امتیاز دهی امتیاز دهی امتیاز دهی
امتیازدهی امتیازدهی امتیازدهی امتیازدهی امتیازدهی
139501171
سه شنبه 17 فروردين 1395 و ساعت 02:03:06
سایت خبری تئاتر - گفتگو با کارگردانی که از شعر به تئاتر رسید

.

سایت خبری تئاتر - گفتگو با کارگردانی که از شعر به تئاتر رسید

.

احسان گودرزی را در سال­‌های اولیه فعالیت هنری‌اش به عنوان ترانه سرا می‌شناسیم ،ترانه سرا و شاعر آلبوم­‌های موسیقی رضا یزدانی. گودرزی در سال 1392 برای اولین بار در تماشاخانه آو، مونولوگ «اسلحه ناموس منه» را به اجرا درآورد و اهالی تئاتر را به این باور رساند که توانایی، بازیگری، کارگردانی و نوشتن متن نمایشنامه را دارد.

 

 

سایت خبری تئاتر / سوگل دانائی: امروز بعد از دو سال، قرار است گودرزی، همان مونولوگ موفق: «مثل شلوار جین آبی» را در تماشاخانه سالن مستقل تهران اجرا کند و در کنار آن به کارگردانی متن دیگری از خودش: «اسلحه ناموس منه» بپردازد. بر آن شدیم تا دقایقی قبل از تمرین نهایی، به بررسی این دو نمایشنامه از زبان احسان گودرزی بپردازیم.

عاشقانه­ هایی در بستری پیچیده و ناهموار

به عنوان نخستین سوال، موضوع و تم نمایشنامه ها را جویا شدم، گودرزی گفت که سخت‌­ترین کار برایش خلاصه کردن موضوع مونولوگ است، آن هم بدلیل پیچیدگی کار. او همچنین ادامه داد: نمایشنامه‌­هایش تم عاشقانه‌­ای دارند. البته این حرف بیشتر درباره« مثل شلوار جین آبی» صادق است.

«اسلحه ناموس منه» مفصل تر است، زیرا که کار اقتباسی است از یک داستان کوتاه به نام «ستوان گوستل» نوشته آرتور شنیستلر، داستان در مورد خودگویی است که به نابودی ختم می‌­شود، کاراکتری که خودش را به مرز خودکشی می­‌رساند فقط به دلیل توهین یک نانوا به خودش، بعد اینقدر برای خودش بحران ایجاد می­‌کند بدون اینکه هیچ‌کدام واقعیت داشته باشند. داستان اصلی کمدی است، و داستان اتفاقا پایان خوش دارد. اما من به مونولوگ تم عاشقانه ای دادم و پایانش را هم تغییر دادم.

*چرا اقتباس؟

طبق گفته­‌های احسان گودرزی، او در مونولیو پنجم و در گروهی به سرپرستی امیررضا کوهستانی شرکت می­‌کند، در آن گروه هر فردی می­بایست که مونولوگ را نه به شیوه­ای متفاوت بلکه با فرم متفاوت اجرا می‌کرد، احسان گودرزی هم موظف می­‌شود که از کار سرهنگ گوستل مونولوگی اقتباسی بنویسد و آنرا اجرا کند.

مونولوگ؛ روانکاوی یک کاراکتر

شنیستلر، نویسنده­ای با دغدغه­‌های روانکاوانه است، برخی او را این گونه توصیف کرده‌­اند که بدلیل اشراف کاملش به فروید و روانکاوی است که می‌­تواند اینقدر راحت و صریح از دغدغه­‌های درونی انسان­‌ها به صورت هنرمندانه بگوید، از احسان گودرزی درباره علت علاقه او به این نویسنده و علت اقتباسش پرسیدم، او در ادامه پاسخ داد: بله، همینطور است، هم نویسنده‌­ای که من از آن اقتباس کردم و هم خودم علاقه مند بودم به فضاهایی که خیلی به مسائل درونی کاراکترها مربوط است. یعنی کل نمایش، شخصیت پردازی است، یا به طور دیگر، شخصیت در خدمت قصه نیست، قصه در خدمت شخصیت است. برای من تعریف مونولوگ همین است، توقع من این است که بعد از تماشای مونولوگ، تماما شخصیت برای من واکاوی شود. شنیستلر که من برای«اسلحه..» داستانی از آن را اقتباس کردم روانکاوی را خوب می­‌شناسد، فروید را می‌شناسد اما آن مفاهیم را تحت عنوان قصه ای خواندنی پیش می‌­برد، همه این روانکاوی­‌ها و شناخت درونیات کاراکتر دلبستگی­‌های منم بود.

