4 آذر 1402
بسیاری از کارگردانان امروز، نمیدانند که در فضای تئاتر خصوصی ایران که هیچشباهتی به تئاترهای نرمال اروپایی ندارد، ارائهی یک اجرای قصهگوی قدرتمند، چقدر مهم است؛ زیرا چنین اجرایی میتواند مخاطبان را راضی کند؛ ولی مجید عراقی و عمادالدین رجبلو بهخوبی از این آزمون بیرون میآیند. اجرای دشمن خدا مثل بیشتر اجراهای ایرانی، اجرایی آماتور است؛ زیرا ما نه تئاتر جریان اصلی داریم و نه یک اقتصاد مردمی شفاف؛ اما آنها با درک درست از مخاطبشناسی در این روزهای سخت و با انتخاب پارادایم سرگرمکننده/نمایشی، و همچنین با ترکیب ژانرهای درام معمایی و کمدی رفتاری و کلامی، توانستهاند مخاطب را در سالن نگه دارند.
29 آبان 1402
میتوان نمایش عروسكی «مامان» را اتفاقی مبارك از یك گروه همدل و بیحاشیه دانست كه با شیوه نمایش عروسكی و اجرایی خلاق و بهاندازه، بار دیگر رابطه والدین و فرزندان را برای جامعه مطرح كند.
27 آبان 1402
گاهی بعضی از مباحث پیرامون کیفیت اجراها به صفحات مجازی کشانده شده و معیار کیفیت آثار شده است. از دل این مکانیسم پوپولیستی اما در ظاهر دموکراتیک، نهاد نقد تئاتر به محاق رفته و دیگر تاثیر خاصی بر کیفیت آثار ندارد. در نتیجه معیارها به شدت شخصی و از جهاتی بدون چارچوب نظری و زیباشناسانه شده است. آسیب این مسئله گریبان تئاتر را خواهد گرفت و به تودهای شدن هر چه بیشتر تولیدات تئاتری منجر خواهد شد.
23 آبان 1402
در نهایت میتوان نمایش «سیزده بهدر» را ادامه یافتن درام اجتماعی ایرانی دانست. شاید به لحاظ فرمال این نمایش پیشنهاد تازهای برای تئاتر ما نداشته باشد اما توانسته فرمهای گذشته را به خوبی بازتولید کند. از یاد نبریم که این اجرا برای نقد اجتماعی رادیکالتر به وضعیت میبایست واجد نظریه پیشروتری باشد. برای این منظور تحقیق در باب بازتولید اجتماعی نیروی کار، ساخت فضای اجتماعی و همچنین مطالعه در باب اقتصاد سیاسی زمین شهری، ضرورت مییابد و میتواند به یاری نویسنده و گروه اجرایی بیاید.
18 آبان 1402
طبقه متوسط شهری نشان داده حاضر است برای علایق و سلایق خویش هزینه کند و سالنهای چند صد نفری تئاتر را با بلیتهای گرانقیمت پر کند. دیگر خبری از شعار «تئاتر برای همه» شنیده نمیشود و فیالواقع معیار اصلی گروهها و مدیران تئاتری «فروش» است.
15 آبان 1402
افشاریان ترجیح داده بعضی قسمتهای استراتژیک نمایشنامه ویسنییک را کنار گذاشته و بیشتر بر گفتوگوهای کیت و دورا تمرکز کند. فیالمثل صحنه بیستم که قبل از این توضیح داده شد به کل حذف شده و در نتیجه بر دو چیز تاثیر مستقیم گذاشته است: اولی مربوط است به تخیل فضاسازانهای که دورا هنگام بازنمایی مردسالاری نژادهای مختلف منطقه بالکان بیان میکند آنهم با فرو رفتن در نقش هر کدام از مردهای صرب، بوسنایی و کروات، دومین تاثیر مربوط است به فاصله گرفتن متن افشاریان از سیاست نوشتاری ویسنییک در نفی کردن «ایدئولوژی قربانیسازی» تمدن غرب در رابطه با زنان هتک حرمتشدهای چون دورا.
13 آبان 1402
همچنان تعداد اجراهای تئاتری که در سالنهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی کلانشهر تهران این شبها بر صحنه آمده موجب شگفتی ناظران است. در غیاب تماشاگران پرتعداد، چرایی این حجم از اجراهای هر روزه با توجه به اقتصاد نحیف تئاتر، مقدمهای است چالشبرانگیز برای پژوهشگران در باب میل همگانی برای حضور در صحنه.
