامل و گفتوگو وفادار باشد، میتواند در این مسیر راهی هر چند کوچک به رهایی و رستگاری بگشاید، اما نکته اینجاست که تئاتر نمیتواند فقط کارکردگرایانه باشد و باید به زیباشناسی صحنه به مثابه یک ضرورت نگاه کند. بدون داشتن یک نظام پیشروی زیباشناسانه، تقلیل دادن یک اجرا به پدیدهای کاربردی میتواند محافظهکارانه باشد.
27 فروردین 1403
شاید بهتر باشد که بگوییم نمایش توافقنامه یک نمایش در نمایش است. نمایش اول برخوردهای دو دوست با یکدیگر که کم و زیادش طی اجرا حس میشود و از سوی دیگر رجعت دوباره در انتهای نمایش به ابتدای آن است. اینجاست که روشن میشود نمایش در نمایش چگونه با نازکای خیال نویسنده درهم آمیخته میگردد و با نگاهی سلطهپذیر و ملموس از سطح رویینه کار به انتهای آن نقبی به نور زده میشود.
25 فروردین 1403
در این نمایش، دستگاه سانسور به همان اندازه در عدم تحقق و امکان، نقش دارد که دوستان کم خرد اطراف کارگردان. و حتی شاید ناتوانی خود کارگردان. میثم عبدی و گروهش، بار مسئولیت را یک جا بر دوش یک نهاد نمی اندازد. سنگینی این بار، بر دوش همه ی جامعه است.
20 فروردین 1403
بیشک یکی از مواجهات خلاقانه با تاریخ رسمی جهان و انضمامیکردن آن، روایتگری افراد از زندگی روزمره خویش و بهنوعی بیانپذیر کردن تجربههای شخصی و تاریخهای خانوادگی است. از دل این رویکرد میتوان هژمونی تاریخ رسمی را شکست و با میدان دادن به روایتهای شخصی، بهجای «تاریخ» از «تاریخها» گفت. کاری که دلارام موسوی و سروین کیانی، به میانجی نمایشنامه «نقش هیتلر در آلبوم خانوادگی» میخواهند، انجام دهند.
18 فروردین 1403
موفقیت «هیدن» میتواند برای گروه بزرگی از آرزومندان کارگردانی تئاتر به مثابه ویروس عمل کند. نمایشی که بیمتن مرسوم ظاهری متنمدار دارد و دامی است برای عشاق میانبر.
24 اسفند 1402
برگ برنده «مَثلِث» در این نکته است که موقعیت نه چندان استعلایی خویش را از طریق بازخوانی متون شکسپیری به سیاست و اجتماع گره زده و اراده معطوف به قدرت را حتی در مناسبات میان اشیا به نمایش گذاشته است
24 اسفند 1402
اگرچه که تئاتر حاصل خود بر اساس رمان «مأمور مرگهای غیراتفاقی» به قلم حسام حیدری بنا شده و کمدی حاصل در خلال حیرتانگیزش تلاش میکند تا علاوه بر خنده گرفتن از مخاطبانش آنها را به عمق معنایی نیز به پیش ببرد اما تمام اینها اتفاقاتی است که در متن نمایش افتاده و در اجرا و در بخش کارگردانی صحنهها مانند قطعاتی از پازل به درستی در کنار هم نمینشینند و به تجانس ایجابی دست نمیزند.
23 اسفند 1402
حسن جودکی در نمایش ژیلت به نسبت اجرای «بیوه سیاه، بیوه سفید» چند گام جلوتر آمده و توانسته به لحاظ کارگردانی به نسبت موفق عمل کند. نزدیک شدن به فضای کمدی سیاه سیاسی، کار دشواری است که جودکی تلاش کرده با خلق یک رئالیسم انتزاعی آن را به سرانجام رساند.
23 اسفند 1402
«فین جین» از معدود آثار نمایشی زمان خود است که به درستی از موسیقی بهره میبرد. به این معنا که موسیقی در آن به عنصری که خلأهای نمایشی را پر کرده یا به زور حسهای مشخصی را از بیرون به تماشاگر حقنه کند، تقلیل نیافته بلکه خود به شخصیتی کلیدی و غیرقابل حذف تبدیل میشود که از همان بدو ورود به فضاسازی و تعامل با تماشاگر میپردازد.