روانشناسی که روانشناسی نمی­داند

مطمئنا کسی که دغدغه‌­اش درونیات کاراکتر بود، باید روانشناسی هم خوب می­‌دانست، پاسخ این نویسنده جوان اما قدری عجیب بود: من در روانشناسی و فلسفه هیچ تجربه و پیگیری آکادمیکی ندارم. قانع نشده ­بودم به همین دلیل ادامه دادم: پس این دغدغه­‌های واکاوی شخصیت‌­ها از کجا در ذهن شما نقش بسته است؟ من سعی می­‌کنم بیشتر از مشاهدات خودم استفاده کنم، من معمولا به سراغ دانستن یک نظریه نمی‌­روم. معمولا می‌­نویسم و پس از خوانش متن دیگران به این نتیجه می‌­رسند که مثلا یک فیلسوف هم چنین نظری داشته. این اتفاق برای هر کسی ممکن است پیش بیاید، ولی به دنبال دانستن اصولی آن­ها نمی­‌روم زیرا اگر آن­ها را اصولی بدانی جلوی تخیل تو را می­‌گیرد، و من می‌خواهم تخیل کنم اگر نزدیک بود به علم که خب بوده اگر نبوده هم چه بهتر که نبوده. یعنی می­‌خواهم بگویم که من اطلاعات دقیقی ندارم ولی ذهنم به شدت درگیر است.

تئاتر باید در کاراکتر پیدا شود

احسان گودرزی پیشتر در یادداشتی ادعا کرده بود که تئاتر برایش به معنای کاراکتر است و شاید علت انتخاب مونولوگ هم برایش همین باشد، پرسش بعدی‌­ام را درباره همین ادعا مطرح کردم، که آیا علت انتخاب دوباره مونولوگ توسط ایشان همین است؟ ایشان برای پاسخ به سوال به اولین روزهایی که مونولوگ نوشته بود اشاره­‌ای کرد و ادامه داد: من در این 3 یا 4 سال که درگیر نوشتن مونولوگ بودم، که البته صرفا به نوشتن دو مونولوگ ختم شد، به شدت درگیری فکری با مونولوگ داشتم آن هم به شیوه خودم، چون هزاران شیوه و نحوه نگاه کردن مختلف به مونولوگ وجود دارد، که البته این را هم باید در نظر داشته باشیم که هرکدام از این راهها به شدت نسبی درست و غلط هستند. اما درباره خودم، من بیشتر به مونولوگ­‌هایی علاقه مندم که خروجی آنها شناخت یک کاراکتر باشد، پیش از پیشبرد قصه. قصه برای من در مونولوگ یکسری ابزار و تزیین هستند که کنارهم به شناخت بیشتر شخصیت کمک می‌­کنند. چون در مونولوگ شخصیت بدون دلیل مقابل ما حرف می‌زند،خب علت آن چیست؟ اگر فردی سالم باشد که اینگونه رفتار نمی‌­کنند، در نتیجه باید علت رفتار آن کاراکتر در مونولوگ باید برای مخاطب پیدا شود.

تئاتر می­سازیم نه شب شعر

در تمامی کارهایی که از احسان گودرزی منتشر و یا پخش شده‌­است، چه در مقام شاعر و چه در مقام نویسنده، به نوعی با سیال بودن ایده­‌ها و ردپای شاعرانه روب­رو هستیم که این در جایی می­‌تواند حسن باشد و در جایی ضرر، او این شاعر بودن در کار را اینگونه توجیه می­‌کند: خب شاعر بودن کاری هیجان انگیزتر است، ما در هر مدیومی چه نمایشنامه چه فیلمنامه چه شعر هدفمان، خلق کردن است، من در تئاتر دلم می‌خواهد که شعر خلق کنم، این یعنی تئاتری که شاعرانه می‌­شود. اما این به معنای شب شعر نیست. که با اشک و بغض دیالوگ بگوییم، که اگر اینطور باشد ما شعر نوشتیم نه تئاتر. من دیالوگ‌هایی می‌نویسم که به حال و هوای شاعرانه نزدیکند و ما باید آنها را طوری بیان کنیم که شاعرانه به نظر نیایند.