10 آبان 1402
نور تعریف و کارکرد مشخصی در این اجرا ندارد و کارگردان از ظرفیت بصری آن به راحتی گذشته است. پردههای سفید حریر ارگانزا که دورتادور سالن را در برگرفته به طراحی صحنه و ظرفیتهای اجرا کمک شایانی نمیکند و میتوان بود و نبودش را یکسان در نظر گرفت. طراحی لباس و چهره پردازی ساده و بیاثر است و در کل امضای کیومرث مرادی به عنوان کارگردانی پرکار و با تجربه پای کار نیست و این باعث تعجب من میشود.
4 آبان 1402
اجرای الیکا عبدالرزاقی از نمایشنامه هملت شکسپیر با هنرجویانی جوان، خلاقانه و تماشایی است. دراماتورژی پارودیک این اجرا به فضایی مفرح و جسورانه میدان داده که هملت را از عبوس بودن و جدیت بیش از اندازه بعضی خوانشهای معاصر وطنی دور کرده است
29 مهر 1402
اجرای ملاقات بانوی سالخورده که به نوعی از دل تئاتر دانشگاهی دامغان زاده شده، با تمامی فراز و فرودهایش، با تمامی آماتوریسم و استرسهای بازیگران جوانش هنگام نقشآفرینی، بیشک امیدبخش است و تماشایی. حتی اگر در مقایسه با اجرای استاد سمندریان حرف زیادی برای گفتن نداشته باشد. بازیگران جوان و پرانگیزه این نمایش کمادعا که از راههای دور و نزدیک ایران به مرکز تئاتر کشور آمده و تمنای به صحنه آوردن نمایشنامهای دشوار اما مفرح را دارند.
25 مهر 1402
در انتظار گودو یک نمایشنامهي مهم است. حالا پرسش این است که آیا این اثر، مهمتر از آن چیزی است که دستاوردهایش نشان میدهد؟ این نمایشنامه برای من نه با نیروی مکاشفه و نه با عظمتی مطلق تمام شد. صدای آقای بکت جالب است؛ اما آن را کاملاً فردی نمیدانم، زیرا کاملاً هم جدید به نظر نمیرسد. مطمئناً اگر کسی از این واقعیت به طرزی ناعادلانه سوءاستفاده کند، میگوید که آقای بکت، تحت تأثیر جویس است.
25 مهر 1402
ترافیک اجراهای مختلف در تئاتر پایتخت کشور کمابیش با حضور خیل جوانان مشتاق و گاهی نابلد در این عرصه، امکانپذیر شده است. این شبها و در آغاز پاییز نه چندان سرد و پربارش، سالنهای تئاتر میزبان نسل جدید تئاتریهای است که بعضی از آنان تحصیلات مرتبط با هنرهای نمایشی نداشته و از سر حادثه، ماجراجویی و یا شاید کنجکاوی، گذرشان به وادی تئاتر افتاده و یحتمل مثل تمام این سالها، بعد از یکی دو اجرای ناموفق، عطای تئاتر را به لقایش بخشیده و برای همیشه از این اقلیم ناپدید خواهند شد
18 مهر 1402
به لحاظ اجرایی، نمایش «شقامک» فاقد پیچیدگیهای روایی و فرمالیستی است. سیاست اجرا ترجیح دارد با زبانی روشن و روایتی سرراست، جهان خود را بسازد و از دیرفهمی نالازم بعضی آثار تجربی پرهیز کند. بنابراین بازیها روان و اغلب باورپذیر است و در خدمت منطق درونی روایت.
15 مهر 1402
نمایش محاکات قبر به مانند خود فرزاد امینی، عزلتنشین است. جهانی که بر صحنه آورده کمابیش مرزهای محافظتشدهای را بر گرد خویش ترسیم کرده تا آسیب چندانی از هجوم نیروهای مهاجم ناشناس نبیند. این اختلاف فاز و نابهنگامی با تئاتر این روزهای ما، گاهی تماشایی است و گاهی پسزننده. تماشاگر عجول طبقهمتوسطی این روزها، چندان حوصله ندارد ذهن خود را درگیر آثار پیچیدهای کند که فهمناپذیر مینمایند.