20 اسفند 1402
«سیاه خال» اگرچه شروعی خیره کننده دارد اما به مرور در صحنههای میانی خودش را از تب و تاب میاندازد و به نوعی از ریتم افتادگی به دلیل طولانی شدن برخی صحنهها دچار میشود. شاید کوتاه شدن نمایش به میزان ده دقیقه به نسبت سادگی و عدم پیچیدگی موجود در داستان میتوانست بر قدرت صحنه و انسجام بیشتر ضربآهنگ آن کمک کند.
17 اسفند 1402
نمایش «مافیای روباها» در یک فضای آستانهای ایستاده و تمنای سینمایی کردن تئاتر و یا تئاتری کردن سینما را دارد. این تقلای جذاب و کمابیش ناممکن قرار است به میانجی یکی از خاطرهانگیزترین فیلمهای تاریخ سینما به محک تجربه درآید. نتیجه این ماجراجویی، صد البته اجرایی است که بیش از آنکه بر «تئاتربودگی» خود تاکید کند و در پی اتصال با امر تئاتریکالیته باشد، میل آن دارد بار دیگر سینمای تارانتینو را با دستور زبان تازهای بر صحنه تئاتر بازآفرینی کند.
12 اسفند 1402
از معدود کارهای ایرانیست که دیدهام و ویدئو بخشی از اجرای آنست و به آن وصله و تحمیل نشده. اینجا ویدئو و گرافیک و صوت و موسیقی خودِ فضاست. دارد جهانی را روایت میکند که شکل و صدای رابطهای احساسی را دارد اما بدون این مولفهها دیده و شنیده نمیشد.
12 اسفند 1402
نمایش «ما هم مردمی، بودیم» فضای تازهای است که با نویسندهای چون امین ابراهیمی طی شده و بر شکاف مرکز و پیرامون اشاره دارد و توسعهنیافتگی خطرناک در ایران امروز را گوشزد میکند. با آنکه اجرا مسئلهمند است و آسیبهای اجتماعی را طرح میکند اما به لحاظ سیاست بازنمایی چندان به نقش ساختارهای موجود نظم نمادین نمیپردازد.
9 اسفند 1402
علیرضا اخوان، فرزند تئاتر دانشگاهی است و پروژه «سنتز» نشان میدهد که همچنان برای این کارگردان جوان، تئاتر تجربی و اندیشهمحور، اهمیت فراوان دارد و پرداختن به اجرایی چون «سنتز یکم و دوم»، نه یک انتخاب بازیگوشانه پسامدرن که ازقضا یک ضرورت استراتژیک اجرایی و پژوهشی است اما همچنان جایگاه اصلی اجراهایی چون «سنتز یکم و دوم»، فضای آکادمیک است تا امکان گفتوگو با سنتهای تاریخی تئاتر تجربی فراهم باشد.
9 اسفند 1402
نمایش زلر در بطن خود از دیالکتیک بین دروغ و حقیقت به مفهوم زندگی آدمی میرسد. اگر یکی از این دو را تز و دیگری را آنتیتز در نظر بگیریم از برخورد آنها هرجومرجی شکل میگیرد که قابل تحمل نیست. شاید مخاطب تصور کند که پیشنهاد زلر فرستادن آشغالهای زندگی یا همان دروغها زیر فرش است، اما برای او شخصیتهایش بیش از هر چیزی اهمیت دارند؛ آنها انسانهایی معمولی هستند با تمام نقاط ضعف و قوتش. این بخش از ماجرا هم در اجرای روی صحنه قابل شناسایی است؛ چراکه در پایان، مخاطب از هیچ شخصیتی متنفر نمیشود و خود را همراه و همدم هر چهار نقش میداند.
9 اسفند 1402
«شکافتن کام ماهی» در عینیت بخشی «عبارت کلامی» خود به «ایماژی بصری» در ذهن مخاطب در لابلای مباحثات بیهدف که به مشاجرات و میدانی از تشنج و زد و خورد رنگ باخته تبدیل میشود.
9 اسفند 1402
در نمایش «تهران پاریس تهران» با سه روایت مواجه هستیم، بنابراین با سه دنیای روایت شده یعنی دنیای سارا، دنیای سهراب و دنیای روانشناس نیز روبهروییم. دنیای روایت شده توسط نویسنده انتزاعی بدون آنکه متعلق به این دنیا باشد، خلق و از طریق راوی با مخاطب پیوند داده میشود. بنابراین مخاطب در فرآیند این اجرا با سه راوی مواجه و رابطه میان او با هر سه یک رابطه دیالکتیک است. پس چگونگی روایت توسط راوی و درگیر کردن مخاطب یعنی وقوع تئاتریکالیته در این رابطه از اهمیت بسیار برخوردار است.