این به عنوان کارگردان در دستور کار من بود که هم در «شلوار جین..» که خودم بازی می­‌کنم و هم در «اسلحه..» برای بازیگرم مرتضی درویش، که تا آنجایی که امکان پذیر است باید دیالوگ­‌ها و بار شاعرانه از بین برود و اتفاقا به مسخره ترین حالت بیان شود اما تاثیرش کجاست؟ اینکه چون در کلام شاعرانه چیده شده، ناخودآگاه تاثیر خوبی روی شما می­‌گذارد، انگار که شما ندانسته دارید کلام شیوا می­‌شنوید. این بخش از کار بسیار هیجان انگیز است زیرا من دارم با ذهن مخاطبی کار می­‌کنم که می‌­دانم شعر دوست دارد، بعد از آن یکسری شعر می‌نویسم و در اجرا سعی می­‌کنم که بار شاعرانه را از بین ببرم و تئاتر اجرا کنم ،زیرا دیگر با شب شعر طرف نیستیم. این روش فضیلت نیست، بلکه شیوه کار من است

نمایشنامه نویسی بر حسب اتفاق

احسان گودرزی از ابتدا فکری برای نوشتن و بازی کردن نداشته، او حتی اشاره می­‌کند که در دوران دانشجویی بیشتر علاقه به اجرای کار از نویسندگان خارجی داشته است و اتفاقی نمایشنامه نویس شده است: نه من از ابتدا چنین هدفی نداشتم، یک آزمایش و تست بود برای من نوشتن «شلوار جین آبی».

نوشتم، خودم علاقه مند شدم، مردم هم دوست داشتند. من از ابتدا نمی­‌دانستم که متنی که نوشتم چیست، یکبار برای آقای کوهستانی خواندم و ایشان من را تشویق کردند و من فهمیدم که می‌شود نمایشنامه نوشت و ادامه دادم. من در این دو مونولوگ نویسنده و کارگردان هستم و فقط در «شلوار جین آبی» تجربه بازی هم دارم. در ابتدا هم فقط «شلوار جین آبی» را در سال 90 نوشته بودم، یعنی دوسال قبل از اینکه اجرا کنم، که در این دوسال سعی داشتم که حداقل هفته ای یک‌بار آنرا بازبینی کنم. بعد از آن «اسلحه ناموس منه» را شروع کردم که احتمالا علت نوشتن آن هم به متن اول: «شلوار جین آبی» برمی‌گشت

بازیگری یا کارگردانی مسئله این است

دلیل این نویسنده جوان برای بازی کردن و کارگردانی این مونولوگ هم شاید به مانند نوشتن نمایشنامه این دو کار اتفاقی به نظر بیاید، او می­گوید: یکی از دلایلی که من ((مثل شلوار جین آبی))را بازی کردم، خب شاید کمی جذاب و البته خنده دار باشد، من ابتدا متن را نوشتم تا یکی از دوستانم کار را کارگردانی و دیگری هم بازی کند، خب به دلایلی کنسل شد. من ابتدا متن را در مونولیو هم اجرا کرده بودم، آقای معجونی از کار خوششان آمد و پیش از دوره بعدی مونولیو قرار شد که خودشان کار را اجرا کنند، اما ایشان هم به مسافرت ناخواسته ای برخوردند و من که فقط دو هفته زمان داشتم، قرار شد که با دوست دیگرم کار را برای مونولیو پیشرو آماده کنیم و او در کار بازی کند. من دو هفته فرصت داشتم اما دوستم می­توانست تنها ده روز در کنار من باشد، من با خودم فکر کردم و متوجه شدم که متن را تا حدود زیادی حفظم و هر فرد دیگری ابتدا باید زمان زیادی صرف حفظ متن بگذارد و همین بهانه ای شد که من متن را خودم اجرا کنم. به هر حال دو سال زمان برای زندگی با متن گذاشته بودم. همچنین به عنوان پرسش آخر از سخت­تر بودن هر کدام از این موقعیت­های بازیگری و کارگردانی جویا شدم او ادامه داد: خب من در تمام مدتی که کار میکنم متاسفانه بیشتر در حال کارگردانی هستم و کمتر از بازی لذت می­برم و شاید علت اینکه فقط در یکی از کارها بازی کردم همین باشد.