11 مهر 1402
«آنتیگون» به روایت محمدرضا آگاه امر سیاســی را در فراپردهای شبه پســت دراماتیک کشانده است تا اثرش در پایانبندی از منظر کارکرد درونی بیآنکه خواسته باشد به »اهانت به تماشاگر/پیتر هاندکه« اتریشی، نمایشنامهنویس وُنووِلیست آوانگارد معاصر شبیه شده باشد؛ بهواقع پرولوگ (پیشدرآمد) بلند هاندکهای در فراینــدی آلترناتیو جایش را بهِاپیلوگی(مؤخره) کوتــاه در نمایش پیشروی داده است.
11 مهر 1402
فضای انتزاعی نمایش «کسی برای یک گوریل غمگین کاری نمیکند»، یادآور انبوه آثاری است که تلاش دارند یک جهان اتمیزه و فاقد چشمانداز روشن را بازنمایی کنند. مجید شکری در مقام نویسنده، بازیگر و کارگردان، در نمایشی که این شبها در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر بر صحنه است، به یک سازمان عریض و طویل بروکراتیک میپردازد که وظیفهاش متحول کردن انسانهایی است که به هر دلیل به بنبست رسیده و دوست دارند زندگی خود را تغییر دهند و به اصطلاح متحول شوند.
3 مهر 1402
سوسمار جبلی روایت سادهای دارد و چندان پیچیدگی جهان مابعد جنگ جهانی دوم را بازتاب نمیدهد؛ بنابراین معناباختگیاش کمابیش اینجا و اکنونی و تقلیلگرایانه است. به هر حال بحرانهای تمدن غرب، به نسبت جهانی که جبلی ساخته، پیچیدگی بیشتری را نشان میدهد و از آن سادگی نمایش سوسمار فرسنگها فاصله دارد.
27 شهریور 1402
«بدل» میتوانست با کوتاهتر کردن روایتهایش و حذف برخی زواید که کمکی به پیرنگ اصلی نمیکند سبکتر و رهاتر خودش را به وجه تئاتریکالیته نزدیکتر کند و درام اصلی مدنظر نویسنده نیز به سرانجام قابل قبولی برسد. «بدل» در متن به نسبت کارگردانی قدری جلوتر نشان میدهد و میتوان اینگونه تصور کرد که «آهو امیرصمیمی» در اولین تجربه نویسندگی و کارگردانی صحنهاش به تئاتری قصهگو و تجربهمحور دست زده است.
27 شهریور 1402
«فریز مکبث فریز» که سازوکارش را بر پایه «خیانت»، آشکارا به کنشمندیهای بازیگرانش متصل میکند با مخاطبش قرار میگذارد تا اقتباسی از نمایشنامه «مکبث» شکسپیر را به گونهای پیشرو در روزگار پسا مدرنیته و سیاست زده عرضه کند. به تبع حصول آوانگارد صحنهای آکسسوارهایی چون تلفن همراه و ادوات دیجیتال پایشان را به اثر باز کرده و ما را در اتمسفری ملموس قرار میدهند. اما آیا چنین ادوات صحنهای در میان مینیمال صحنهای به کارکردی قابل قبول میرسند؟
16 شهریور 1402
«داوود زارع» در مقام کارگردان، مخاطبش را در فضایی تعاملی و البته تیپیکال قرار میدهد. اجرا در فضایی با میزانسنهای مینیمال و با حداقل طراحی صحنه و کمترین آکسسوار و البته با پخش ویدئو پروژکتورهای زنده، به سازوکار تعاملیاش صحه میگذارد و تماشاگر را با خودش همراه میکند. با این کمینهگرایی، کارگردان بهدنبال تأثیرپذیری از بازی بازیگران و دیالوگهای سازنده آنان برای تماشاگران نمایش خواهد بود.
16 شهریور 1402
نگاه براندازی نظام طبقاتی در «فریز مکبث، فریز» اگرچه متکی به فضای سرمایهداری نیست، ولیکن دیدگاه سیاسی نوین در آن مشهود است که حاضر است جام زهر را به هرکس بخوراند. چه این جام زهر به کاراکتر لیدی مک داف بهعنوان سمبل اندیشهورزی خورانده شود، چه به کاراکتر بَنکو بهعنوان نماد و دلالتی بر رفاقت و صمیمیت جاودانه، همهوهمه فرازهایی از حذف انسانیت در وادی آدمیان جنونزده و دیوانهشده میباشند.