3 اسفند 1402
ابراهیم پشتکوهی در این اجرا توانسته یک فضای کمدی خلق کند که میخنداند و چندان هم نمیخواهد عمیق و فاخر در نظر آید. اما این اجرا بیشک بدون حضور بازیگران توانایی چون اتابک نادری، گاتا عابدی، مرضیه صدرایی و...ناممکن بود. یک گروه همدل که توانستهاند از نظر سیاسی بیضرر باشند، اما از نظر تئاتری مفید جلوه کنند.
2 اسفند 1402
روزی روزگاری سمنگان، می تواند با پررنگ کردن برخی از مولفهها و ظرفیت های باقوهاش، از گرفتار شدن در دام نوستالژی بیش از این رها شود. انتظار می رود خرده روایت ها همسوتر باشند تا در اندام اثر یکپارچگی بیشتری ایجاد کند.
2 بهمن 1402
کاهانی نشان میدهد در زمانهای که اقتصاد گرفتار رکود است و بورژوازی مستغلات همه چیز را بلعیده، مفهوم «سکونت» و بالطبع «خانه» اهمیت ویژهای مییابد. حتی نام نمایش استعارهای است از محل سکونت و نه چندان در رابطه با مفهوم جغرافیایی محیطزیست که به ذهن متبادر میشود. پس تعیین مالکیت خانه و تصاحب آن بیش از همبستگی خانوادگی اهمیت یافته و اولویت اصلی نادر، یوسف، احمد و شیرین میشود.
2 بهمن 1402
اگرچه تهرانی همواره در فضا در حرکت بوده و حتی در مواقعی مرز میان صحنه و تماشاگر را نیز میشکند و به مخاطب بسیار نزدیک میشود، اما حرکات او در فضا معلق و رها نیستند، بلکه شکسته و گویی در چارچوب طراحی شدهاند. این تمرکز غالب تهرانی در کوریوگرافی بر بالاتنه و به گونهای در چارچوب بودن از ویژگی حرکات موزون در سنتهای شرقی است، اما طراحی حرکاتِ تهرانی را به لحاظ فرم نمیتوان مشخصا به یک سنت شرقی خاص ارجاع داد. نمایش «بودن» باوجود فرم اجرایی خود و تمرکزش بر بدن و اجرای فرآیند تنایش در صحنه توسط یک زن، اگرچه از منظر سیاسی- اجتماعی برای ما موضوعیت دارد، اما به پیروی از عنوان خود در سطحِ «بودن» باقی میماند.
2 بهمن 1402
یک قطره خون در نمایش ریخته نمیشود، اما توهم چاقو، تفنگ و نور قرمز، تصور ناقص مخاطبان را کامل میکند. درست است که ژرفای اندوه سهراب را پایانی نیست و کارگردان شخصیتی بسیار غمانگیز از او ارایه میدهد اما اگر گریه و شیون او از حد بگذرد، خطر تمسخر تماشاگر را به دنبال خواهد داشت که کارگردان آن را با مهارتی که دارد کنترل میکند.
1 بهمن 1402
«محیط زیست» ماجرای جذابی دارد؛ خوب میتواند سرگرم کند و بخنداند؛ آهنگ روایی خوشریتم و زیبایی دارد؛ بازیگرهای دوستداشتنیای دارد که لحن غریب تعریف رنج با خنده را خوب بلدند و برای همین شما بهواسطهی مجموعهی این رویدادهای دردناک که حول محور مرگ پدر روی میدهند، میخندید و درعینحال چیزی در وجودتان دارد رنج میبرد که در پس مفاهیم ساده و شاید حتی تکرارشدهی «پدر» و «خانه» و «اختلاف فرزندان» و… پنهان شده است.
30 دی 1402
وضعیتی که در نمایش بازنمایی میشود کمابیش آشنا است: فیلمی به نام «کشتی نوح» در حال ساخته شدن است و عدهای از عوامل پشت صحنه و نه چندان قدر دیده سینما، تلاش دارند از این فرصت استثنایی استفاده کرده و در صورت موافقت کارگردان، به روی صحنه بیایند و با حضور بر عرشه کشتی، نقشی هر چند کوچک مقابل دوربین فیلمبرداری بازی کنند.