مونولوگ­‌های «مثل شلوار جین آبی» و «اسلحه ناموس منه» هر شب در تماشاخانه سالن مستقل تهران در دو سانس 18:30 و 19:30 به نویسندگی و کارگردانی احسان گودرزی و تهیه کنندگی رامبد جوان اجرا می شود.

 

 

 

اخبار تئاتر:

مهلت ارسال طرح و متن به دو بخش جشنواره تئاتر رضوی تمدید شد

فخر الدین صدیق شریف زنگ آغاز نمایش "فصل بهارنارنج" را می‌زند

نمایش "اودیسه " پنجشنبه و جمعه دو نوبت اجرا می‌شود

«انگشتری ژنرال ماسیاس» از 20 فروردین در سالن ارغنون

دلیل انصراف خیرالله تقیانی‌ پور از اجرا در ایرانشهر

انصراف بهنوش بختیاری از بازی در یک تئاتر

«هویت پروانه‌های مرده» در تالار مولوی روی صحنه می‌رود

اتابک نادری «دپوتات» را در تالار ایوان شمس روی صحنه می‌برد

معرفی هیات انتخاب چهاردهمین جشنواره تئاتر عروسکی دانشجویی

برترین‌های تئاتر کودک و نوجوان انتخاب شدند

پیام مدیر کل هنرهای نمایشی به مناسبت روز جهانی تئاتر

باستان شناسان به دنبال جمجمه شکسپیر

پرفروش‌ترین نمایش‌های تئاتر شهر در سال 94

فراخوان مسابقه نمایشنامه‌نویسی نمایش‌های آیینی و سنتی

 

 


کلیدواژه ها:

احسان گودرزیمثل شلوار جین آبیاسلحه ناموس منهتماشاخانه سالن مستقل تهرانتاتر جدیدنمایش جدیدتاتر جدید در تهرانتاتر در تهرانتماشای تاتر در تهرانتئاتر جدیدتئاتر جدید در تهرانتئاتر در تهرانتئاتر تهرانتاتر تهرانتماشای تئاتر در تهرانسرویس تئاترتئاتر ایراناخبارتیاترjmhjvUjhjvUتیاترتاترتئاتر ایرانتاتر ایرانتیاتر ایرانتاترمرجع تئاترپایگاه خبری تئاترسایت خبری تئاترایرانart iranتئاترتئاتر ایرانسایت تئاترتئاتر سایتفرهنگی هنری«تئاتر»خبر تئاترخبر جدید تئاترجدیدترین اخبار تئاتر ایراناخبار تئاتر ایرانخبرهای تئاترتئاتری هادرباره تئاترتئاتر؟کجا؟کی؟عوامل؟بلیت؟Iranian Theater Newstheater irantheateriran artart irantheater iriran
نظر شما


captcha
  • گزارش تصویری- نمایش صعود مقاومت پذیر آرتورواویی- کارگردان: امیر دژاکام
  • گزارش تصویری نمایش «محفل بی عاری»  کارگردان سیاوش بهادری راد‎
  • گزارش تصویری - نمایش کافه طره - کارگردان: نوشین تبریزی
  • گزارش تصویری - نمایش مسئولیت شکستن سکوت مطلق - کارگردان: شیوا مسعودی
  • نشست خبری چهاردهمین جشن خانه تئاتر
به جمع طرفداران تئاتر بپیوندید
 نمایش مستعد حادثه
 نمایش بنگاه تئاترال
کانال تلگرام پایگاه خبری تئاتر
مجله الکترونیکی «تاسیان»
فراخوان همکاری با سایت خبری تئاتر
 کاریکاتور تئاتر