12 شهریور 1402
با آنكه اجرا چندان به دام سانتیمانتالیسم نمیافتد اما زیاده از حد، مهندسی شده است و نه چندان گشوده به نابهنگامی و امر نامنتظر. كمال هاشمی بهتر است به خود اجازه دهد گاهی نه در مقام یك مهندس صحنه كه همچون یك تجربهگرا عمل كند. با تمام خبط و خطاهای احتمالی.
7 شهریور 1402
رویکرد پستدراماتیکی اجرا در استفاده از ویدیوها تا حدودی توانسته به لحاظ بصری، جذابیت تولید کند، اما در اغلب این ویدیوها، نمایی بسته از صورت اجراگران مشاهده میشود. اجرا هر زمان که از خودش فراتر رفته و به بیرون از خودش ارجاع داده، موفقتر عمل میکند. فیالمثل تصویر اسب سفیدی را که ایبسن در نمایشنامه روسمرسهُلم به آن اشاره میکند به یاد آوریم که در صحنههایی این اجرا به نمایش درمیآید و تخیل مخاطبان را گسترش میدهد.
6 شهریور 1402
اگرچه نویسنده روند خطی و کلیشهای روایت را به ساختار غیر خطی در متن نزدیک کرده اما با بهره مندیاش از فرایند تکگویی درونی از جنس جریان سیال ذهن، رویدادهای تصادفی کاراکترش را به شکلی شرحه شرحه شده به روایتی هدفمند تبدیل میکند.
2 شهریور 1402
این هفته به سه اجرایی میپردازیم که در سالنهای کوچک و حاشیهای شهر بر صحنه آمده و شاید در نگاه نخست، اتفاق چندان ویژه هنری محسوب نشوند. اما قسمتی از فعالیت تئاتری کلانشهری مثل تهران را این قبیل نمایشها نمایندگی میکنند و اغلب در هیاهوی گروههای حرفهای و پرفروش، از یادها رفته و به فراموشی سپرده میشوند.
8 مرداد 1402
به گفته رئیس کانون ملی منتقدان تئاتر ایران در صورت موافقت کمیتهی سمینارها و کارگاههای آموزشی کانون جهانی گواهی پایاندورهی کارگاه سه دورهای نقد تئاتر بهصورت بینالمللی و از طرف کانون جهانی به شرکتکنندگان اعطا خواهد شد
3 مرداد 1402
درمجموع میتوان اجرای «آخرین سهشنبه سال» را متوسط و محافظهکارانه دانست زیرا با آنکه اشاراتی هر چند مبهم بر فساد سازمانیافته میشود، اما همچنان کفه ترازو بر پنهانکاری و ابهام است. اینجاست که به لحاظ شکلی و محتوایی، اجرا میان سیاسی بودن یا نبودن سرگردان میماند و به استعاره پناه میبرد و وضع موجود را بازتولید میکند
4 خرداد 1402
دانیال اربابی و گروه جوان اجراییاش، نمایشی تماشایی بر صحنه آوردهاند که ملالآور و کسالتبار نیست اما تماشاگران را واجد کیف و سعادت لورکایی هم نمیکند. اجرایی که از لورکا فاصله میگیرد تا جهان خویش را بسازد. اما نکته اینجاست که مفاهیمی چون زنانگی و خواهرانگی با این شیوه اجرایی کمرمق شده و مردانه و ماشینی به نظر میآیند.
21 اردیبهشت 1402
تکلیف ما با اجرای «گربه نره و روباه مکار» کمابیش روشن است: یک نمایش تر و تمیز که تمنای نقد سیاست و اخلاقیات جامعه را دارد و در این وادی پیروزمندانه شکست میخورد
25 اسفند 1401
میتوان نمایش تاناکورا را اجرای متوسط از یک نمایشنامه متوسط دانست. این البته در زمانهای که اغلب اجراها کیفیت لازم را ندارند میتواند نکتهای مثبت تلقی شود. اما تئاتر این روزها برای فراتر رفتن از این عسرت و حسرت، به جسارت و دانش بیشتری نیاز دارد. شاید ترکیب خلاقیت، نابهنگامی و امر نو. از یاد نبریم که حضور شخصیت اوشین تاناکورا در نمایش «چشم برهم زدن» محمد زیکساری چقدر مخاطبان را شگفتزده میکرد اما در نمایش تاناکورا، همان حضور همیشگی این سالها است و نوعی عقبگرد.