24 دی 1402
نمایش «وقتی آن قدری که باید هم را زجر دادهایم» تجربهای جسورانه از کارگردانی است که بیش از این نشان داده به ریتمهای کند و فضاهای کنترلشده از نظر احساسی گرایش دارد. حال این استراتژی کنار گذاشته شده و شکل تازهای از سیاست بازنمایی به کار گرفته شده که مبتنی است بر دیالکتیک بدن و تصویر.
24 دی 1402
میتوان نمایش «معبد اقیانوس» را تجربهای قابل اعتنا در به صحنه آوردن تئاتری دانست که میخواهد تلفیقی باشد از ژانرهای مختلف. این نمایش درواقع راهی تازه گشوده اما تا رسیدن به مقصد مسیر طولانی در پیش دارد.
20 دی 1402
اگرچه متن میرباقری را نمیتوان بهطور قطع در چارچوب نمایشنامههای مستند قرار داد، اما محسنی یکی از فرمهای تئاتر مستند یعنی «تئاتر دادگاهی» را برای اجرای این متن برگزیده است و از همان ابتدا قبل از شروع روایتها به اطلاع تماشاگر میرساند که او در طول فرآیند اجرا در جایگاه هیات منصفه به تماشا نشسته است.
16 دی 1402
میتوان نمایش «معبد اقیانوس» را تجربهای قابل اعتنا در به صحنه آوردن تئاتری دانست که میخواهد تلفیقی باشد از ژانرهای مختلف. این نمایش درواقع راهی تازه گشوده اما تا رسیدن به مقصد مسیر طولانی در پیش دارد.
14 دی 1402
بالاخص وقتی مسیر بیانی مسدود میشود، دیالکتیک در حرکت اعضای بدن نقش میبندد تا اجراگر بتواند روایتش را به منصه ظهور برساند. به بیانی ساده، نمود زبانی بر پیکره و حرکات اجراگر فونداسیون اثر را تضمین میکند. گونهای از تئاتر فیزیکال که نمایش خود را از سوژهی کانونیاش مستمسک میداند. در این بستر آن چه مهم مینماید ارتباط مخاطبان با اجرای پیش رو است، اتفاقی که مسئولیتش به عهده کارگردان اثر است که در این مجال اجراگر و کارگردان استثناً یکی هستند و قاعدتاً این رویه، کنترل اوضاع را برای او سخت میکند.
11 دی 1402
فرهاد تجویدی در این سالها خود را از وسوسه تولید نمایشهای تازه در امان نگه داشته و مومنانه بر بازتولید نمایش «من» پافشاری کرده است. بنابراین به جای حرفهای تازه، همان گفتهشدههای قدیمی نمایش «من» را بار دیگر بر صحنه بیان کرده و از یاد نمیبرد که میتوان مقهور مدهای زودگذر زمانه نشد و بر چند ایده ثابت، اما مهم تکیه کرد.
9 دی 1402
فضای ناتورالیستی نمایش «ظلمآباد» که این شبها در سالن 3 پردیس شهرزاد در حال اجرا شدن است میل آن دارد که «زیست ویران» فرودستان جامعه را به ویرانترین شکل ممکن بازنمایی کند. البته کامران اقتداری در جایگاه نویسنده و کارگردان، به تمامی مقهور این فضای ناتورالیستی نمیشود و به تناوب دقایقی از روایت را بر مدار کابوس و رویای شخصیت اصلی نمایش با بازی خوب حسین کشفیاصل قرار میدهد.
5 دی 1402
در این مهمانی شبانه همهچیز بر مدار گفتوگو در رابطه با روابط فردی، مرور خاطرات نوستالژیک گذشته و همراهی با روح نئولیبرال زمانه شکل مییابد. حتی وقتی از دانشگاه تهران و دوران دانشجویی صحبت به میان میآید اشارهای هر چند کوچک به انبوه تنشهای سیاسی آن سالها نمیشود. از این باب با فضایی سترون از نظر تاریخی روبهرو هستیم که به هیچ عنوان نمیخواهد رابطه تنشآلود عاملیت و ساختار یا همان فرد و اجتماع را که در آن زندگی میکند افشا کند.