14 اسفند 1401
تلاش این گروه نه چندان شناختهشده آنچنان که باید مورد پسند مخاطبان قرار نگرفته و میتوان محصول رضا بهدادنیا را چه به لحاظ زیباشناسی، چه از منظر گیشه و رضایت مخاطبان، تجربهای شکستخورده دانست.
14 اسفند 1401
نمایش اهل هوا را گام مثبتی در کارنامه تئاتری محمد حاتمی دانست که در این سالها، بعضی اجراهایش مثل نمایش «دیگری» ناموفق بوده و حواشی متعددی ایجاد کرده است.
12 اسفند 1401
بر صحنه آمدن این قبیل اجراها میتواند نشان آن باشد که فرآیند آموزش تئاتر در بخش خصوصی دستخوش بحران است. مخاطبان تئاتری حق دارند در ازای پرداخت بلیت تقریباً صد هزار تومانی، اجراهایی با کیفییت تماشا کنند و فیالمثل به طنز وودی آلنی «مرگ در میزند» از ته دل بخندند.
12 اسفند 1401
«ژیمناستیک تکّهپارهها» با توجه به این بازار گسترده بکتشناسی، خاضعانه میبایست بپذیرد که در این مسیر، حتی میلیمتری نتوانسته به جهان بکت نقب بزند و راز و رمزی را آشکار سازد.
12 اسفند 1401
کارگردان این نمایش با بازیگران جوان تلاش کرده طنز موقعیت و کمابیش سیاسی نمایشنامه را اجرایی کند. اما به نظر میآید آن چنان نتوانسته ظرایف دراماتیک متن را به صحنه آورد.
12 اسفند 1401
نکته جالب در مواجهه حسانی با این نمایش 70 دقیقهای این است که بازیگران با تمام وجود تلاش دارند به منطق درونی نمایشنامه نزدیک شده و یک «ما»ی جمعی را شکل دهند که از طریق پیوند بدنهایی که توانایی دیدن را از دست دادهاند شکل یافته است. حتی در طول اجرا اشاراتی به نابینایی میشود و فیالمثل رابطه ادیپ شهریار با حقیقت و بینایی طرح میگردد.
12 اسفند 1401
نمایش «هایکوی پارو زن یک دست» اگر اندکی از فرامین «سوپر ایگو» یا همان «دیگری بزرگ» جامعه تخطی کند و در پی نجات بشریت نباشد و این ژست ضد جنگ بودن خویش را تا حدودی تلطیف کند، میتواند اجرایی تماشایی شود.
10 بهمن 1401
این نمایش در بازتولید جدید با تغییراتی در میزانسن و گروه بازیگران روی صحنه رفت. به این معنا «مکبث زار» توانست نمایشنامه ویلیام شکسپیر را با تکیه بر مراسم زار، آیینهای بومی و فولکلور جنوب ایران و تلفیق با داستان «مکبث» اسکاتلندی به تصویر بکشد. رویکردی مسبوق به سابقه در تئاترهای سراسر جهان و البته ایران.
24 دی 1401
اجراهای تئاتری اخیر، دامنه وسیعتری از کارگردانان ناشناختهای را به سالنهای تئاتری گسیل کرده که قبل از این نامی از آنان در میان نبود. اما با تمامی این گسترش اندک، همچنان رونق چندانی در سالنهای اجرایی وجود ندارد و اغلب اجراها با تماشاچیهای اندک بر صحنه میآیند.
15 دی 1401
این روزها به تماشای اجراهای تئاتری نشستن نوعی مواجهه با سردی زمستان است. اجراهایی که رونق چندانی ندارند و بنا به هر دلیل نتواستهاند انبوه تماشاگران را جذب خود کنند. حتی از آن دیدارهای قبل و بعد اجرا هم خبری نیست که گفتگویی شکل میگیرد و در باب کیفیت آثار، بحث و جدل میشود. این هفته نگاهی انتقادی به چهار نمایشی خواهیم داشت که این شبها در سالنهای کلانشهر تهران اجرا میروند و به نوعی نماینده نسلهای مختلف از کارگردانهای تئاتر کشور محسوب میشوند.
15 دی 1401
گلاب آدینه بعد از اجرای موفق نمایش «بانوی محبوب من» در سالن اصلی تئاتر شهر، این بار و در فضای پر التهاب این روزهای کشور، به پردیس تئاتر شهرزاد آمده و نمایشنامه «پردهخانه» را کارگردانی کرده است. اجرایی وفادار به متن که به اجبار صحنههایی را کنار گذاشته تا بتواند در مدت زمان دو ساعت و چهل دقیقه، نمایشنامه بهرام بیضایی را بر صحنه آورد.
15 دی 1401
«دو دوز سایتوتک» برداشتی آزاد از نمایشنامه «خوک هندی» و شاهد مثالی بر اینکه بهتر است گروههای جوان و ناشناخته، دست از برداشتهای بیش از حد آزاد و دلبخواهی از متون نمایشی بردارند و با پرداخت هزینه به ناشر و مترجم، نمایشنامههای خوب معاصر را به صحنه آورند.
20 آذر 1401
در «نوکر شیطان»، نقش لمپنها بیش از آنکه ساخته شود به شکلی اغراقشده تقلید میشود. نتیجه این رویکرد، بازتولید ژستهای نمایشی لمپنها با همان کلیشههای تکرارشوندهای است که در سینما و تئاتر این سالها شاهد بودیم. بازنمایی کلیشهای از اطوار لمپنها، تقلیل دادن ظرفیت این قشر اجتماعی در بازتاب دادن حال و هوای یک دوره تاریخی است
20 آذر 1401
نسیم تاجی سعی دارد در نمایش «خونه» در زمانهای که میل به مهاجرت زیاد است اهمیت ماندن در وطن و بازسازی خانه یا موطن را گوشزد کند. اما گویا از بختیاری ساکنان است که توسعه شهری به سراغ این مکان فراموششده آمده تا با تخریب بنای فرسوده و ساختن یک اتوبان، این جماعت را از غرق شدن در نوستالژی یک «خونه» با اصالت و روابط صمیمیانه خلاص کند.
29 آبان 1401
اجرای نمایشی چون «اهانت به تماشگر» از دل مناسبات تئاتر دانشجویی بیرون آمده و از این باب قابل تحسین و تامل است. خوانشی تازه که از خشونت هانتکه فاصله میگیرد و یادآور سوژه سیاستزدایی شده نئولیبرال است. اهانتزدایی از اهانت به تماشاگر ادامه منطقی مسیری است که مناسبات مادی تولید در این روزهای اقتصاد سیاسی گرفتار رکود تورمی، ایجاد کرده است
22 شهریور 1401
نمایش «سگها و استخوانهای مادرم» اثری ضد جنگ و زنانه است که فضایی تاریکتر از شب را نمایش میدهد. نویسنده تلاش کرده تا از شعارهای رایج در آثار جنگی، ملودرامهای آبکی و پروپاگاندا دوری کند که نکته بسیار مثبتی است.
12 شهریور 1401
به نظر میرسد که کامنتنویسان سایت ... به قدرت زیادی دست پیدا کردهاند و قطعا مدیریت این سایت نیز از این تأثیرگذاری آگاه است؛ اما رابطه آنها با یکدیگر مشخص نیست. ما به افراد زیادی زنگ زدیم؛ ولی همه آنها با حدس و گمان در این باره صحبت میکردند؛ حتی وقتی در رادیو با مدیر پردیس تئاتر شهرزاد صحبت میکردیم که چرا فروش یکی از اجراهای آنجا متوقف شدهاست؛ ایشان گفت که خود سایت «...» این کار را انجام داده؛ اما مدارک را به ما انتقال نداده تا چیزی در دست ما باشد.
22 مرداد 1401
آنچه روی صحنه دیده میشود، شبحی است از دادگر «هملت» و حتی «اودیسه» خبری از آن دادگر جادوگر نیست که روی صحنه تصویرهای بدیع بیافریند.
5 مرداد 1401
«بوکسور» ساده است. تلاشی است برای روایت یک قصه جنایی و شاید خانوادگی. پایان نمایش که غایت اثر است دور از ذهن برای مخاطب معمولی است. نویسندگان به انحای مختلف نشانههایی میکارند تا ما را برای غایت اثر آماده کنند؛ اما محو است، شبیه «هملت» نیست که شاهزاده غمگین دانمارک به استراق سمع عموی خویش مینشیند که در محراب از گناه کردهاش استغفار میکند.
4 مرداد 1401
نمایش شرحی کشاف...بیارتباط با وضعیت اینجا و اکنون ما در رابطه با سرکوب بیان و بدن زنان نیست اما چه در روایت و چه در اجرا، توان چندانی برای به نمایش گذاشتن پیچیدگی جامعهی این روزهای ما ندارد.